728 x 90

سال تحصیلی جدید؛ کابوس خانواده‌های ایرانی

سال تحصیلی جدید؛ کابوس خانواده‌های ایرانی
سال تحصیلی جدید؛ کابوس خانواده‌های ایرانی

هیولای سال تحصیلی! این تصور هول‌ناک خانواده‌ها از رسیدن صدای پای سال تحصیلیِ جدید است. درست است که هر سال تحصیلی، باید امید به دانش و علم و رشد اجتماعیِ دانش‌آموز را برانگیزد، ولی برای اکثر خانواده‌های ایرانی هول  چگونه تأمین کردن نیازهای درس و مشق بچه‌ها را تداعی می‌کند. 

 

در ایران بحران‌زده بر اثر حاکمیت بحران‌ساز، دو اولویت از صبح تا شبِ سالیان مداوم، در جنگ و کشاکش هستند؛ اولویت زندگی و نیازهای مردم، اولویت حفظ نظام. در میان اگر نعمتی هم از غیب برسد ــ مثل جنگ ــ که در خدمت حفظ نظام باشد، زندگی و نیاز مردم بر باد رفته است. از این جمله است سامانه‌ی آموزش و پرورش که هرگز اولویت‌اش اطمینان خاطر دانش‌آموز و والدین‌اش نبوده و نیست. بعد از ۴۷ سال صدارت و تبلیغات و وعده‌ی بردن مردم به بهشت، وضعیت زیرساخت‌ها چنین «کم‌سابقه» شده است:

«حوزه آموزش و پرورش حتی قبل از جنگ‌ها و بحران‌های اخیر نیز گل و بلبل نبوده است. ترکیبی از نارسایی‌های زیرساختی، اقتصادی و تکنولوژیک، نظام آموزشی کشور را در شرایط کم‌‌سابقه‎‌‌ای قرار داده است.»[۱]

 

آموزش و پرورش در دو دهه‌ی اخیر اقدام به خصوصی کردن برخی مدارس نمود که حاصل‌اش چاپیدن بیشتر از مردم و نیز طبقاتی کردن طیف دانش‌آموزان بوده است. حالا که طبقه‌ی متوسط هم به‌یمن کارنامه‌ی درخشان اتاق فکر نظام ولایی، سقوط کرده، همان خانواده‌ها دیگر توان ثبت‌نام فرزندان‌شان در مدارس غیر انتفاعی را ندارند. حاصل، چنین «موجی از مهاجرت» شده است:

«محدودیت های اقتصادی خانواده ها، موجی از مهاجرت دانش‌آموزان از مدارس غیرانتفاعی به‌سمت مدارس دولتی را رقم زده است...ریزش آمار ثبت‌نام در بخش غیردولتی و سرریز آن به مدارس دولتی، ظرفیت این مدارس را به نقطه سرریز ــ کلاس‌های ۴۰ تا ۵۰ نفره ــ رسانده است.»[۲]

 

مدارس در ایران، نخستین قربانیِ بحران انرژی هستند. برق و گاز ایران برای عراق و لبنان که جولانگاه نیابتی‌های حاکمیت‌اند، ارزان و پیشکش، ولی سهمیه‌ی انرژیِ مدارس ایران باید خرج نیابتی‌ها و بسیج و سپاه بشود؛ علی محبی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، ۲۵ مرداد ۱۴۰۵:

«آسان‌ترین راه برای مدیریت مصرف انرژی در سال‌های اخیر، تعطیل کردن مدارس بوده است.»[۳]

از آموزش و پرورشی که وزیر آن فراخوان به حضور نیروی انتظامی در مدارس می‌دهد و اولویت برایش «شعائر دانش‌آموزان»[بخوانید فرائض دین حکومتی] است، چه عایدی نصیب علم و آموزش و تربیت می‌شود؟ آیا این وضعیت که شمه‌یی از آن بررسی شد، عجیب است. آیا به‌گونه‌یی قانون‌مند به این عاقبت و نتیجه نخواهد انجامید؟

«خسارت‌های علمی و آموزشی و تربیتی در سال‌های آینده جبران‌‎ناپذیر خواهد بود. سال سخت مدرسه آغاز شده است.»[۴]

 

در ایران بحران‌زده بر اثر حاکمیت بحران‌ساز، دست روی هر چیزی در سیاست، اقتصاد و اجتماع گذاشته شود، علت بحران به‌طور مستقیم به اتاق فکر نظام راه می‌برد. این واقعیت را دیگر رسانه‌ها و کارگزاران  حکومتی هم در انواع بیان و تعبیر، اذعان می‌کنند. اما از آن‌جا که هرگز نزدیک کانون اصلیِ بحران‌ساز نمی‌شوند و به‌عمد دور می‌زنند، در ارائه‌ی راه حل همواره به توهم و آدرسی که حتی پشیزی هم از مشکل مردم را حل نمی‌کند، متوسل می‌شوند:

«نیاز به تغییر نگاه حاکمیت به آموزش از یک "نهاد مصرف‌کننده" به "ضروری‌ترین زیرساخت ملی" است.»[۵]

 

اما اکثریت مردم ایران، نشانیِ دقیق پایان همه‌جانبه‌ی بحران آموزش ــ و همه‌ی بحران‌های موازی ــ را می‌دانند و مترصد تحقق آن هستند: مهر ختم بر حاکمیت بحران‌ساز ولایت فقیه زدن.

 

پی‌نوشت:

[۱ تا ۵] روزنامه خراسان، ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/85f59bb6-6ca1-42eb-8ddf-61660daa3209"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات