728 x 90

ضرورت گذار به «راه‌حل سوم»: دیدگاه فرانسیشکو آسیش در حمایت از مقاومت ایران

فرانسیشکو آسیش
فرانسیشکو آسیش

سخنرانی فرانسیشکو آسیش، هماهنگ‌کننده حقوق‌بشر در گروه سوسیالیست‌ها و دمکرات‌های پارلمان اروپا و نماینده باسابقه پرتغال، در کنفرانس پارلمان اروپا به تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، یک کالبدشکافی سیاسی دقیق از وضعیت فعلی رژیم ایران و ضرورت به‌رسمیت شناختن یک جایگزین دموکراتیک است.

دیدگاه آسیش از این جهت حائز اهمیت است که از قلب جریان چپ و میانه-چپ اروپا برمی‌خیزد؛ جریانی که او خود با صراحتی کم‌نظیر از سکوتش در برابر جنایات رژیم انتقاد می‌کند. این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف این سخنرانی و ضرورت راهبردی تغییر رویکرد اروپا در قبال ایران می‌پردازد.

 

فرهنگ مرگ در برابر کرامت انسانی

آسیش سخنان خود را با ادای احترام به ده‌ها هزار زن و مردی آغاز می‌کند که در دهه‌های گذشته قربانی استبداد مذهبی شده‌اند. او با استفاده از تعبیر تکان‌دهنده «فرهنگ مرگ»، ماهیت وجودی رژیم حاکم را هدف قرار می‌دهد. او در بخشی از سخنان خود می‌گوید:

«ما در این پارلمان تمام تلاش خود را به کار بسته‌ایم تا محکومیت صریح این اعدام‌های هولناک و "فرهنگ مرگی" را که ویژگی بارز این رژیم است، تضمین کنیم».

«فرهنگ مرگ» توصیفی از یک استراتژی بقا است. رژیمی که با اعدام جوانان ۱۸ تا ۳۰ساله در پی قیام‌های اخیر، سعی در ایجاد رعب و وحشت دارد، در واقع با مردم خود وارد وضعیت جنگی شده است. آسیش با ستایش از «شجاعت تقریباً باورنکردنی» این جوانان، تأکید می‌کند که تقابل اصلی در ایران، تقابل میان یک رژیم ضدبشری و ملتی است که کرامت خود را بازیافته است.

 

انتقاد از سکوت چپ اروپا و ضرورت مسئولیت‌پذیری جهانی

یکی از نقاط عطف سخنان آسیش، انتقاد وی از هم‌فکران سیاسی‌اش در اروپا است. او به درستی تشخیص می‌دهد که سکوت در برابر نقض فاحش حقوق‌بشر در ایران، به‌معنای چراغ سبز نشان دادن به دیکتاتوری است.

 

«من به‌عنوان فردی از جناح چپ و میانه-چپ، از سکوت سنگین چپ اروپا در برابر این تراژدی واقعی انسانی متأسفم».

این نقد بیانگر لزوم بازنگری در سیاست‌های بین‌المللی است. از نظر آسیش، رژیم ایران از درگیری‌های منطقه‌یی و سایه جنگ به‌عنوان یک «سپر» استفاده می‌کند تا جنایات داخلی خود را پنهان کند. او هشدار می‌دهد که رژیم در شرایط جنگی، خود را در نقش قربانی جا می‌زند تا با قطع اینترنت و در مصونیت کامل، به «جنگ علیه مردم خود» ادامه دهد.

 

عامل اثرگذار: مردم و مقاومت سازمان‌یافته

آسیش با نگاهی واقع‌بینانه به وضعیت سیاسی، بر این باور است که بمباران یا دخالت‌های نظامی خارجی نمی‌توانند راه‌گشای صلح و دموکراسی در ایران باشند. او بر این نکته کلیدی پای می‌فشارد که تنها نیروی محرک تغییر، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنها هستند. وی در جمله‌ای راهبردی خاطرنشان می‌کند:

«حملات هوایی نمی‌توانند رژیم را سرنگون کنند، اما مقاومت ایران می‌تواند. هیچ سطحی از بمباران نمی‌تواند جایگزین این نیرو در صحنه، یعنی نیروی مردم ایران شود».

این تحلیل، پاسخ صریحی به کسانی است که به‌دنبال میان‌برهای نظامی برای حل بحران ایران هستند. آسیش تأکید می‌کند که قدرت واقعی در «هم‌افزایی میان اعتراضات توده‌ای، واحدهای مقاومت و رزمندگان سازمان مجاهدین خلق» نهفته است؛ چرا که رژیم بر اساس تجربه تاریخی خود، این پیوند را تنها تهدید موجودیتی برای بقای خود می‌بیند.

 

رد آلترناتیوهای مصنوعی و احترام به حاکمیت مردم

یکی از درخشان‌ترین بخش‌های سخنرانی این سیاست‌مدار پرتغالی، مرزبندی روشن میان دموکراسی‌خواهی واقعی و تلاش برای بازگشت به استبداد گذشته است. او هشدار می‌دهد که اروپا نباید تحت تأثیر لابی‌هایی قرار بگیرد که به‌دنبال احیای سلطنت و وارثان ساواک هستند. وی با قاطعیت می‌گوید:

«وظیفه اروپا به‌هیچ‌وجه تسلیم شدن در برابر فشارهایی نیست که هدف‌شان ترویج وارثان سلطنت پیش از سال ۱۹۷۹ است؛ سلطنتی که با سرکوب توسط پلیس مخفی مخوف (ساواک)، اعدام‌ها، شکنجه و انحلال احزاب سیاسی شناخته می‌شد».

از منظر آسیش، انتخاب نوع حکومت و حاکمان آینده ایران، حق مردم ایران از طریق «انتخابات آزاد» است. او حمایت از شورای ملی مقاومت ایران را نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت عقلانی می‌داند؛ زیرا این سازمان هدف اصلی سرکوب رژیم بوده و به تبع آن، «محتمل‌ترین جایگزین و سازمانی با بیشترین شانس برای سرنگونی ملایان» است.

 

راه‌حل سوم: پارادایم صلح و آزادی

فرانسیشکو آسیش با ارجاع به مواضع بلندمدت خانم مریم رجوی، از مفهوم «راه‌حل سوم» حمایت می‌کند. این راه‌کار که از سال ۲۰۰۴ مطرح شده، مسیری متفاوت از مماشات (که به رژیم فرصت بقا می‌دهد) و جنگ خارجی (که به زیرساخت‌های کشور آسیب می‌زند) است.

«خانم مریم رجوی علناً اعلام کردند که راه‌حل ایران نه جنگ خارجی است و نه سیاست مماشات، بلکه "راه‌حل سوم" است: تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و مقاومت آن‌ها».

آسیش با اشاره به استقبال مقاومت از آتش‌بس در درگیری‌های منطقه‌ای، ثابت می‌کند که برخلاف تبلیغات رژیم، این مقاومت است که خواهان پایان خون‌ریزی و هموار شدن راه آزادی است.

 

پیشنهادات عملی برای اتحادیه اروپا

آسیش معتقد است که هر گونه توافق با تهران باید مشروط به بهبود وضعیت حقوق‌بشر باشد. اقدامات پیشنهادی او شامل موارد زیر است:

تعطیلی سفارت‌خانه‌ها: اخراج دیپلمات‌-تروریست‌هایی که از مصونیت دیپلماتیک برای سرکوب فراملی استفاده می‌کنند.

به‌رسمیت شناختن حق مقاومت: تأکید بر حق مردم ایران و واحدهای مقاومت برای حفاظت از خود در برابر سرکوب.

حمایت از طرح ۱۰ماده‌ای: آسیش این طرح را که توسط مریم رجوی ارائه شده، «تنها راه معتبر به سوی ۳هدف اساسی یعنی صلح، آزادی و دموکراسی» توصیف می‌کند.

در یک‌کلام پیام فرانسیشکو آسیش این است: زمان آن فرا رسیده که اتحادیه اروپا از سیاست‌های شکست‌خورده گذشته عبور کند و با ایستادن در کنار مقاومت ایران، به جای سرمایه‌گذاری بر روی یک رژیم در حال سقوط، بر روی آینده دموکراتیک ایران سرمایه‌گذاری کند. این تنها راه تضمین ثبات در منطقه و پایان دادن به دهه‌ها رنج و خون‌ریزی است.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b41553bf-fdfe-4c89-9e44-5e32e6488bc3"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات