728 x 90

فقر نهادینه آن‌ روی سکه فساد نهادینه!

کودکان کار
کودکان کار

ایران ِکنونی بدترین و سیاهترین دوران حیات خویش را سپری می‌کند. زیرا دیکتاتوری مذهبی حاکم بر آن مهیب‌ترین نوع دیکتاتوری در تاریخ است. آخوندها با سوءاستفاده در یک سرقت تاریخی در بهمن ۵۷ بر مسند قدرت نشستند و بلافاصله با سرکوب آزادی‌ها در ایران، جامعه را شقه و بنا به اعتراف پاسدار فاسد محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران، ۹۶درصد از مردم ایران را به حاشیه رانده و ثروت و منابع ملی کشور را به انحصار خود درآورده‌اند.(مناظره تلویزیونی نمایش انتخابات خردادماه ۹۴)

هر دو باند رژیم در کارنامه ۴دهه جنایت و غارت اموال مردم ایران شریک و همکار بوده و هستند.

فساد ناشی از حاکمیت‌سیاسی و نامشروع آخوندها، ایران را در زمرهٔ فاسدترین کشورهای جهان قرار داده است.(گزارش سالانه سازمان شفافیت بین‌الملل ۲۰۱۸)

بر اثر چنین فسادی که در تاریخ ایران بی‌سابقه است، به‌گفته رسانه‌های حکومتی بیش از ۳۳درصد از مردم ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بنا‌به گفته رسانه حکومتی تسنیم، این رقم بیش از ۵۰درصد می‌باشد.

در ایران کنونی، فروش اعضای بدن یا حتی کودکان توسط والدین‌شان تبدیل به امر رایجی شده است. آگهی‌های این‌گونه فروش دردناک بر دیوارهای شهرهای ایران سند‌های گویایی از چنین واقعیتی در ایران هستند.

کودکان به‌علت فقر توسط والدین‌شان به‌فروش می‌رسند. برخی دیگر نیز به جای تحصیل تبدیل به کودکان کار شده‌اند و جوان ناشده طعمه فرسودگی و پیری می‌شوند. سرنوشت این بخش از جامعه ایران کنونی به طرز وحشتناکی دردآور است. آمار کودکان کار یا سرگردان هر روز رو به افزایش است.

وجود فقر در ایران، وضعیت زنان در جامعه را بسیار دردناک کرده است. موج گسترده‌ای از آنان طعمه باندهای حکومتی شده و به‌گونه‌های مختلفی مورد سوءاستفاده‌های گوناگون قرار می‌گیرند.

به‌علت فقر در جامعه، بیکاری هر روز موج جدیدتری از کارگران را به زیر خط خود می‌کشد. روز،۲۰شهریور ۱۳۹۸، علی خدایی، عضو شورای عالی کار رژیم آخوندی، در یک اعتراف تکان‌دهنده گفت: «۳.۵میلیون کارگر در کارگاههای زیرزمینی فعالیت دارند که آمار آنها در هیچ جا نیست. این کارگران فاقد هر گونه شناسنامه کارگری هستند و فراموش شدگانی هستند که اگر اعتراض کنند، به‌زودی بیکار می‌شوند. وی همچنین گفت حداقل دستمزد مشخص شده برای کارگران، تنها ۳۵درصد هزینه معیشت کارگران را تأمین می‌کند».(خبرگزاری تسنیم نیروی تروریستی قدس ۲۰شهریور)

دستفروشان خیابانی که جزو فقیر‌ترین اقشار جامعه هستند روزانه به‌طور وحشیانه‌یای توسط نیروهای دولتی مورد ضرب ‌و شتم قرار گرفته و زندانی می‌شوند.

ابعاد تکان‌دهنده فقر سیاه و خانمان‌سوزی به جایی رسیده که سایت حکومتی اقتصاد آنلاین ۲۰مرداد ۹۸ نوشته است که وضع درآمدی جامعه طی ۲سال گذشته کاملاً دوقطبی شده است. رشد تورم و شکاف درآمدی موجب شده که قشر متوسط جامعه از بین برود و آمارهای اعلامی از طرف بانک مرکزی نشان می‌دهد که ٧٠‌درصد سپرده‌های بانکی متعلق به یک‌میلیون و ٦٠٠‌هزار نفر یا همان ٢‌درصد جامعه است و ٧٨‌میلیون و ٤٠٠‌هزار نفر دیگر تنها ٣٠‌درصد سپرده‌های بانکی را دارند. این در حالی است که کارگزاران اصلی رژیم سرمایه‌های نجومی خود را در بانک‌های داخل کشور نمی‌گذارند!

بنا بر آمار و ارقام رسمی منتشر شده بین سالهای ۹۲تا ۹۷ شکاف طبقاتی در ایران ۱۲درصد بیشتر شده است. منابع موثق می‌گویند که قدرت خرید مردم بین ۶۰ تا ۷۰درصد کاهش پیدا کرده است. کارشناسان حکومتی در خوش‌بینانه‌ترین ارزیابی، خط فقر در ایران را ۶میلیون و ۵۰۰هزار تومان برآورد کرده است. خبرگزاری حکومتی ایسنا ۸مرداد ۹۸ نوشت که هزینه زندگی کارگران ۴برابر دستمزد آنهاست.

شکاف طبقاتی و شدت فقر از یک‌طرف و فساد و دزدی میلیاردی توسط سران رژیم و خانواده‌هایشان دو عامل مهم در تحولات آتی در ایران است.

گسترهٔ فقر در ایران هیچ‌قشری از جامعه را باقی نگذاشته است. بسیاری افراد چند شغله و چند شیفته کار می‌کنند. در مناطق مرزی و از جمله در شمال‌غربی ایران کولبری، حتی کودکان و سالمندان و زنان را نیز در میان خود جای داده است. بنا به اخبار منتشره توسط ارگانهای حقوق‌بشری طی یک سال اخیر بیش از صد کولبر توسط نیروهای دولتی به‌قتل رسیده‌اند.

معلمین و دانش‌آموزان در زمرهٔ قربانیان فقر در ایران هستند. دستمزد یک معلم تنها درصد ناچیزی از هزینه‌ زندگی‌اش می‌باشد. یک نماینده مجلس رژیم در این رابطه می‌گوید: «چگونه انتظار دارید معلمان آموزش و پرورش با دستمزد حقوق روزی پنجاه تا هفتاد هزار تومان فرزندان ما را خوب آموزش دهند... آیا می‌دانید بیشتر بازنشستگان در بنگاههای اقتصادی کار خدماتی انجام می‌دهند و با سیلی صورت خود را سرخ می‌کنن؟ آیا می‌دانید زندگی کارگران شبیه دوران بردگی است؟». (رضایی، در مجلس رژیم، ۲۷فروردین ۱۳۹۸)

بسیاری از والدین‌ به‌علت گرانی لوازم‌التحریر و افزایش ۵۰۰درصدی‌اش، قادر نیستند فرزندان خود را راهی مدارس بکنند. در این باره هم رسانه‌های رژیم با وقاحت تمام می‌نویسند که والدین دانش‌آموزان با چشمانی گریان مجبور می‌شوند فروشگاه را ترک کنند چرا که قدرت خرید و پول کافی برای خرید ندارند. گرانی لوازم‌التحریر در شرایطی است که اکثریت خانواده‌های بیش از ۱۴میلیون دانش‌آموز زیر خط فقر هستند.

فقر در جامعه بسیاری خانواده‌ها را فروپاشانده و گسترش پدیده طلاق از نشانه‌های این پدیده مرگبار در ایران تحت آخوندها است. گسترش موارد خودکشی یا خودسوزی زنان یا مواردی هم‌چون رشد ازدواج دادن کودکان یا فروش کودکان به‌منظور صاحب‌خانه شده از نمودهای دیگر فقر در این زمینه است.

موارد فوق، تنها گوشه بسیار کوچکی از یک فقر خانمانسوز در ایران تحت حاکمیت آخوندهاست.

یک کارگزار حکومتی در فروردین ۹۶ که وضعیت حاشیه‌نشینی بهتر از این ایام بود، ۳۵درصد از جمعیت شهری کشور را حاشیه‌نشین خواند و گفت هم‌اکنون ۲۰میلیون نفر از جمعیت شهری در کشور حاشیه‌نشین هستند. (سایت حکومتی خبرگزاری صدا و سیما  ۱۸فروردین ۹۶) کسانی که بدون حداقل امکانات زیستی و بهداشتی به طرز دردناکی در حاشیه شهرها زندگی می‌کنند.

بنا به گزارشات موثق و همچنین مشاهدات عینی، واقعیت امر بسیار دردناکتر از این‌ها بوده و هنوز جهان خبردار نیست که بر مردم ایران در این ۴دهه چه گذشته است. به موازات فقر، سرکوب مردم وجه دیگری از این وضعیت است. اخیراً بیدادگاه خامنه‌ای برای ۷تن از کارگران نیشکر هفت‌تپه و مدافعان آنها حکم ۱۱۰سال زندان صادر کرده است.

قیام سراسری مردم ایران در دیماه ۱۳۹۶ با خواسته سرنگونی تمامیت رژیم آخوندی، خط بطلانی بر همه جناح‌های غارتگر این رژیم کشید و جهان دید و شنید که مردم ایران رژیم ملاها را نمی‌خواهند. لذا این صحنه در تقدیر است که ارتش گرسنگان و فقرا، هر جا فرصتی یابند برای به زیر کشیدن این رژیم دیکتاتوری دست به قیام خواهند زد.

از این‌رو، رژیم نامشروع حاکم بر ایران، بیهوده در تلاش است برای مهار اوضاع، به سرکوب بیشتر در جامعه ادامه دهد. زیرا تشدید فقر، قیام ِقهرآمیز ِ گرسنگان و فقیران را در چشم‌انداز خود دارد و آخوند‌ها را از محاکمه در پیشگاه مردم و دادگاههای علنی گریزی نخواهد بود. آنها در هراس هستند و حق دارند وحشت‌زده باشند. زیرا پیروزی محتوم، از آن ِ اکثریت گرسنگان مردم ایران است و سرمایه‌گذاری این رژیم در خارج از مرزها که چیزی جز صدور بنیادگرایی و تروریسم نیست، برای رژیم فریادرس نخواهد بود.

حرف آخر را مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آن خواهند زد.

 

ق. علوی

 

مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات