728 x 90

ققنوسی از خاکستر دهه شصت؛ یادداشتی در بزرگداشت قهرمان ملی، علی‌اکبر اکبری

علی‌اکبر اکبری
علی‌اکبر اکبری

نامت،
دوشادوش خون سیاوش
در افسانه‌های مادران
در گوش کودکان آینده‌ٔ ایران
تکرار خواهد شد

نامت، آی فرزند قهرمان شرف!
تا همیشه‌ٔ انسان
ستاره باران باد!

 

تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران سرشار از فرازهایی است که در آن اراده‌ٔ سترگ انسانهای فداکار، بن‌بست‌های سنگین تاریخی و اختناق تحمیل‌شده را درهم شکسته است. در این میان، حماسه اول شهریور ۱۳۷۷ به نام جوانی بیست‌ساله گره خورده است: علی‌اکبر اکبری (رضا)؛ مجاهدی برخاسته از رنج‌های مرزنشینان ایلام، که با عزمی پولادین به نماد دادخواهی نسل‌های قتل‌عام شده و پاسخ قاطع به ماشین شقاوت و سرکوب تبدیل شد و در حافظهٔ جمعی به‌عنوان «قهرمان ملی» جای گرفت.

 

خاستگاه و جوشش آگاهی در میان محرومیت‌های مرزی

علی‌اکبر اکبری در اول شهریور ۱۳۵۷ در خانواده‌ای زحمتکش در ایلام دیده به جهان گشود؛ روزهایی که هم‌زمان با تحولات بزرگ سیاسی و سپس استقرار حاکمیت جدید در ایران بود. دوران کودکی و نوجوانی او در استانی سپری شد که به‌طور مستقیم در معرض آسیب‌ها، فقر و ویرانی‌های ناشی از جنگ هشت ساله‌ٔ خمینی با عراق قرار داشت.

او از همان سال‌های نخستین زندگی، درد و رنج طبقاتی و محرومیت‌های مضاعف منطقه را لمس کرد. نقطه‌عطف بیداری و آگاهی سیاسی او به اواخر دهه شصت و مشاهده سرکوب‌های خونین باز می‌گشت. تماشای صحنه‌های اعدام خیابانی مجاهدین و مبارزان در میادین ایلام، وجدان جستجوگر او را تکان داد و این پرسش بنیادین را در ضمیرش نشاند که چرا حاکمیت برای حفظ بقای خود به خشن‌ترین ابزارهای حذف فیزیکی روی می‌آورد. این کنجکاوی و پیگیری عمیق، در پانزده سالگی وی را به شناخت دقیق ساختارهای سیاسی کشور و در هفده سالگی به عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران سوق داد.

 

پرونده شقاوت و چرایی ضرورت مجازات لاجوردی

برای درک اهمیت کنش علی‌اکبر اکبری، باید جایگاه هدف این عملیات را در تاریخ معاصر بازخوانی کرد. اسدالله لاجوردی نماد عریان خشونت، دادستان انقلاب مرکز در دهه شصت و پایه‌گذار ساختارهای مخوف شکنجه و سلول‌سازیهای انفرادی در زندانهایی چون گوهردشت و اوین بود. از نگاه مستندات تاریخی و روایات شاهدان عینی این آیشمن نظام ولایت فقیه واضع جنایت‌های زیر بود:

صدور احکام تیرباران برای متهمان و حتی نوجوانان بدون احراز هویت یا برگزاری دادگاه عادلانه.

طراحی شیوه‌های غیرانسانی برای درهم‌شکستن اراده زندانیان سیاسی و سلب کرامت انسانی آنان.

نفی هر گونه حق حیات و وکیل برای مخالفان فکری و تلاش برای حذف کامل هویت مستقل دگراندیشان.

علی‌اکبر اکبری با تکیه بر این واقعیت‌های تاریخی و با انگیزه‌ٔ ادای دین به هزاران جان‌باخته سال‌های ۶۰ تا ۶۷، داوطلبانه و با اصرارهای مکرر خواست تا مأموریت مجازات این مهره کلیدی به او واگذار شود. وی در نامه‌ها و یادداشت‌هایش نوشت که تحمل زنده ماندن جلادان و آسودگی عاملان شکنجه برای نسلی که خواهان کرامت انسان است، ناممکن خواهد بود.

 

حماسه متهورانه اول شهریور ۱۳۷۷ در بازار تهران

در بیستمین سالگرد تولدش، در اول شهریور ۱۳۷۷، علی‌اکبر اکبری به همراه همرزم وفادارش «علی‌اصغر غضنفرنژاد» برای انجام آخرین مراحل شناسایی وارد بازار تهران شد. وی با هوشیاری متوجه شد که موقعیت برای اقدام نهایی کاملاً مهیاست. علی‌اکبر با چشم‌پوشی از برنامه‌های احتیاطی خروج، بی‌درنگ وارد محل استقرار لاجوردی شد و او را از پای درآورد.

علی‌اکبر اکبری پس از اجرای کامل مأموریت، در محاصره نیروهای امنیتی حاضر به اسارت نشد و با استفاده از قرص سیانور، در ۳ شهریور ۱۳۷۷ در بیمارستان لقمان‌الدوله ادهم جان باخت تا اسرار همرزمانش را با خود جاودانه سازد. همرزم او، علی‌اصغر غضنفرنژاد نیز بعدها در مناطق مرزی دستگیر و پس از تحمل شکنجه‌های شدید به جوخه اعدام سپرده شد.

 

پیامدهای سیاسی و بازتاب اجتماعی این عملیات فدایی

عملیات مجازات لاجوردی، بازتاب گسترده‌یی در فضای ملتهب سیاسی و اجتماعی ایران ایجاد کرد و چندین لایه از تحولات را آشکار ساخت:

این عملیات به ساختار سرکوب ثابت کرد که هیچ‌یک از متولیان جنایات تاریخی، حتی در مرکز امنیتی‌ترین مناطق کشور، از دادخواهی گریزی نخواهند داشت.

خانواده‌های خاوران و بازماندگان اعدام‌های دهه شصت این رویداد را به منزله مرهمی بر زخم‌های التیام‌نیافته خود تلقی کردند و گزارشهای فراوانی از پخش شیرینی در شهرهای مختلف به ثبت رسید.

موضع‌گیری دولت وقت در تمجید از لاجوردی، مرزبندی‌های ظاهری را کم‌رنگ کرد و نشان داد بنیادهای سرکوب در کلیت حاکمیت اشتراک دارند.

حاکمیت که از این ضربه کاری به ستوه آمده بود، در اقدامی انتقام‌جویانه، پدر ۶۱ ساله و کشاورز علی‌اکبر، «سهراب اکبری» را در ۱۷ فروردین ۱۳۷۸ در مزرعه‌اش به‌شهادت رساند تا سند مظلومیت و اصالت این خانواده در تاریخ ثبت گردد.

 

حماسه‌ای الهام‌بخش برای جوانان آزادیخواه ایران

در نخستین روز از هر شهریورماه، آنچه وجدان بیدار جامعه را از ژرفای دهشتناک شقاوت امثال لاجوردی، به ستیغ خورشیدنوش غرور و افتخار ملی برمی‌کشد، بازخوانی و چشم‌گشودن به عظمت حماسه‌ای ماندگار است که «علی‌اکبر اکبری» و همرزم پاکبازش «علی‌اصغر غضنفرنژاد» در دل سیاه‌ترین و خفقان‌ آورترین روزهای این سرزمین رقم زدند.

عملیات حماسی آنان بعدها راهگشای قهرمانانی مانند فرشید اسدی، فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان شد و مرگ‌فرمایانی مانند علی رازینی و محمد مقیسه را به دوزخ مکافات روانه ساخت.

خون علی‌اکبر اکبری و فرشید اسدی و نیز کاظم افجه‌ای و گوهر ادب‌آواز و نسلی از قهرمانان، بی‌تردید، چراغ راهنمای کانون‌های شورشی و جوانان آزادیخواه ایران است و شرف یک خلق در زنجیر را در دوران اختناق و تاریکی نمایندگی می‌کند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/a6773418-a8f5-496d-be89-76bc6593e8b6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات