در دیماه ۱۴۰۴، جغرافیای سیاسی ایران شاهد تحولی بنیادین است که از مرزهای یک اعتراض صنفی یا معیشتی ساده فراتر رفته و به یک قیام سراسری با هدف سرنگونی استبداد مذهبی تبدیل شده است. ششمین روز این خیزش عظیم در تاریخ ۱۲دیماه، نشاندهنده تعمیق خشم عمومی و تغییر استراتژی تودهها از تجمعات پراکنده به رویارویی مستقیم با کانونهای سرکوب است. آنچه در خیابانهای مرودشت، کوهدشت، زاهدان و فولادشهر شاهد آن بودیم، تنها یک واکنش هیجانی نیست، بلکه بازتابی از یک اراده ملی جهت دار برای تغییر ساختاری در ایران است.
پیکر شهیدان؛ جوشش خشم عمومی
یکی از ویژگیهای برجسته و استراتژیک قیام ۱۴۰۴، تبدیل مراسمهای خاکسپاری شهیدان به میدانهای تازه رزم و کانونهای طغیان است. حاکمیت که گمان میکرد با اعمال خشونت و بهشهادت رساندن معترضان میتواند جو ارعاب ایجاد کند، اکنون با پدیدهای روبرو شده که در آن هر مزار به یک سنگر و هر تشییع پیکر به یک تظاهرات عظیم تبدیل میشود.
در ششمین روز قیام، تشییع پیکر خداداد شیروانی منفرد در مرودشت به صحنهای بیبدیل از فریاد علیه ولایت فقیه بدل شد. حضور هزاران نفر از مردم خشمگین که شعار «میکشم آن که برادرم کشت» سرمیدادند، نشان داد که رژیم نه تنها در مهار اعتراضات شکست خورده، بلکه با هر جنایت، هیزم جدیدی بر آتش قیام میافزاید.
مشابه این وضعیت در کوهدشت در مراسم امیرحسام خدایاریفرد و در فولادشهر برای داریوش انصاری بختیاروند تکرار شد؛ جایی که سنتهای بومی و غیرت عشایری با آرمانهای آزادیخواهانه گره خورد و آیینهای سوگواری را به نقطهآغاز تازهای برای تداوم خیزش تبدیل کرد.
تهاجم به زیرساختهای سرکوب
تحلیل میدانی وقایع نشان میدهد که قیام از مرحله شعاردهی صرف به مرحله تهاجم علیه زیرساختهای سرکوب وارد شده است. تلاش جسورانه مردم و شورشگران برای تسخیر کلانتری ۱۱ مرودشت در ششمین روز و پیش از آن تسخیر کلانتری ازنا در روز پنجم، پیامی روشن به حاکمیت مخابره میکند: دیوار ترس به طور کامل فروریخته است. تیراندازی مستقیم گزمههای حکومتی از پشتبام مراکز دولتی و بانکها با گلولههای جنگی به سوی جوانان، نه تنها باعث عقبنشینی آنها نشد، بلکه خیابانهای مرودشت را به تسخیر قیامآفرینان درآورد. این تغییر فاز، نشاندهنده نقش فعال عناصر سمت و سو دهنده در میدان است که در سراسر کشور علیه دیکتاتوری فعالیت کرده و به اعتراضات پراکنده، جهتگیری سیاسی و عملیاتی میبخشند.
وسعت جغرافیایی قیام
وسعت جغرافیایی خیزش ۱۴۰۴، از شرق در زاهدان تا غرب در کوهدشت و از تهران تا شهرهای صنعتی اصفهان، نشاندهنده یکپارچگی بیسابقهای است که دیکتاتوری لرزان خامنهای را در توزیع نیروهای سرکوبگر خود با بحران جدی مواجه کرده است. در زاهدان، مردم بلافاصله پس از خروج از مصلی با شعار: «ایرانی داد بزن! حقت رو فریاد بزن!»، پیوند ناگسستنی خود را با سایر نقاط کشور فریاد زدند. این همبستگی ملی، ترفندهای دیرینه رژیم برای ایجاد تفرقه مذهبی و قومی را باطل کرده و جبههای واحد علیه استبداد شکل داده است.
تزلزل و هراس در ارکان حاکمیت
در حالی که خیابانها در تسخیر مردم است، ارکان حاکمیت دچار تزلزل و هراس شدهاند. گزارشها از درون مجلس ارتجاع نشاندهنده تشدید جنگ باندها بر سر بحرانهای اقتصادی و انتصابات دولتی است. هراس از فروپاشی در جلسات مقامات حکومتی، از جمله تنشهای به وجود آمده در جلسات دولتی در شهرکرد، به وضوح دیده میشود. از سوی دیگر، این قیام بازتاب جهانی گستردهای داشته است؛ از بیانیههای پارلمانی در فرانسه تا هشدارهای جدی مقامات بینالمللی که تأکید کردهاند این بار اعتراضات ایران گستردهتر و متفاوتتر از تمام نمونههای گذشته است. حمایتهای بینالمللی و هشدار به رژیم در مورد عواقب سرکوب خونین، فضای تنفسی بیشتری برای استمرار قیام فراهم کرده است.
رسیدن جامعهی ایران به نقطه بازگشتناپذیر
قیام سراسری ۱۴۰۴ با عبور از روز ششم، نشان داد که جامعه ایران به نقطه بازگشتناپذیری رسیده است. مطالبات مردم دیگر به اصلاحات جزیی محدود نمیشود، بلکه هدف نهایی، جایگزینی دیکتاتوری دینی با یک دولت دموکراتیک، کثرتگرا و مبتنی بر جدایی دین از دولت است که به آزادیهای فردی و تساوی حقوق انسانها احترام بگذارد. خون شهیدانی که امروز پرچم تداوم قیام هستند، در کنار فعالیت کانونهای شورشی و همبستگی ملی، نویدبخش پایان دوران سیاه استبداد و طلوع صبح آزادی در ایران است.
این خیزش ثابت کرد که قدرت تودهها وقتی با آگاهی و سازمانیابی همراه شود، بر هر نیروی سرکوبگر پیروز خواهد شد.