728 x 90

لیبرتی؛ ایستادگی قهرمانانه ۷ آبان و پیامدهای راهبردی آن

حمله موشکی شامگاه ۷آبان ۹۴ به کمپ لیبرتی
حمله موشکی شامگاه ۷آبان ۹۴ به کمپ لیبرتی

در تقویم مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران، شامگاه ۷ آبان ۱۳۹۴ یکی از پرشکوه‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین فرازهای این تقابل تاریخی است؛ لحظه‌ای که آتش و آهن بر پیکر محاصره‌شدگان بی‌دفاع بارید، ولی در نهایت، خاکستر آن حمله، به بذری برای یک جهش بزرگ راهبردی تبدیل شد.

 

موشک‌باران کمپ لیبرتی

کمپ لیبرتی در مجاورت فرودگاه بین‌المللی بغداد، در مساحتی اندک و فاقد هر گونه پناهگاه مقاوم بتونی، از مدتها پیش به قتلگاهی محصور بدل شده بود. تصمیم حاکمیت ولایت فقیه و نیروهای دست‌نشانده منطقه‌یی بر آن قرار گرفته بود که اعضاء و کادرهای سازمان مجاهدین خلق ایران را در دایره‌یی از فشار، تهدید، محاصره پزشکی و تهاجمات پی‌درپی مضمحل سازند. پیام آشکار استبداد به ساکنان کمپ یک کلمه بود: «تسلیم».

در راستای اجرای این تسلیم، درست در ساعت ۱۹ و ۴۰ دقیقه شامگاه ۷ آبان، در مدتی کمتر از ده دقیقه، بارانی از ۸۰ فروند راکت کاتیوشای سنگین و موشکهای تقویت‌شده بر سقف کانکس‌های بی‌پناه فرود آمد؛ ضرباتی که حفره‌هایی به عمق دو متر و قطر چندین متر در زمین کمپ بر جای گذاشت و زمین را به جهنمی از دود و آتش بدل ساخت. در آن ده دقیقه نفس‌گیر، ۲۴ مجاهد خلق به خاک افتادند، ۲۰۰ تن مجروح شدند و صدها سنگر و زیست‌گاه انسانی با خاک یکسان شد.

 

برشوریدن بر منطق سیاه تسلیم

در محاسبات مادی و موازنه‌های نظامی معمول، گروهی چند هزار نفره در یک محیط محدود ۱.۵ کیلومتر مربعی و محصور میان کانکس‌های پیش‌ساخته، چاره‌ای جز فرو ریختن، زانو زدن یا نابودی فیزیکی پیش رو نداشت.

با این حال، حاصل این یورش سهمگین، نه‌تنها فروپاشی و انفعال نبود، بلکه سرآغاز تجلی پاسخی حماسی و نامتعارف گردید.

تنها سه روز پس از آن شبیخون مرگ‌بار، در شرایطی که هنوز بوی باروت از زمین برمی‌خیزید و ویرانه‌ها بر جای خود ایستاده بودند، صدایی از دل آوارها طنین‌انداز شد. خواندن سرود پرشور «روز حساب» بر خاکستر کانکس‌ها، فراتر از یک اجرای هنری، تبلور زنده‌ماندن یک روحیه تسلیم‌ناپذیر بود:

«اینجا آغاز پایان توست / کانون ترس پنهان توست / باروی سرسخت رزم ما / بنگر اینجا گورستان توست...»

 

اثر راهبردی حماسه ۷ آبان

این پاسخ حماسی، حامل پیامی بنیادین به ماشین سرکوب بود؛ این‌که وقتی بنیان مبارزه بر مایه گذاشتن از خویش و پرداخت بی‌چشم‌داشت استوار باشد، آتش موشک نه پایان راه، بلکه محرک پایداری بیشتر می‌شود. این خون‌ها، بهای بقا نبودند، بلکه بهای شکستن محاصره و پی‌ریزی یک گشایش تاریخی بودند.

اثر راهبردی حماسه ۷ آبان دقیقاً از همین نقطه آغاز شد. رژیم حاکم و آمران حمله تصور می‌کردند با کشیدن خط آتش در لیبرتی، روند هر گونه سامان‌دهی بین‌المللی را به گل نشانده و پروژه انهدام تشکیلات را به سرانجام می‌رسانند. اما اراده به ایستادگی در میان آتش، موازنه را برهم زد. شهادت آن ۲۴ رزمنده و مقاومت ستایش‌برانگیز دیگران، افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی را در برابر یک واقعیت عریان و غیرقابل انکار قرار داد: امنیت در عراق توهمی بیش نیست و هر گونه وقت‌کشی سیاسی به‌معنای مشارکت در یک کشتار سازمان‌یافته خواهد بود.

 

آثار خون‌های ریخته‌شده بر شتاب‌بخشی روند انتقال

خونهای ریخته‌شده در ۷ آبان، بن‌بست‌های سنگین دیپلماتیک و ترفندهای بازدارنده را درهم شکست و هم‌چون اهرمی راهبردی، فرآیند انتقال سراسری، جمعی و سازمانی نیروها به کشور آلبانی را شتاب بخشید. دشمن در پی آن بود که با متلاشی کردن این پیکره، مقاومت را خلع‌سلاح کند، اما این هجرت تاریخی- با تکیه بر هزینه پرداخت‌شده در لیبرتی- سازمان‌یافتگی و انسجام رزمندگان را حفظ کرد.

حماسه ۷ آبان ۱۳۹۴ گواهی روشن بر این حقیقت تاریخی است که در کشاکش ستم و آزادی، آنچه بن‌بست‌های به ظاهر نفوذناپذیر را می‌شکافد، تسلیم و مصلحت‌اندیشی‌های محافظه‌کارانه نیست، بلکه شجاعت پرداخت بها در بزنگاههای سرنوشت‌ساز است. آن خونهای راهگشا، پلی از میان آتش و محاصره به سوی فردای روشن آزادی ساختند؛ پلی که ثابت کرد اراده انسان معتقد به رهایی، همواره بر انبوه تسلیحات و زنجیرهای ستم غلبه خواهد کرد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/acf4c6bf-fef8-4318-905d-ff39677bef71"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات