۴۵ سال است که فاشیسم دینی حاکم بر ایران در منابر و معابر حکومتی جار میزند که مجاهدین تمام شدند و نابودشان کردیم...
اقدام به نسلکشی مجاهدین در سال ۶۰، قتلعام زندانیان مجاهد در سال ۱۳۶۷ و برپاکردن بیوقفه چوبههای دار، همگی با این خیال باطل صورت گرفت که صدای مقاومت را خاموش کنند. اما هنوز هراس سرکردگان نظام از گسترش و پیشروی مجاهدین، در رسانهها و بیدادگاهها و شبکههای تبلیغاتی آخوندی توجهات را به خود جلب میکند.
روز سهشنبه ۱۴ مهر، در پنجاهوششمین جلسهٔ محاکمهٔ غیابی مجاهدین، قاضی آخوندک ضمن ابراز نگرانی از حمایتهای بینالمللی از مجاهدین گفت: «جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد که جغرافیای بینالملل به حیاتخلوت و پناهگاه امن برای تروریسم تبدیل شود».
در بخش دیگر این نمایش، وکیل رژیم، کابوس روزافزون از مجاهدین و هراس از کانونهای شورشی را اینطور بیان کرد: «این گروه در همین سالهای اخیر نیز همچنان اقدامات تروریستی انجام میدهد و دست به بمبگذاری، آتشسوزی و تخریب اموال میزند مگر این سازمان رویه خود را تغییر داده است؟! سازمان منافقین هنوز که هنوز است نقشه میکشد و هیچگونه تغییر روندی در ماهیت آن رخ نداده است».
و اینچنین، نظامی که ادعای نابودی مجاهدین را داشت، اکنون در مواجهه با جامعهای آمادهٔ انفجار و مقاومت سازمانیافتهای که در صحنه داخلی و بینالمللی پیش میرود، امروز اعتراف میکند که از کابوس مجاهدین خلاصی ندارد.
پیش از این نیز آخوند عبداللهی، در نمایش جمعه ۱۰ مهر اراک، با سوزش از پیوند و اتحاد کانونهای شورش و قیام با مجاهدین و نگرانی از «اغتشاش داخلی» گفت: «عجیب اتفاقی افتاده است گروهک منافقین را همه میشناسیم چه جنایتهایی در ایران کرد همه بچههای ما که اصلاً اونها رو ندیدند میدانند بیش از ۱۷ هزار نفر رو اینها ترور کردند و از بین بردند شهید کردند اما چه جور شده است که اینها امروز متحد شدند؟ آیا غیر از این هستش که اینها دنبال یک جنگ احزاب هم از جهت روانی هستند هم از جهت عملی».
نگاهی به اعترافات و اظهارات سایر بلندگوهای نظام، ابعاد دقیقتری از این کابوس را نشان میدهد. آخوند رضا نوری، امامجمعه بجنورد، با اعتراف به گرایش نسل جوان به مقاومت هشدار داد: «در این جنگ ترکیبی دشمن هم امنیت و هم بحث ایمان و اعتقاد جوانان، دانشآموزان و دانشجویان ما را هدف قرار داده است».
این هراس سراسری و اعترافات زنجیرهای، نشان میدهد که ماشین اعدام و فریب و شیطانسازی در برابر نسل مقاومت و قیام از کار افتاده و ولایت درماندهٔ «کینگ مجتبی» در کابوس پیشروی مجاهدین و شعلههای فروزان شورشگران به خود میپیچید.