موج استعفای معلمان و پرستاران به مهمترین خبر داغ ایران در حوزهی اجتماعی و صنفی تبدیل شده است. خبر، حیرتانگیز است؛ چون در تاریخ ایران و جهان، چنین اتفاق همسویی بینظیر است. چه میشود که دو حوزهی اصلیِ علم و سلامت یک کشور، به نهایت بیانگیزگی در شغل برسند؟
شواهد متقن گواهی میدهند که «نه معیشت معلم تأمین میشود و نه منزلتش»[۱]. از طرفی «راهی که مدیران، پیش پای پرستاران گذاشتهاند خروج از حرفه است»[۲].
معلم فرهنگساز و ضامن آیندهی علم و تخصص یک کشور، در نظام توتالیتر هیچ جایگاه و حرمتی ندارد. در رتبههای تدارکدیدهی حکومت ولایت فقیه، با معلم چنین رفتار و مناسباتی را برقرار میکنند:
«موضوعی که معلمان در اصل نسبت به آن معترض هستند، عدالت در پرداخت است. یعنی حقوق آنها با سایر کارکنان دولت از نظر تراز پرداختی همخوانی ندارد. در حال حاضر یک فرد دارای مدرک دکترا یا فوقلیسانس که در سایر نهادها و دستگاههای دولتی مشغول به کار است، از نظام پرداخت هماهنگ بهرهمند میشود، اما این نظام پرداخت در مورد معلمان اجرا نشده است. معلمان تنها کارکنان دولت هستند که هیچ مزیت دیگری دریافت نمیکنند.»[۳]
نظام طبقاتیساز ولایی ــ آخوندی که نمونهاش در محور فوق یادآوری شد، معلمان را به نقطهیی در بحران معیشت گرفتار کرده است که «نان»، «رسالت» معلمی را به گروگان گرفته است:
«کاهش قدرت خرید، نارضایتی از وضعیت رفاهی و درمانی و احساس کاهش منزلت شغلی، معلمان را به نقطهای رسانده که از استعفا و خروج از آموزش و پرورش میگویند. آنچه امروز دیده میشود نوک کوه یخ نارضایتی معلمان است.»[۴]
استثمار، یکسان و یکدست در مورد پرستاران نیز اجرا میشود:
«آنچه از همه بدتر است، بحث بیعدالتی است. برخی گروهها در سیستم دولتی میلیاردی میگیرند و حتی به اشکال مختلف زیرمیزی میگیرند. اینها باعث شده پرستار به این نتیجه برسد که این نحوه مدیریت، آغشته به بحث تعارض منافع است؛ یعنی گروهی که تصمیمگیر، سیاستگذار و قانونگذار است، در منصبی قرار میگیرد که تصمیمش منفعت ثانویه برای خودش به همراه دارد.»[۵]
فریاد پرستاران هرگز از دیوار منافع نظام آخوندی عبور نمیکند، اما جان پرستار را به لب میرساند:
«پرستاران تمام راههای ممکن منطقی، حقوقی، صنفی و هر نوع مسیر اعتراضی یا انتقادی را برای رسیدن به خواستههایشان طی کردهاند، اما نحوه حکمرانی نظام سلامت هیچ توجهی به مسائل و مطالبات جامعه پرستاری نداشته است، طوریکه خیلی از فارغالتحصیلان این رشته تصمیم میگیرند اصلاً پرستاری نکنند و حالا ۷۰ هزار پرستار خانهنشین هستند. پرستاران به ما میگویند بس کنید، اینقدر تکرار کردیم که دیگر حرفی باقی نمانده است.»[۶]
پینوشت:
[۱] محمد داوری، کارشناس حوزه آموزش در گفتوگو با فرارو، ۸ مهر ۱۴۰۵
[۲] سایت آفتاب نیوز، بهنقل از محمد شریفیمقدم دبیرکل خانه پرستار ، ۱۲ مهر ۱۴۰۵
[۳ و ۴] محمد داوری، کارشناس حوزه آموزش در گفتوگو با فرارو، ۸ مهر ۱۴۰۵
[۵ و ۶] سایت آفتاب نیوز، بهنقل از محمد شریفیمقدم دبیرکل خانه پرستار ، ۱۲ مهر ۱۴۰۵