«سکوت در برابر این جنایتها، تنها به تقویت مصونیت از مجازات میانجامد.»
این عبارت، طنین یک صدای ناشنیده، طی دهههای متمادی در جهان ماست. صدای یک دادخواهیِ پاسخناگرفته از زندانها، از آرامستانها، از خیابانها، از خاورانها، از مجامع حقوق بشر و از کویهای ایران خطاب به سازمان ملل و قدرتهای جهانی.
دیکتاتوریِ حسابرسیناشدهی ولایت فقیهی روی سکوت جهانی در قبال جنایاتش، بیشترین حسابها را باز میکند. این یک عامل تعیینکننده در ترغیب این حاکمیت برای استمرار هرچه بیشتر جنایت در زندانها طی دهههای متمادیست.
دیکتاتوریِ تمامیتخواه ولایی ــ آخوندی با ارتکاب حداکثر جنایت و استمرار مداوم آن، تلاش دارد راه را بر «زبان» ببندد؛ چرا که تکرار جنایت و حیرتانگیزیِ نوع آن، «زبان» را از توصیف و معناگزینی برای نشان دادن دامنه و ژرفای جنایت بازمیدارد. از اینرو تداوم مبارزه و پایفشاری بر دادخواهی در داخل و خارج ایران، حماسهی «زبان» است. حماسهیی که ارتباط را فعال و پویا نگاه میدارد، روشنگری را بال پرواز فرامرزی میدهد و افقهای تازه میگشاید. از این نمونه است «نامه سرگشاده ۳۰۹ شخصیت سیاسی و حقوقی و مدافع حقوقبشر به دبیرکل سازمان ملل درباره تشدید اعدامهای سیستماتیک در ایران».
ترکیب نگارندگان و امضاکنندگان نامه، گویای اشراف سیاسی، کارشناسانه و حقوقیِ آنان بر مسائل قضایی، حقوقی و حقوق بشر پیرامون حد گذراندن جنایت و نقض حقوق بشر توسط اتاق فکر نظام ولایت فقیه است:
رئیس کانون وکلای بینالمللی، رئیس کمیته حقوقبشر پارلمان انگلیس، رئیس پیشین دیوان بینالمللی جنایی، ۲ تن از رؤسای سابق شورای حقوقبشر سازمان ملل، رئیس پیشین دادگاه بدویِ اتحادیه اروپا، ۵۶ مقام سابق سازمان ملل و ۲۶ گزارشگر ویژه.
در گیرودار جنگ و تعلیق مذاکره ــ که بهگونهیی قانونمند، همهی رخدادها را تحتالشعاع قرار میدهد ــ شاهدیم که مقاومت ایران مدام جبههی نبرد و روشنگری و افشاگری میگشاید تا اصلیترین جنگ در ایران، قربانیِ مطامع جنگافرزوانهی نظام ملایان و منافع دیگران نشود.
نامهی سرگشادهی ۳۰۹ شخصیت حقوقی و مدافع حقوق بشر به دبیر کل سازمان ملل، بر مهمترین نکات نبرد و جنگ میان اکثریت جامعهی ایران و حاکمیت ملایان انگشت تأکید نهاده است:
«ابعاد اعدامها به سطحی رسیده که در چهار دهه گذشته سابقه نداشته است، آنچه موجب نگرانی است، اعدام هدفمند زندانیان سیاسی و معترضان است. این موج اعدامها را نمیتوان از فرهنگ مصونیت از مجازات که ریشه در قتلعام سال ۱۹۸۸ دارد جدا دانست، زمانی که حدود ۳۰ هزار زندانی سیاسی بهطور فراقضایی اعدام یا بهطور قهری ناپدید شدهاند.»
این ثقل سنگین حقوقی و حقوق بشری با تجارب جهانی، میداند که آبشخور قربانی شدن حقوق بشرِ مردمان در روابط بینالملل از کجا ناشی میشود. لذا در نامهی سرگشادهشان بر مهمترین عامل ــ بهطور ویژه دربارهی حاکمیت آخوندی اصرار ورزیدهاند:
«سکوت در برابر این جنایتها تنها به تقویت مصونیت از مجازات میانجامد. ما به رهبری شما چشم دوختهایم تا اطمینان حاصل شود که سازمان ملل برای جلوگیریِ از دست رفتن جانهای بیشتر، قاطعانه اقدام میکند.»
در بند بعدیِ نامه، بلافاصله ماهیت جنایتزای یک ساختار عقیدتی ــ مذهبی ــ سیاسی را یادآوری کرده و به دبیرکل سازمان ملل، انذار و تذکر اعمال فوریِ مسؤلیت میدهند:
«رئیس قضاییه رژیم به قضات دستور داد که در پروندههای مرتبط با اعتراضات «هیچ رحمی» نشان ندهند. این جنایتها، جنایت علیه بشریت و نسلکشی محسوب میشوند.»
مشعلی که زندانیان سیاسی، فروغ پرتوافکن و روشنگر آن را از ۱۲۱ هفتهی پیش با عنوان «سهشنبههای نه به اعدام» برافروختند، اکنون به لهیب فروزان دادخواهی بالغ شده و پرتوهای آن از مرزهای ایران و حتی قارهها نیز عبور نموده است. قدرشناسی و ستایش این پیشتازی و راهگشایی و نیز قدرت اثرگذاری و نفوذ معنوی و انسانی آن، امضای نویسندگان نامهی سرگشاده را در همبستگیِ با آن و کارزار همسو و متحد با آن، بهثبت رسانده است:
«ما همبستگی خود را با کارزار “نه به اعدام” در زندان های ایران و با کارزار “نه به حاکمیت اعدامکنندگان، آری به جمهوری دموکراتیک در ایران” اعلام میکنیم.»