728 x 90

موقعیت کنونی و مفهوم بن‌بست همه‌جانبه

بن بست همه جانبه ...
بن بست همه جانبه ...

هیاهوی کوبش میخ بر سنگ

این روزها خبرهای اقتصادی، سیاسی، کرونا و بین‌المللی گواهی می‌دهند که رژیم آخوندی گرفتار یک بن‌بست همه‌جانبه در تمامی زمینه‌های فوق شده است. همهٔ این خبرها و تحولات مربوط به آنها نشان از آن دارند که نظام جمهوری اسلامی آخوندی با هیاهوی بسیار دارد میخ بر سنگ می‌کوبد. علاوه بر این باید تشدید بیش از حد جنگ گرگ‌ها را در باندهای غالب و مغلوب نظام افزود؛ جنگی که خود از عوامل بارز بن‌بست همه‌جانبه است.

برخی رخدادهای ویژه که طی همین هفته رخ داده‌اند، بسان آینه‌ها‌یی در پس و پیش نظام آخوندی هستند که ابدیتی از این گرفتاری را انعکاس می‌دهند.

«مجلس مرده» در انتهای کوچهٔ بن‌بست

یکی از عرصه‌های مهم این بن‌بست همه‌جانبه، صحن مجلس آخوندی می‌باشد که خامنه‌ای آن همه برای حزب‌اللهی و یک‌دست کردن آن هزینه کرد. هزینه‌یی به‌قیمت حذف باند رقیب در نمایش دوم اسفند ۹۸. حالا این مجلس دست‌نشاندهٔ شخص ولی‌فقیه پس از ۹ماه تبدیل به یک «مرده» شده است. همان مجلسی که خمینی آن را «در رأس امور نظام» توصیف کرده بود. اکنون نظامی که رأس امورش مرده باشد، آیا تعبیر بن‌بست برایش کم نیست؟

در جلسهٔ روز ۲۸آبان ۹۹ مجلس، محمدرضا صباغیان بافقی نماینده مهریز در تشریح نقش، موقعیت و اثرگذاری مجلس در حل معضلات بالفعل مردم گفت: «مجلس مرده است، گرچه نفس می‌کشد. ما در مقابل مردم جوابی نداریم. لازم است که تکلیف مجلس را روشن کنید».

روبه‌روی آسمان‌خراش اف. ای. تی. اف

عرصهٔ مهم دیگر که رژیم آخوندی چند سالی است نسبت به آن در بن‌بست مرگبار گرفتار آمده، بلاتکلیفی اف. ای. تی. اف است. این پرونده بیش از ۲سال بین اروپا و رژیم جریان دارد. این پرونده دهها بار بین مجلس و دولت آخوندها رفت و برگشت داشت. حتی خامنه‌ای هم نتوانست آن را تعیین‌تکلیف کند و در نهایت هم مجلس آن را تصویب نکرد. اف. ای. تی. اف هنوز هم مثل آسمان‌خراشی روبه‌روی نظام آخوندی واقع شده است و یکی از زخم‌های باز بین باندهای رژیم می‌باشد.

کرونا؛ آینهٔ تمام‌نمای بن‌بست

پهنهٔ دیگر از بن‌بست مرگبار رژیم، بحران کرونا است. در این زمینه، نمکی وزیر بهداشت رژیم در اصفهان روز ۲۹آبان گفت: «حتی یکی از پیش‌بینی‌های هم درست نبوده است». معنی این جمله این است که چندین ماه آب در هاون کوبیده‌اند، به هیچ نتیجه‌یی نرسیده‌اند و حالا در مقابل دیوار بن‌بست و لاعلاجی ایستاده‌اند.

در تحولی دیگر مربوط به کرونا، دو تن از مسئولان اصلی وزارت بهداشت استعفا دادند. مفهوم استعفا در یک دولت یا در بین وابستگان وزرا، نشان از به اوج رسیدن لاعلاجی و بن‌بست است.

خبرگزاری ایسنا ۳۰آبان گزارش کرد که رضا ملک زاده، معاون تحقیقات وزارت بهداشت و علی نوبخت نایب‌رئیس و دبیر شورای مشورتی بیماری کرونا استعفا کردند. نکتهٔ قابل توجه در علت این استعفا این است که پرده از سیاسی‌کاری مطلق وزارت بهداشت دولت روحانی در رابطه با کرونا برمی‌دارد. از پاسخ علی نوبخت به سعید نمکی وزیر بهداشت، برمی‌آید که وزیر بهداشت برای فرار به جلو جهت کتمان کردن شکست دولت در امر کرونا، علت ویروس را بی‌کفایتی پزشکی قلمداد کرده است. علی نوبخت نایب‌رئیس و دبیر شورای مشورتی بیماری کرونا چنین پاسخی می‌دهد که قابل تأمل است: «بعد از سخنان آن جناب در اصفهان در کوبیدن علم و دانشمندان پزشکی جان بر کف ایران و پاسخ معاونت پژوهشی، راهی برای همکاری بنده با جنابعالی و آن وزارتخانه باقی نگذاشته است». (روزنامه اعتماد، ۳۰آبان ۹۹)

مشاهده می‌شود که پس از ۹ماه سیاسی‌کاری حاکمیت و دولت آخوندی در امر کرونا، جز بن‌بست سیاسی و پزشکی، هیچ دست‌آورد و چشم‌اندازی از منظر وزیر بهداشت نظام متصور نیست.

مشت بر قلعه‌های سنگی اقتصاد

بن‌بست نظام آخوندی را در زمینهٔ اقتصاد می‌توان از معضلات سر به فلک کشیدهٔ مردم ایران در زندگی روزمره‌شان دریافت. فقط کافی‌ست اشاره شود که رسانه‌های رژیم در مرداد ۹۹ اعلام کردند «۶۰ میلیون ایرانی نیازمند کمک‌معیشتی هستند». در آخرین نمونه از پس‌رفت و بن‌بست، مرکز آمار ایران در ۳۰آبان ۹۹ اعلام کرد: «نرخ تورم نقطه به نقطه در آبان ماه امسال با رشد پنج درصدی نسبت به مهرماه به ۴۶.۴ درصد رسید». یادآوری می‌شود که منظور از «تورم نقطه‌یی»، افزایش سطح قیمتها در یک ماه سال نسبت به ماه مشابه آن در سال قبل است. نتیجه این‌که با چنین رشد تورمی، هر خانواده در ماه آبان امسال ۴۶.۴ درصد بیشتر از آبان پارسال هزینه تهیهٔ کالا کرده است. بنابراین در امر اقتصاد هم هیچ گشایشی که نبوده است، بلکه دیوار بن‌بست و لاعلاجی قطورتر هم می‌شود.

دهه‌های از دست رفته، گم شدن در امروز

پرده و پهنه‌یی دیگر از بن‌بست همه‌جانبهٔ جمهوری اسلامی آخوندی، فقدان توانایی در قدم گذاشتن به عرصهٔ اتحادها و پیمانهای سیاسی و اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه است. در همین رابطه محمد فاضلی یک جامعه‌شناس و تحلیل‌گر سیاسی وابسته به حکومت، در یادداشت ۳۰آبان ۹۹ هشدار و اخطار می‌دهد که: «دیر بجنبیم، از جهان معاصر حذف می‌شویم!». وی مشخصات بن‌بست نظام آخوندی را با توجه به آنچه که اشاره کردیم، این‌طور توصیف می‌کند: «آیا با ادامه این وضع، از جهان معاصر حذف نخواهیم شد؟ در جهانی که حتی به نفت ما نیز دیگر نیازی ندارد، روی نقشه بودن کافی است؟». این کارشناس حکومتی با اشاره به خراب شدن تمام پل‌های پشت سر نظام آخوندی در دهه‌های گذشته، نتیجهٔ بی‌سرانجامیِ کنونی آن را این‌گونه هشدار می‌دهد: «دهه‌ها را از دست داده‌ایم؛ اما دیرتر بجنبیم، در جایی از تاریخ گم خواهیم شد. حالا که نیمه گم‌شده‌ایم، شصت میلیون نفر را نیازمند کمک معیشتی تشخیص داده‌اید، وقتی گم شویم!».