728 x 90

نفی خودپرستی؛ تجربه و نظرگاه مجاهدین

نفی خودپرستی؛ تجربه و نظرگاه مجاهدین
نفی خودپرستی؛ تجربه و نظرگاه مجاهدین

در آغاز شصت‌ودومین سال تولد سازمان مجاهدین خلق ایران، نگاهی داریم به ارزش‌ «نفی خودپرستی» که همه‌ی انسان‌ها آن را می‌ستایند، بسیاری کتاب‌های روان‌شناسی، انسان‌شناسی و تربیتی درباره‌اش نوشته‌اند و بسیاری شاعران و حتی فلاسفه، آن را دست‌مایه‌ی خلق اثر ارزشمند خود نموده‌اند.

 

ارزش‌ها چیست‌اند؟

ارزش‌ها آن اصول کلی هستند که از جهان‌بینی ما ناشی می‌شوند و ما با راهنماییِ آن‌ها، خود را در مناسبات فردی و اجتماعی تراز می‌کنیم. به‌عبارتی، ارزش‌ها تابلوهای راهنما برای انطباق حرکت‌مان به جانب هدف و مقصود هستند. ارزش‌ها می‌توانند مثبت باشند یا منفی. پس باید آن‌ها را از جایی کسب کرده باشیم.

 

ارزش‌ها را از کجا کسب می‌کنیم؟

ارزش‌ها به‌قدمت عمر آدمی در این جهان، از میلیون‌ها سال پیش در مناسبات طبقاتی و استثماری حاکم بر جوامع بشری[ارزش منفی]، و از طرفی در حین مبارزه با طبقات مسلط و استثمارگر[ارزش مثبت]،  در جان و ضمیر و در امیال و کشش‌ها رخنه کرده‌ و با جاذبه‌ها یا دافعه‌هایشان، وجود آدمی را سمت و سو می‌دهند.

 

نفی خودپرستی

اکنون سازمان مجاهدین خلق ایران، پنج نسل را در تاریخچه‌ی‌ خود پرورده است. نسل‌هایی که در هاله‌ی ارزش‌ «نفی خودپرستی» یا «فردیت فروبرنده» گرد آمده‌اند. هدف مشترک‌شان، تحقق رنسانس ایرانی پیرامون آزادی، برابری، دموکراسی و عدالت اجتماعی با نفی همیشگیِ هرگونه دیکتاتوری در میهن‌شان است.

مجاهدین در مسیر پیشرفت‌شان در یک مبارزه‌ی طولانی، به عوامل بازدارنده‌ی رشد شخصیت انسانی پرداخته‌اند. از منظر این شناخت، خودپرستی از ضدارزش‌های بازمانده از آیین بت‌پرستی است. بنابراین در بنیاد آن، جهل نسبت به جوهر و اصالت و هویت انسانی را کشف نمودند. در مرکز این فردیت بیمارگونه، «خود»، کانون همه‌چیز می‌شود. کانونی که فرد مدام بر گرد آن، فردیت خود را طواف می‌دهد! آیا تاریخ حیات بشر، غیر از مقاطع وقوع انقلاب‌های بزرگ و نیز غیر از عشق خاص‌الخاص موهبت مادرانه، غیر از این دو نمونه، تلاش برای تنیدن و طواف دادن همه‌چیز بر گرد «کعبه‌ی خود» و «منافع خود» نبوده است؟

مجاهدین برای تضمین حیات انسانی و مبارزاتی و تشکیلاتی، علیه این «کعبه» شوریدند. پاسخ و راه نجات را در مبارزه‌‌ای جمعی کشف نمودند. چرا؟

 

تجربه و پرسش تاریخ: چه باید کرد؟

«فردیت» بر محور خودپرستی، از ابتلائات نوع بشر بوده است. تک‌نمود و خاص نیست؛ بلکه فراگیر و عام است. پس تضمین موفقیت در مبارزه با آن نیز باید جمعی و عمومی باشد. تاریخ با تلخ‌ترین، خونین‌ترین و گران‌ترین بها آموزش داده است که از درون فرد، هرگز مبارزه‌یی علیه فردیت‌گرایی درنخواهد آمد. پس چه باید کرد؟

کافی‌ست فرد از تک‌محوری و تک‌گرایی بیرون بیاید و در مبارزه با خودپرستی، با عناصری بیرون از خود همراه شود. این‌گونه، دریچه و منفذی که وی را در تاریکیِ خودپرستی، بسته نگاه داشته‌اند، گشوده می‌شود. آن‌گاه پرتو روشنایی که همانا مهر و عشق ــ و حتی درد ــ مشترک انسانی ‌باشد، به درون شخصیت وی سرایت می‌کند. این‌گونه است که می‌تواند زیباییِ سیرت انسانی و اشتراکات لطیف و تعالی‌بخش خود با دیگران را دریابد.

 

تبدیل خودپرستی به اندیشه

خودپرستی در جامعه، معمولاً با موقعیت‌طلبی یا مقام، پول، دارایی، بهره‌کشی از کار دیگران و ویژه‌سازی، خود را بارز می‌کند. یعنی آدمی هویت و شخصیت خود را از این نمونه‌ها می‌گیرد و در تکرار و عادی شدن‌، تبدیل به «اندیشه» می‌شود.

این «اندیشه» در جامعه و تاریخ به‌صورت قدرت‌طلبیِ جنون‌آسا[دیکتاتوری]، تملک‌جویی و ثروت‌اندوزیِ حریصانه[استثمار] درمی‌آید.

درنده‌خوییِ هیولای فردیت افسارگسیخته بوده است که انواع جنگ‌، تجاوز و کشتار را ایجاد می‌کند. میهن ما نیز که هنوز اسیر دیکتاتورها و سوگوار خاکی‌ست که به‌جای گهواره، گور جلوه‌های زیبای زندگی و گل‌های سرخ آزادی گشته، محصول اندیشه‌ی فردیت اقتدارگرای شاهی و شیخی است.

 

تضمین شکست خودپرستی

تجربه‌ی ۶۱ سال مبارزه‌ی جمعی و تشکیلاتی توسط هزاران انسان از پنج نسل متفاوت مجاهدین، در یک مبارزه‌ی‌ طولانی در وفاداری به آزادی و آرزوی مردم، می‌گوید که مبارزه با «خودپرستی» وقتی در بطن یک نبرد همه‌جانبه‌ی سیاسی، اجتماعی و تاریخی علیه دیکتاتوری باشد، به یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر بدل می‌شود. به‌گونه‌‌ای خاص این ضرورت از مبارزه‌ی جمعی با دیکتاتوری تمامیت‌خواه نشأت می‌گیرد که سمبل خودپرستیِ نهادینه در تفکر ضد بشر و استیلاجویی مطلق می‌باشد.

 

نفی خودپرستی؛ پاسخ تکامل اجتماعی

مجاهدین در یک حیات طولانیِ جمعی، هم از منظر روان‌شناسی و انسان‌شناسی و هم از منظر حل تضادهای گوناگون مبارزاتی و تشکیلاتی، دریافته‌اند که شناخت جامع‌تر «خودپرستی» باید در تکامل اجتماعیِ انسان، محصول بدهد؛ چنان‌چه هر فرد  بتواند آگاهانه، داوطلبانه و مختارانه، انسانی دیگر در تراز خود را در مسؤلیت‌پذیریِ جمعی، بالای سر خود انتخاب کند. در نظام‌های مبتنی بر استثمار و سرکوب، این رابطه، رابطه‌ی رئیس و مرئوسی و از روی اجبار و تحمیل است که هیچ حق انتخابی در آن به‌رسمیت شناخته نمی‌شود. اما در سامانه‌‌ای مبتنی بر آگاهی، اختیار و انتخاب، این رابطه، رابطه‌‌ای بر مبنای نیاز مشترک به سازمانیافتگی، نفی خودبه‌خودی‌گرایی و تکامل مناسبات جمعی در مسیر مبارزه‌‌ای مشترک می‌باشد. در استمرار این مبارزه است که پالایش از «خودپرستی»، میسر و ممکن می‌گردد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/99e787c9-4f89-45da-9883-650111d2a092"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات