خامنهای در سخنرانی اول فروردین ۱۴۰۴ گفت: «همین نقدینگی که در اختیار مردم است، همین که بعضیها صرف میکنند نقدینگیهای خودشان را در راه سکه، در راه زمین، در راه مسکن، در راه ارز و مشکلات درست میکند برای کشور».
خلیفه نشسته بر مسند ریاست اژدهای هفتسر فساد، با این طلبکاری، انگشت اتهام «نقدینگی» وحشتناک و بیسابقه را به سوی مردم نشانه رفت.
اما واقعیت چیست؟
این نقدینگی عظیم، که حالا بهانهٔ سرزنش مردم غارت شده توسط ضحاک ستمگر شده، زاییده چاپ پیاپی پول بیپشتوانه در ابعاد بسیار گسترده، توسط حاکمیت زیر فرمان خودش است. چاپ بیسابقهٔ پول به اذعان کارشناسان خود رژیم، یکی از علتهایی است که اقتصاد ایران را به ورطهٔ نابودی کشانده، که حالا از دید خامنهای، مقصر آن مردم ایران هستند!
آمارها این تبهکاری پر فاجعه را بیشتر آشکار میکند. بر اساس گزارش بانک مرکزی، حجم نقدینگی در پایان سال ۱۴۰۰ برابر با «۴هزار و ۸۳۲هزار میلیارد» تومان بود (خبرآنلاین-اردیبهشت۱۴۰۱)؛ که تا آبان ۱۴۰۱ با رشدی ۲۰درصدی به «۵۸۰۶ هزار میلیارد» تومان رسید (ایرنا-بهمن۱۴۰۱).
روند چاپ پول و افزایش نقدینگی ادمه داشت تا در بهمن ۱۴۰۳ حجم نقدینگی بر اثر چاپ بیپشتوانهٔ پول، به عدد باور نکردنی «۹هزار و ۷۲۳هزار میلیارد» تومان رسید (تجارت نیوز-اسفند۱۴۰۳) و رسانههای حکومتی نوشتند: «رکورد افزایش نقدینگی در اسفند۱۴۰۳ شکسته شد» (دیدبان اقتصاد-اسفند۱۴۰۳).
اقتصاددانهای نظام هم ادامهٔ همین روند غارتگرانه و ویرانگر در سال جدید توسط مافیای خامنهای را پیشبینی کردند و نوشتند: «نقدینگی کشور با رشد ۳۰درصد به حدود ۱۳۵۰۰هزار میلیارد تومان در اسفند ۱۴۰۴ خواهد رسید» (دنیای اقتصاد-اسفند۱۴۰۳).
این نقدینگی ناشی از چاپ بیپشتوانهٔ پول که در هر مرحله یکی از علتهای اصلی تورم افسارگسیخته بود و هست، قدرت خرید مردم را از بین برده و اقشار محروم را به خاک سیاه نشانده است. فاجعهیی که در تیترهای هشداری رسانههای حکومتی، در آخرین روزهای سال ۱۴۰۳ بازتاب داشت:
- «آلارم تکانههای قیمت در ۱۴۰۴»
- «یک دهه نقدینگی... سال آینده را با بحران شتاب قیمتها تصویر میکند»
- «مار اقتصاد ایران در افق۱۴۰۴»
اما این مافیا با این حجم عظیم از پول بیپشتوانه چه بلایی بر سر اقتصاد ایران آورده است؟
بهطور کلی، میتوان به سه محور زیر اشاره کرد:
یکم: تولید و زیرساختهای اقتصادی را نابود کردهاند تا جایی که در ساختار ویران اقتصاد کشور چیزی که بتوان تولید «نقدینگی واقعی» (با پشتوانه) بکند، باقی نمانده است.
دوم: سرمایهها و نقدینگی واقعی کشور را در ابعاد نجومی و بدون هیچ حساب و کتابی صرف صدور تروریسم، تأمین مالی نیابتی خامنهای یعنی حزب الشیطان لبنان و جنگهای نیابتی کردهاند.
سوم: با توجه به دو محور بالا که پولی با پشتوانه برای پرداخت حقوق و... اقشار نمانده، برای ساکت کردن آنها و جلوگیری از اعتراضات اجتماعی، پول بیپشتوانه چاپ میکنند و به مردم میدهند اما با تورم ناشی از آن همان پول راهم از جیب و سفره مردم بیرون میکشند.
نتیجه؟
هر سال سیل عظیمی از نقدینگی وارد چرخه شده که دو پیآمد ویرانگر دارد:
یکم: افزایش پیاپی تورم بیسابقه
دوم: سقوط مداوم ارزش ریال
اکنون اما، دیگ فساد که حاصل آن فقر و البته خشم بیسابقه مردم است، سرریز کرده و خطر انفجار اجتماعی ناشی از فساد و فقر بیسابقه در ایران، آنقدر جدی شده که رسانههای حکومتی وحشتزده تیتر میزنند: «از انقلاب گرسنگان نمیترسید؟!» (جمهوری اسلامی-آذر۱۴۰۳)، در حالیکه بنیادها و سپاه غارتگر خامنهای بر سراپای اقتصاد ایران چنگ انداخته و مسؤل این وضعیت هستند؛ خلیفهٔ ترسان از قیام گرسنگان، در نخستین روز سال به صحنه آمد تا هم شیادانه خودش را کنار بکشد و با سپر بلا کردن دولت تحتامرش بگوید «رهبری در برنامهریزیهای اقتصادی دخالت نمیکند»! هم مردم را مقصر نقدینگی وحشتناک و ویرانگر نشان دهد و مدعی شود که «همین نقدینگی که در اختیار مردم است... مشکلات درست میکند»!