تجربهٔ امواج پیاپی قیامهای سراسری در ایران، ساختار سیاسی و امنیتی حاکم را با واقعیتی گریزناپذیر روبهرو کرده است. اعترافات و هشدارهای فزاینده در رسانهها و میان تحلیلگران درون حاکمیت، بیانگر هراسی ساختاری از فوران مجدد خشم عمومی و تبدیل اعتراضات به یک فرآیند غیرقابلمهار است. تحلیل موضعگیری اخیر پایگاه خبری «جماران»، تصویری روشن از این هراس مرگبار ارائه میدهد.
اعتراف به تهدید اصلی امنیت نظام
سالیان متمادی، گفتمان رسمی نظام بر «عامل خارجی» و توطئههای بینالمللی بهعنوان ریشه اصلی بحرانها متمرکز بود؛ رویکردی که تلاش میکرد با انتساب اعتراضات به تحریکات بیرونی، مشروعیت مطالبات مردمی را نفی کند. با این حال، تعمیق بحرانهای اقتصادی و اجتماعی کار را به جایی رسانده که حتی رسانههای وابسته به جناحهای درون حکومت ناچار به باز بینی این خوانش و اعتراف به تهدید اصلی شدهاند.
«بزرگترین تهدید امنیت ملی امروز، صرفاً فشار خارجی نیست؛ بلکه انباشته شدن نارضایتیهای داخلی است. هیچ جامعهیی تنها بهدلیل فشار بیرونی دچار بحران نمیشود. آنچه زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم میکند، حلنشدن مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است» [۱].
این اعتراف حاکی است که اتاقهای فکر و جریانهای حامی ساختار، نقطه بحرانی و آسیبپذیر را نه در بیرون مرزها، بلکه در درون جامعهٔ ایران و در شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت میبینند.
ابر بحران اقتصادی و شبح سیاستهای «شوکدرمانی»
زمینهساز اصلی ناآرامیهای سالهای اخیر، ناتوانی ساختار حکمرانی در تأمین حداقلهای معیشتی، سقوط ارزش پول ملی، تورم مزمن و بحرانهای زیرساختی نظیر انرژی بوده است. هر گونه دستکاری در قیمت اقلام استراتژیک (نظیر بنزین)، به منزله جرقهای بر انبار باروت نارضایتیهای انباشته عمل میکند.
نگرانی از تصمیمات اقتصادی غیرکارشناسی و انفجار مجدد خشم جامعه، در ادبیات رسانهیی حاکمیت تحت عنوان پرهیز از «شوکدرمانی» برجسته شده است. در متن یادداشت جماران تأکید شده است:
«دولت باید با تصمیمهای مؤثر، از فشار طاقتفرسای اقتصادی بر دوش مردم بکاهد، به هیچوجه به شوکدرمانی دست نزند و امید را به زندگی روزمره بازگرداند» [۲].
این هشدارها گویای آن است که نظام بهخوبی آگاه است جامعه ظرفیت پذیرش فشارهای مالی جدید را از دست داده و هر گونه تلاش برای جبران کسری بودجه از جیب مردم، مستقیماً به کف خیابانها سرریز خواهد شد.
کابوس «سلسلهقیامها»: گذار از استثنا به قاعده
بزرگترین وحشت امنیتی دستگاه حاکم، تبدیل قیامها از رخدادهایی مقطعی و با فواصل زمانی چند ساله، به یک «فرایند دائمی، مکرر و همپوشان» است. تکرار اعتراضات گسترده در دورههای زمانی کوتاهتر، سازمان سرکوب را دچار فرسایش مضاعف، تزلزل درونی و ناتوانی در مدیریت بحران میکند.
جماراننیوز در تحلیل خود از قیام دیماه ۱۴۰۴، این هراس را با لحنی عریان بازگو میکند:
«دیماه ۱۴۰۴ نباید به تجربهای تکرار شونده در تاریخ ایران تبدیل شود... دیماه ۱۴۰۴ باید آخرین هشدار باشد، نه نخستین فصل یک تکرار» [۳].
استفاده از تعبیر «فصل یک تکرار» نشان میدهد که اتاقهای ارزیابی ریسک در نظام، نگران زنجیرهیی شدن اعتراضات و خارج شدن کنترل اوضاع از دست نهادهای تصمیمگیرنده هستند؛ رخدادی که در صورت وقوع، بساط حاکمیت آنان را برخواهد چید.
در تقدیر بودن قیام و سرنگونی
هشدارهای صریح رسانههایی مانند جماراننیوز، بیش از آن که یک تحلیل رسانهیی ساده باشد، بازتابدهنده شکافهای ادراکی و هراس عمیق امنیتی در بدنه نظام پس از وقایع دیماه ۱۴۰۴ است. حاکمیت با جامعهیی روبهرو است که زیر بار فشارهای معیشتی و بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی به نقطه جوش رسیده است. تا زمانی که ساختار سیاسی توان و اراده پاسخ به این مطالبات بنیادین را نداشته باشد، تکرار اعتراضات و قیامهای سراسری، واقعیتی قطعی در چشمانداز سیاسی ایران باقی خواهد ماند و امری اجتنابناپذیر است.
پانوشت:
[۱] پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران، «یادداشت جماران؛ مراقب تکرار حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴ باشیم»، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵.
[۲] همان.
[۳] همان.