تجربه نشان داده است که هرگاه پای مقاومت سازمانیافته و آلترناتیو دموکراتیک به میان آمده، استبداد دینی و فاشیسم سلطنتی همدل و همپیمان بر آن تاختهاند.
اگر ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، سرویسهای غربی در معاملهیی ننگین با شیخ به مقر مقاومت در اورسوراواز حمله کردند، امروز نیز بقایای شاه با تهدید به بمبگذاری در تظاهرات پاریس و تهدید بهقتل حامیان مقاومت، با همان فرمان پیش میروند.
توطئهٔ برهم زدن تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد امسال، نمایشی از کینهورزی مشترک شیخ و شاه علیه جایگزین دموکراتیک بود؛ دو روی یک سکه که یکی با طناب اعدام و دیگری با چماق تهدید، همسویی خود را علیه سرنگونی رژیم جار میزنند.
در همین راستا، ژان پیر اسپیتزر، حقوقدان برجستهٔ فرانسوی در مقالهیی افشاگرانه در روزنامهٔ لاتریبون فرانسه، به کالبدشکافی دقیق این رسوایی پرداخت. اسپیتزر با استناد بهشهادت تاریخی قاضی مارک ترویدیک تأکید میکند که برچسب زدن به مجاهدین نه بر اساس تحلیل حقوقی، بلکه صرفاً برای پیشبرد منافع تجاری و دیپلماتیک با تهران صورت گرفت. او با اشاره به اینکه معامله با آخوندها علیه تنها نیرویی که «از قابلیتهای نظامی قابل توجهی برای سرنگونی رژیم برخوردار بودند» مینویسد:
«اینها سخنان یک عضو مجاهدین خلق یا حامی مقاومت ایران نیست. اینها سخنان قاضیای است که سالها در زمینه مبارزه با تروریسم کار کرده و اتهامات علیه این جنبش را بررسی کرده است».
خوی وحشیگری و پیوند ناگسستنی استبداد دینی با شیوههای تروریستی ساواک، امروزه خود را در تهدید و ارعاب مخالفان بچهٔ شاه و حامیان مقاومت نیز عیان کرده است. چنانکه دکتر علی باقری، پژوهشگر ارشد و رئیس ائتلاف بینالمللی آزادی بیان، پس از افشای ماهیت استبدادی بقایای سلطنت در هدف حملات شدید اینترنتی و حتی تهدید به مرگ ـ با الگوی مسعود مسجودی ـ از سوی شاهپرستان گرفت. روزنامه بلژیکی لالیبر ۱۴آبان نوشت: «مخالف ایرانی که ۱۱ سال است در بلژیک بهسر میبرد گفت: دریافتهام که انتقاد از پسر آخرین شاه نیز میتواند مرا در معرض تهدید به مرگ قرار دهد...».
تهدیدهایی هولناک که با یادآوری نمونههای جوخههای مرگ وزارت اطلاعات و تهدیدهای حامیان بچهٔ شاه، ثابت میکند فاشیسم سلطنتی و دینی در دشمنی با مقاومت یک ریشه و اندیشه دارند.
این افشاگریها بهروشنی نشان میدهد که هیچ پروندهسازی و برچسبزنی سیاسی علیه اصلیترین هماورد رژیم آخوندی بیعلت نیست. تجربه ۴۵سال گذشته هم نشان داده است که مقاومتی که بر حق مشروع نبرد با دیکتاتوری استوار است، از دل تمام پروندهسازیهای «شیخ» و فتنهگریهای «شاه» سربلند بیرون میآید و هر گونه دسیسه را در آتش قیام و طنین قاطع «نه شاه، نه شیخ» در هم خواهد شکست.