به دار کشیدند تا بترسانند،
قرار بود خیابان خالی و صداها خاموش شود اما صبح سهشنبه ۱۱فروردین، ساعتی پس از اعلام خبر، خیابانهای شهر با تصاویر شهیدان گلافشان شد.
پس از اعدام محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی، موجی از اعتراض و واکنشهای سیاسی و اجتماعی در کشورهای مختلف و پراتیکهای انقلابی در ایران شکل گرفت.
در تهران، کرج، تبریز و اصفهان جوانان با گلگذاری در معابر عمومی، یاد اعدامشدگان را زنده کردند؛ سبدهای گل در کنار نامها و تصاویر ممنوعه فقط یک ادای احترام و یادبود نبود؛ نشانههای روشن یک پیام، شرارههای یک قیام و صدای رسای نسلی بود که با گلوله و اعدام خاموش نمیشود.
در تهران، دیوارها و خودروها به رسانه تبدیل شدند.
دستنوشتههایی که توجه عابران را به خود جلب میکرد:
«قسم به خون یاران، محمد تقوی و اکبر دانشورکار ایستادهایم تا پایان و راهشان را ادامه میدهیم تا پیروزی»
«راه مجاهدان شهید پویا قبادی و بابک علیپور را تا سرنگونی و آزادی ادامه میدهیم»
و پوسترهایی با تصاویر شهیدان که روایت دیگری میساختند:
«دو مجاهد خلق بابک علیپور و پویا قبادی قهرمانانه ایستادند و بر طناب دار بوسه زدند»
در مشهد، نصب تصاویر شهیدان در کنار تصویر و پیامی از رئیسجمهور برگزیده مقاومت:
«مریم رجوی: بابک و پویا و محمد و اکبر آموزگاران پرافتخار صدق و فدا در روزگار ما هستند و نامشان برای همیشه در تاریخ ایران باقی میماند. رادمردانی که در برابر هیچ شکنجه و فشاری سرخم نکردند و تا به آخر بر عهد و پیمان خود استوار ماندند».
در شرایطی که هیولای خونآشام در سایهٔ جنگ خارجی، هر حرکتی را با گلوله پاسخ میدهد و هر فعالیت اعتراضی میتواند به دستگیری و شکنجه منجر شود، چنین اقداماتی معنایی فراتر پیدا میکنند.
حاکمیت میخواهد با طناب دار، هزینه قیام را آنقدر بالا ببرد که کسی به میدان نیاید اما آنچه در عمل دیده میشود، چیز دیگری است؛ تبدیل شدن هر اعدام به یک جرقه.
جرقهیی که در تهران، تبریز، مشهد، کرج و اصفهان تکرار میشود و از خیابانهای ایران تا شهرهای اروپا امتداد پیدا میکند. همزمان ایرانیان شریف در هامبورگ، آرهوس، لاهه، اسلو، کپنهاک، پاریس و بسیاری از شهرهای اروپایی و آمریکا با تجمع در مقابل سفارتخانههای رژیم آخوندی، صدای اعتراضشان را به جهانیان رساندند. این پاسخی روشن از جانب نسلیست که نمیخواهد فقط نظارهگر باشد نسلی که زیر سایهٔ گلوله و شلاق و شکنجه، به خیابان میآید، گل میگذارد و مینویسد؛ راه ادامه دارد!