728 x 90

گزارش تردستون ۷۱؛ رمزگشایی از «اسب تروا» در فضای مجازی

گزارش تردستون ۷۱
گزارش تردستون ۷۱

افشای گزارش ۹۳صفحه‌یی مؤسسه تحقیقات سایبری «تردستون ۷۱» با همکاری دانچو دانچف، پرده از یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های «مهندسی مشروعیت دیجیتال» در تاریخ معاصر ایران برداشت. این تحقیق که بر پایه تحلیل ۷۰میلیون رکورد داده استوار است، نشان می‌دهد که محبوبیت جنجالی «بچه شاه» در شبکه‌های اجتماعی، نه یک جوشش ارگانیک مردمی، بلکه محصول یک «رفتار هماهنگ غیرواقعی»(CIB) و همکاری نانوشته با بازوهای سایبری رژیم است. اما سؤال اصلی اینجاست: چگونه اکانت‌های متصل به «سیم‌کارت‌های سفید» امنیتی، در نقش سلطنت‌طلبان افراطی، اپوزیسیون واقعی را هدف قرار می‌دهند؟

 

کالبدشکافی یک رسوایی؛ وقتی «ایکس» نقاب‌ها را افکند

به‌روزرسانی‌های فنی اخیر در پلتفرم ایکس(توئیتر سابق) که منجر به نمایش کشور مبدأ و شیوه اتصال کاربران شد، حقیقتی هولناک را فاش کرد. ده‌ها هزار حسابی که تا دیروز خود را کنشگران پرشور سلطنت‌طلب در غرب معرفی می‌کردند، با برچسب «Iran – Android App» و بدون نیاز به VPN(اتصال مستقیم) ردیابی شدند.

این نوع دسترسی که در ایران به «سیم‌کارت سفید» معروف است، امتیازی است که فقط در اختیار مقامات، اپراتورهای سایبری سپاه و نهادهای اطلاعاتی قرار می‌گیرد. گزارش تردستون تبیین می‌کند که این حساب‌ها در واقع «اسب‌های تروا»ی حاکمیت هستند؛ پوسته‌ای از زیبایی‌شناسی سلطنت‌طلبانه که درون آن، اپراتورهای حکومتی برای تزریق پیام‌های تفرقه‌افکن و آزار هماهنگ رقبای سیاسی رژیم پنهان شده‌اند.

 

مترونوم مشروعیت؛ کارخانه بات‌سازی با دقت ۶۰ثانیه

یافته‌های فنی دانچو دانچف، برجسته‌ترین کارشناس دیجیتال جهان، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد: ۹۰درصد فعالیت‌های پیرامون «بچه‌ٔ شاه»، مکانیکی و اسکریپتی است. زبان به‌کار رفته در این حساب‌ها، ماشینی، قالبی و تکراری است. از میان ۳۵۶هزار حساب متمایز، بیش از ۳۲۱هزار حساب دارای فواصل زمانی دقیقاً مضرب ۶۰ثانیه در انتشار محتوا یا ایجاد حساب هستند.

این الگو با هیچ منطق انسانی قابل توضیح نیست. ما با یک «مترونوم دیجیتال» روبه‌رو هستیم که وظیفه‌اش جعل حمایت عمومی است. این شبکه با استفاده از تصاویر و نام‌های شهدای قیام -بدون رضایت خانواده‌هایشان- دست به «مصادره رنج» می‌زند تا برندی سیاسی برای پهلوی دست‌وپا کند.

 

استراتژی «قیف فریب»؛ مدیریت ادراک و ترور شخصیت

گزارش تردستون ۷۱ توضیح می‌دهد که این ماشین دیجیتال از «قیف‌های فریب»(Deception Funnels) برای هدایت خشم و امید کاربران واقعی به مسیرهای از پیش طراحی شده استفاده می‌کند. این سیستم ۲هدف راهبردی را دنبال می‌کند:

۱. القای این حس کاذب به جامعه بین‌المللی که ایرانیان پشت وارث یک دودمان صف کشیده‌اند.

۲. آزار هماهنگ و فحاشی به هر صدایی که خارج از مدار «پروژه خانوادگی پهلوی» باشد.

در این میان، سپاه پاسداران بزرگ‌ترین برنده این بازی است. اتوماسیون آشکار و شعارهای افراطی این شبکه‌ها، به بازوهای تبلیغاتی رژیم اجازه می‌دهد تا کل بدنه اعتراضات را «غیرواقعی و کارگردانی شده از خارج» جلوه دهند.

 

پایان عصر ارواح دیجیتال

تحقیقات مستند تردستون ۷۱ ثابت می‌کند که آنچه به‌عنوان پایگاه اجتماعی «بچه‌ٔ شاه» عرضه می‌شود، در مقیاسی وسیع، یک خط تولید صنعتی از حساب‌های اسکریپتی است. این عملیات فریب، بیانگر یک ضعف بنیادین است: وقتی مخاطب واقعی کافی نیست، کمبود با «ارواح» پر می‌شود.

معماری این شبکه، بازتابی از الگوی استبداد پدری است که در آن مردم نه صاحبان حق، بلکه «ورودی‌های قابل برنامه‌ریزی» برای یک پروژه حکمرانی تلقی می‌شوند. برای سیاست‌گذاران و ناظران بین‌المللی، پیام روشن است:

جمعیت پیرامون پهلوی یک سراب زمان‌سنجی‌شده است. مشروعیت را نمی‌توان با بات خرید؛ مشروعیت در میدان مبارزه و از دل فداکاری ارگانیک زاده می‌شود، نه در سرورهای تولید بات که با امضای «تهران» فعالیت می‌کنند.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2ba1b814-0eb4-4ca5-badc-0789709d8976"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات