قیام دیماه در دانشگاهها همچنان ادامه پیدا کرده است. بیم گسترش آن به بقیه آحاد جامعهیی که ترس را در پشت سر جا گذاشتهاند چشمانداز تیره و تاری برای رژیم بهوجود آورده است. خالی شدن سفره مردم نیز همچنان ادامه دارد و حاکمیتی که راهحلی برای بحرانها ندارد، فقط در وحشت و هراس از عواقب آن دنبال از این ستون به آن ستون است. رسانههای حکومتی به گوشهیی از چشمانداز در تقدیر اشاره میکنند.
جهان صنعت: تداوم نارضایتیهای انباشته
علیرضا کیانپور: سالها بعد اگر تاریخ این سالها را روایت کنند، بیتردید از دیماه۱۴۰۴ بهعنوان بزنگاهی تاریخساز سخن خواهند گفت. احتمالاً اما آن زمان وقتی از حوادث مهم دیماه۱۴۰۴ سخن میگویند، ناگزیر باید آنچه این چند روز گذشته در نخستین روزهای اسفندماه در دانشگاههای مهم ایران رقم خورد نیز در همان فصل از کتاب تاریخ ایران و بهعنوان برخی از جدیترین پسلرزههای آن زمینلرزه عظیم دیماه مورد بررسی قرار دهند…
«این حوادث حتماً آثار و تبعات طولانیمدتتری هم خواهد داشت؛ آثاری که نه فقط در دانشگاه بلکه در روح و روان کلیت جامعه رسوخ کرده و طبیعتاً اگر فضایی فراهم نشود که به سمت نوعی مفاهمه و همدلی گام برداریم، باید خود را برای تبعات خطرناکتر آن آماده کنیم». …اگر به این مهم توجه نشود، بهسوی حوادث تلخی همچون ناامیدی و سرخوردگی گسترده خواهیم رفت و بهجای ترمیم، شاهد تعمیم شکافها خواهیم بود».
اعتماد: گفتگو در چالش انسداد
حوادث تلخ و بسیار پرهزینه دیماه ۱۴۰۴ درسی بزرگ و مبنایی برای اصلاحات ضروری در روند حکمرانی است که اکنون در اختیار تصمیمسازان و مسئولان قرار دارد. ای کاش به اینجا نمیرسیدیم و هشدارهایی که سالها داده شد، در آمارها و اطلاعات وقایع دیماه ثابت نمیشد؛ … سن ۷۷ درصد از بازداشت شدگان زیر ۳۰ سال و از این میان ۱۷ درصد دانشآموز و ۶ درصد دانشجو هستند، ….
آنچه امروز در فضای سیاسی و اجتماعی درباره نسل جوان احساس میشود، نه یک شکاف، بلکه یک انسداد است؛ … در چنین شرایطی جوانان میگویند، حرف ما اگر شنیده هم شود تفاوتی نمیکند، پس سکوت میکنند و همین دردمندی میتواند به خشم تبدیل شود. …
ما هنوز گرفتار دوربرگردانهای پرهزینه تمامیتخواهان، جمود افکار قدیمی و دیوانسالاری مخرب در دستگاههای مرتبط از جمله در بدنه آموزش و پرورش و نادیده گرفتن تحولات زمانبر نسلها و آموزش نوین و خلاقیتمحور هستیم. همین میشود که بخش قابلملاحظهای از معترضان روزهای تلخ دیماه را دانشآموزان و دانشجویان خشمگین تشکیل میدهند
توسعه ایرانی: دانشگاه در محاصره خشم و صفآرایی دانشجویان
روایت روز دوم از یک بازگشایی پرتنش
شکستن شیشههای لابی پردیس سیدخندان، نمادی از فرو ریختن آخرین پناهگاههای امن در دانشگاه بود. درگیری دانشجویان در دانشگاه، فشار روانی مضاعفی را ایجاد کرد که تنها به خشم بیشتر دامن زد. این صحنهها نشان داد که دانشگاه از یک نهاد مدنی به محیطی بهدور از استانداردهای دانشگاهی تغییر ماهیت داده است که در آن امنیت دانشجو، قربانی مصلحتسنجیهای سلبی میشود.
یکی از پرسشهای کلیدی که در جریان اعتراضات روز دوم بازگشایی ذهن هر ناظری را به خود مشغول میکرد، ماهیت و منشأ قدرت گروههایی بود که در مقابل معترضان صفآرایی کرده بودند. دانشجویانی که با پرچمها و شعارهای خاص، نه تنها به مقابله کلامی، بلکه به درگیری فیزیکی با همکلاسیهای خود روی آوردند، از کدام مرجع قانونی مجوز برخورد دریافت کردهاند؟
ظهور نسل جدید دانشجویان در راهروهای علم، بهمعنای پایان قطعی عصر تکگویی و دستورات از بالا به پایین است. این نسل نه تنها زبان «فرمان و تحکم» را متوجه نمیشود، بلکه دانشگاه را نه مکانی برای کسب مدرک، بلکه سنگری برای بازپسگیری هویت مدنی خود میبیند. وقتی این انرژی سازشناپذیر با سد محکم «لیستهای تهدید» مواجه میشود، نتیجهیی جز انفجار خشم حاصل نمیشود؛ خشمی که نشان میدهد ابزارهای کنترلی دهههای گذشته، دیگر بر بدنه پرتحرک و آگاهِ امروز کارگر نیست
اگر دانشگاه نتواند خودمختاری خود را باز پس بگیرد، بهزودی شاهد وداع با تاریخ و قهقرای تمدنی خواهیم بود که در آن علم، تنها ابزاری برای توجیه قدرت خواهد بود. … با ادامه روند فعلی و خشم نسل زد، دانشگاه به کانون بحرانهای دائمی بدل خواهد شد که هزینههای آن برای کل کشور غیرقابل جبران خواهد بود. صندلیهای خالی اساتید و شیشههای شکسته دانشکدهها، آخرین هشدارهایی هستند که باید شنیده شوند؛ پیش از آنکه چرخهٔ خشونت، تمام پلهای بازگشت را ویران کند.
شرق: چرا مینویسیم؟
در این سرنوشتسازترین روزها و شاید لحظات تاریخ معاصر میهنمان، اگر بخواهیم عزتمندانه، مصلحتجویانه و حکیمانه (سه اصل راهبردی عزت، مصلحت و حکمت) بیندیشیم و عمل کنیم، جز آن نخواهد بود که با انعطاف در ایدئالهای سیاسی و آرمانهای ایدئولوژیک، گفتگوی واقعی داخلی (با ایرانیان، چه داخلی و چه خارجنشین) و خارجی (آمریکا و اروپا) را در پیش گیریم؛ چرا که بر فرض تداوم وضعیت فعلی و برجا ماندن تحریمها و دشمنیها و... یقینا جز بر آشفتگی بیشتر اقتصادی و بروز اعتراضات وسیعتر سیاسی و اجتماعی افزوده نخواهد شد.
شرق: ابهام قیمت نان
در شرایطی که تورم مهار نشده، هر اقدام شوکآور از هر نوعی میتواند خطرناک باشد و در سال بعد همان مشکلات دوباره بازگردد. به همین دلیل توصیه میشود ابتدا اقدامات اساسی برای کنترل تورم انجام شود و سپس اگر ضرورتی وجود داشت، درباره اصلاح یارانه نان تصمیمگیری شود. امروز بسیاری از مردم دیگر توان خرید گوشت را ندارند، مرغ و تخممرغ نیز با دشواری تأمین میشود و تنها کالایی که در سفره باقی مانده، نان است. اگر این بخش نیز دچار شوک قیمتی شود، عملاً آخرین تکیهگاه معیشتی دهکهای پایین آسیب خواهد دید و چنین اقدامی توصیه نمیشود».
دنیای اقتصاد: ترکش تورم در سفره افطار
افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید باعث شده است بسیاری از مردم نتوانند مانند گذشته مهمانیهای خانوادگی ماه رمضان را برگزار کنند. قنادیها از افت فروش زولبیا و بامیه خبر میدهند و به نظر میرسد غذاهایی همچون آش و حلیم از سفره روزهداران حذف شده است.
یکی از فروشندگان میگوید: سال گذشته مشتریان در بازههای کوتاه دو کارتن خرما خریداری میکردند و موجودی ظرف دو روز تمام میشد، اما امسال همین کالا بهسختی فروش میرود و همین موضوع باعث شده تا مغازهداران حجم خرید خود از شرکتهای تامینکننده را کاهش دهند. این در حالی است که بهگفته رئیس انجمن خرمای کشور، ۴۰درصد از کل مصرف سالانه خرمای کشور مربوط به ماه رمضان است.
در بازار لبنیات نیز روند صعودی قیمت مشهود است. یک فروشنده در سوپرمارکت میگوید: ماست دو کیلویی برخی برندها به حدود ۵۰۰هزار تومان رسیده است. چه کسی میتواند با چنین قیمتهایی خرید کند؟ …کالاهای لبنی رشد قیمتی شدیدتری را تجربه کردند
توسعه ایرانی: مطالبه «شفافیت از بالا»، ذیلِ یک دستور
مطالبه «شفافیت از بالا»، ذیلِ یک دستور
دیماه ۱۴۰۴ برای ایران تنها یک مقطع تقویمی نبود؛ زخمی تازه بر حافظه جمعی جامعه بود. روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، خیابانها صحنه اعتراضاتی شدند که بهسرعت به نقطهای بحرانی رسیدند. از همان ساعات نخست، روایتها متکثر بود؛ و آمارها متناقض و پرسشها بیپاسخ
اما جامعهیی که بارها وعده شنیده و بارها کمیته دیده، این بار چه انتظاری دارد؟ آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، تنها یک تجمع اعتراضی نبود؛ برشی از یک وضعیت انباشته بود... جامعه، بیش از هر زمان، آسیبدیده و خسته است. خانوادههایی که در آن روزها داغدار شدند، جوانانی که بازداشت یا مجروح شدند، و مردمی که با نگرانی تصاویر خیابانها را دنبال کردند، اکنون تنها یک مطالبه دارند و آن دانستن حقیقت است و حقیقت، … فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به رئیسجمهور نوشت: «آقای پزشکیان! بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، مصوبه این شورا برای ۱۸ و ۱۹ دیماه را اعلام نمایید. اکنون که خواستار کمک مردم برای جمعآوری اسناد جنایت دیماه شدهاید، باید گام اول را خود شما بردارید».
این مطالبه، فراتر از یک جدال سیاسی است؛ بازتاب یک پرسش بنیادی است که آیا ارادهای واقعی برای روشن شدن همه ابعاد ماجرا وجود دارد، حتی اگر به هزینه سیاسی برای برخی نهادها تمام شود؟
محسن غرویان، مدرس حوزه علمیه قم، از زاویهیی دیگر به ماجرا نگریست. او گفت جامعه از وعدههایی که به آنان داده شده اما عملی نشده، خسته شده و به ستوه آمده است. به تعبیر او، آن چه مردم در عرصه عینی مشاهده میکنند، بدتر شدن تدریجی وضعیت اقتصادی و کاهش قدرت خرید است؛ موضوعی که موجب شده بخش قابل توجهی از جامعه احساس فقر بیشتری داشته باشد.
انتشار گزینشی گزارش حوادث دیماه، بیش از آنکه آرامش بیاورد، گمانهزنیها را تقویت میکند. در این مسیر، فشارهای سیاسی نیز بیتردید وجود خواهد داشت. تندروها، که هر گونه اعتراف به خطا را به منزله عقبنشینی تعبیر میکنند، ممکن است در برابر انتشار گزارش مقاومت کنند اما پرسش اساسی این است که آیا دولت حاضر است هزینه شفافیت را بپردازد؟