در اعماق تاریکترین سلولهای اوین، جایی که دیوارها بوی شکنجه و انتظار میدهند، صدایی طنینانداز شده است که نه بوی تسلیم میدهد و نه رنگ تمنا. بیانیهٔ ۶زندانی سیاسی محکوم به اعدام در ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، فراتر از وصیتنامه یا بیانیههای سیاسی معمولی، یک «مانیفست تاریخی» و اعلام وفاداری به آرمانی است که ریشه در خونبارترین و در عینحال درخشانترین فصول تاریخ معاصر ایران دارد.
پیوند ناگسستنی با زنجیرهٔ تکامل مبارزه
نخستین و برجستهترین ویژگی این بیانیه، هویتبخشی تاریخی به مبارزه است. امضاکنندگان این متن، خود را نه افراد مجزا، بلکه استمرار روحی واحد میبینند که در ادوار مختلف تاریخ ایران کالبد عوض کرده است. از مشروطهخواهان تبریز و سواران بختیاری تا جنگلیهای شمال و پیشمرگان کردستان؛ از شهدای ۳۰تیر تا فداییان و مجاهدین زمان شاه.
این نگاه کلاننگر، به مبارزهٔ کنونی اعتبار و اصالت میبخشد. آنها با بیان «ما پیش از این صدها هزار بار اعدام شدهایم»، مرگ بیولوژیک را به سخره میگیرند. این رویکرد انگیزاننده، به مخاطب القا میکند که استبداد حاکم، نه یک پدیدهٔ شکستناپذیر، بلکه آخرین پرده از یک درگیری طولانی میان «خلق» و «غاصبان» است.
مرزبندی قاطع با استبداد و اپورتونیسم
بیانیه با دقتی تئوریک، میان نیروهای پیشرو و نیروهای واپسگرا مرز میکشد. آنها به درستی اشاره میکنند که چگونه انقلاب مردم ایران توسط «هیولای ولایت» دزدیده شد. این بخش از متن، لایههای عمیق خیانت تاریخی به اعتماد تودهها را افشا میکند. با نام بردن از «مادران آبان» و شهدای قیامهای اخیر چون «خدانور» و «حدیث»، بیانیه پل محکمی میان نسلهای قدیمی مبارزه و نسل جوان برقرار میکند.
فلسفهٔ «ایستادگی بر سر موضع»؛ عبور از ترس
قدرتمندترین پیام این بیانیه در عبارت «ما بر سر جانمان با شما چانه نمیزنیم» نهفته است. در نظامهای تمامیتخواه، حاکمیت از طریق معامله بر سر «بقای فردی» تلاش میکند ارادهٔ مبارز را درهمبشکند. اما وقتی ۶مجاهد خلق در آستانهٔ چوبهٔ دار، از موضع قدرت و نه ضعف، اعلام میکنند که جانشان اسباب چانه زدن و معامله نیست، دستگاه سرکوب دچار بنبست میشود. این یعنی «تولد دوبارهٔ اراده» در جایی که قرار بود مدفن آن باشد.
جغرافیای واحد مبارزه: از کردستان تا تهران
بیانیه، هوشمندانه بر وحدت ملی تأکید میورزد. گنجاندن نام کردستان، بلوچستان، ماهشهر و تهران در کنار هم، بیانگر درک عمیق ستم مضاعف بر ملیتها و در عینحال، لزوم همبستگی برای سرنگونی است. آنها «جمهوری دموکراتیک» را نه یک واژهٔ انتزاعی، بلکه تنها مسیر برای آبادانی میهنی میدانند که از فقر و تبعیض رنج میبرد.
طنین پیروزی در آستانهٔ اعدام
لحن پایانی بیانیه و استفاده از شعر ترانه – سرود «طوفان پیروزی»، از آثار استاد محمد شمس نمایانگر یک پیروزی اخلاقی و سیاسی پیشدستانه است.
ماییم که طرحافکن پایان شماییم
سر پنجه در انداز به میدان شماییم
ما چشمهٔ آن صبح گلاندام بهاری
بر نسخهٔ تاریک، زمستان شماییم
آنها نه بهعنوان قربانی، بلکه بهعنوان «فاتحان فردا» سخن میگویند. این بیانیه به جامعه پیام میدهد که اگر ۶تن در اسارت و زیر حکم اعدام، چنین استوار «پایان زمستان» را نوید میدهند، پس تودههای میلیونی در بیرون از زندان، پتانسیلی عظیمتر برای تغییر دارند.
ریشهداری و جوانه زدن
بیانیهٔ ۱۲ اسفند وحید بنیعامریان، سیدمحمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار و ابوالحسن منتظر، سندی است که ثابت میکند زندان و اعدام دیگر کارکرد خود را در بازدارندگی نسل وفا و مقاومت از دست دادهاند. این بیانیه لرزهای بر اندام ساختار قدرت میاندازد؛ چرا که نشان میدهد آرمان آزادی در ایران، به مرحلهای از بلوغ رسیده که از ترس عبور کرده است. این ۶تن، با گره زدن سرنوشت خود به تاریخ مشروطه و قیامهای معاصر، به نمادهایی بدل شدهاند که حتی اگر جسمشان بهدار آویخته شود، پیامشان به موتور محرک قیامهای بعدی بدل خواهد شد. آنها ثابت کردند که در نبرد میان «تبر» و «ریشه»، همیشه این ریشه است که در دل خاک میماند و جوانه میزند.