تظاهرات روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در برلین را باید یک سرفصل جدید در تعادل قوای سیاسی میان سازمانیافتهترین اپوزیسیون ایرانی و حاکمیت ملایان دانست. دستگاه تبلیغاتی ــ اطلاعاتیِ نظام آخوندی در چند ماه اخیر بسیار تلاش کرد فضای سیاسی ایران را با دامن زدن به پادشاهیخواهی، آلوده کند. هدف این دستگاه، به سایه بردن جایگزین نقد و سازمانیافتهی مجاهدین خلق ایران بوده است. گردهمایی دهها هزار نفرهی برلین، سرفصلی برای روشنگری ملی و جهانی در جهت پالایش فضای سیاسی ایران از دیکتاتوریهای شاهی و شیخی شد.
ویژگی برجستهی تظاهرات ۱۸ بهمن برلین، تبلوریافتن اصالتهای ملی، مردمی و تاریخی در مصاف با سلسلههای دیکتاتوری در تاریخ معاصر ایران بود. از اینروی، معانی و مضمونهای مطرح شده در این گردهمایی و نیز انعکاسات رسانهییِ آن، مرز میان اپوزیسیون اصیل و مردمی و ملی با فیکسازیهای مطلوب اتاق فکر نظام ملایان را بیش از گذشته روشن نمود. این یک شروع جدید در صحنهی سیاسی ایران خواهد بود. بیشک این سرفصل میتواند به تحولات بزرگتر و بیشتر برای پالایش گستردهتر بینجامد؛ پالایشی که راستا و سمت و سوی آن، تسریع روند جاری سرنگونیِ حاکمیت ولایت فقیه خواهد بود.
تظاهرات برلین را باید بازتاب یک بلوغ سیاسی دانست که در بطن جامعهی ایران، بهویژه در میان نسلهای درگیر با هزینههای مستقیم دیکتاتوری، شکل گرفته است. پیوند میان مقاومت سازمانیافته و مطالبات تاریخی مردم ایران، در این گردهمایی بهشکلی عینی و قابل مشاهده متجلی شد؛ پیوندی که سالهاست حاکمیت با تحریف، سرکوب و جنگ روانی تلاش کرده آن را از هم بگسلد.
از سوی دیگر، واکنشهای عصبی و تخریبی رسانههای حکومتی پس از این تظاهرات، خود گواهی روشن بر تأثیرگذاری عمیق این رخداد است. هر جا که رژیم ملایان ناچار به انکار یا وارونهنمایی میشود، میتوان ردپای یک حضور تهدیدکننده را دید؛ حضوری که مشروعیت پوشالیِ حاکمیت و آلترناتیوسازیهای قلابی آن را به چالش میکشد و زمین بازی را از مهندسیهای اطلاعاتی خارج میکند.
اهمیت دیگر تظاهرات ۱۸ بهمن در این بود که گفتمان آزادی، جمهوریت و حاکمیت مردم را در برابر دو قطب ارتجاعیِ سلطنت و ولایت فقیه[یا ویژگیِ مشترک مطلقگرایی] برجسته ساخت. این گفتمان متکی بر تجربهی تاریخی، هزینههای پرداختشده و چشماندازی روشن برای ایرانی با آیندهیی بدون دیکتاتوری است. چنین گفتمانی امکان شکلگیری یک جبههی فراگیر ملی را تقویت میکند.
درنهایت، این سرفصل میتواند موازنهی سیاسی را بیش از پیش به زیان حاکمیت ولایت فقیه تغییر دهد. تظاهرات برلین نشان داد که صحنهی اصلی نبرد، در تعیین آلترناتیو واقعی و پاسخگو به خواست آزادی مردم ایران است. از این منظر، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ را باید آغازی دانست برای مرحلهیی تعیینکنندهتر در مسیر رهاییِ ایرانزمین از اشغالگران ولایی ــ آخوندی.
زوایای گوناگون و مشترک این گردهمایی، در گزارشات مختلف رسانههای معروف و مهم بینالمللی انعکاس یافته است. نگاهی داریم به برخی از این بازخوردها.
ــ تلویزیون بی اف ام فرانسه: دریایی از پرچمهای سبز، سفید و قرمز به چشم میخورد. مریم رجوی تأکید کرد: باید به ندای آزادیخواهی مردم ایران گوش فراداد. این تظاهرکنندگان هرگونه شکلی از دیکتاتوری را برای ایران رد میکنند، چه دیکتاتوری آخوندی که در حال حاضر مردم را سرکوب میکند و چه دیکتاتوری شاه.
ــ تلویزیون دویچه وله آلمان: دهها هزار نفر در پی سرکوب مرگبار معترضان در ایران، در دروازه براندنبورگ تظاهرات کردند. آنها خواستار تعطیلی سفارتخانههای تهران در سراسر اروپا شدند. تظاهرکنندگان از این که اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را به عنوان یک سازمان تروریستی اعلام کرده است، بسیار استقبال کردند. آنها میگویند: آنچه واقعاً باید اتفاق بیفتد یک انقلاب و یک جنبش داخلی برای تغییر از سوی خود مردم ایران است.
ــ خبرگزاری رویترز: این تظاهرات برای توقف فوری خشونت علیه معترضان در ایران و پایان دادن به بازداشتها و سرکوبها در برلین آلمان برگزار شد. مریم رجوی در تظاهرات برلین گفت: «حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته آنهاست».
ــ خبرگزاری فرانسه: در برلین، تظاهراتی برای آزادی در ایران برگزار شد. تظاهرات گسترده ایرانیان در مقابل دروازه براندنبورگ برلین در حمایت از قیام مردم ایران برای آزادی و جمهوری دموکراتیک بود.
ــ روزنامه آلمانی زوددویچه سایتونگ: ایرانیان در برلین علیه حکومت استبدادی در تهران و در همبستگی با مردم ایران دست به تظاهرات زدند. فراخوان این گردهمایی با عنوان «آزادی برای ایران» توسط ۳۴۰ سازمان بینالمللی و شخصیتهای سیاسی مورد حمایت قرار گرفته بود.