مادهٔ نهم: ۹. حفاظت و احیای محیط زیست قتلعام شده در حکومت آخوندها
محیطزیست، میراث مشترک تمامی انسانها و بستر اصلی حیات و توسعه پایدار است. سلامت و پایداری آن برای رفاه نسلهای کنونی و بقای نسلهای آینده نیز حیاتی است.
در یک جامعه مسئولیتپذیر، حفاظت از منابع طبیعی، تنوع زیستی و مقابله با آلودگیها، از اولویتهای حکمرانی خوب و توسعه پایدار محسوب میشود؛ با این حال، در ایران تحت انقیاد آخوندها، محیطزیست نه تنها به اولویت تبدیل نشده، بلکه در طول ۴دهه گذشته، بهدلیل سوءمدیریت، فساد، توسعهطلبی بیرویه و سیاستهای غیرعلمی، شاهد تخریب بیسابقه و قتلعام منابع طبیعی بوده است.
سیاستهای نظام ولایت فقیه، که اغلب با اولویتبخشی به پروژههای متعلق به سپاه یا مافیای حکومتی، طرحهای اقتصادی مخرب و بدون ارزیابی زیستمحیطی مناسب، یا با نادیده گرفتن قوانین حفاظتی صورت گرفته، به فجایع زیستمحیطی گستردهیی منجر شده است. از خشک شدن دریاچهها و تالابها گرفته تا بروز پدیده ریزگردها، بیابانزایی، فرسایش خاک، کاهش شدید منابع آب زیرزمینی و آلودگی هوا در کلانشهرها همگی نشانههایی از یک بحران فراگیر زیستمحیطی در ایران هستند.
این وضعیت، سلامت عمومی را به خطر انداخته و جابهجایی جمعیت، گسترش فقر و بحرانهای اجتماعی-اقتصادی را باعث شده است.
طرح ۱۰مادهای مریم رجوی، با درک عمیق از این چالش حاد و تهدیدکننده، ماده نهم خود را به «حفاظت و احیای محیطزیست قتلعام شده در حکومت آخوندها» اختصاص داده است. این ماده چارچوبی برای بازسازی و احیای زیستبومهای آسیبدیده، تضمین توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی شهروندان در ایران آزاد فردا ارائه میدهد.
ابعاد فاجعه زیستمحیطی در ایران؛ پیامدهای حکمرانی فاسد
فاجعه زیستمحیطی در ایران امروز، ابعاد گسترده و پیچیدهای دارد که نتیجه مستقیم سیاستها و عملکردهای فاسد نظام ولایت فقیه است؛ این ابعاد شامل موارد زیر میشوند:
بحران آب
ایران در منطقه خشک و نیمهخشک قرار دارد، اما سیاستهای غارتگرانه منابع آبی، حفر بیرویه چاههای غیرمجاز، سدسازیهای غیرکارشناسی در خدمت پروژههای سپاه و مافیای حکومتی و سیاستهای کشاورزی پرآببر باعث کاهش شدید منابع آب زیرزمینی و سطحی شده است.
این وضعیت، در خشک شدن دریاچهها (مانند دریاچه ارومیه)، تالابها (مانند تالاب هورالعظیم) و رودخانههای بزرگ (مانند زایندهرود) قابل مشاهده است. خشک شدن این زیستبومها، علاوه بر از بین بردن تنوع زیستی، به گسترش پدیده ریزگردها و بیابانزایی منجر شده است.
آلودگی هوا و ریزگردها
شهرهای بزرگ ایران، بهویژه تهران، اهواز و اصفهان، بهطور مداوم با آلودگی شدید هوا مواجه هستند؛ این آلودگی ناشی از استاندارد پایین سوختها، فرسودگی ناوگان حملونقل و فعالیتهای صنعتی است. علاوه بر این – همانطور که گفته شد- خشک شدن تالابها و دریاچهها در داخل و منطقه، به افزایش شدید پدیده ریزگردها منجر شده است. این پدیده بهطور مستقیم سلامت میلیونها نفر را تهدید میکند و در برخی استانها زندگی روزمره را مختل کرده است.
فرسایش خاک و بیابانزایی
بهدلیل شیوههای نامناسب کشاورزی، قطع بیرویه درختان و چرای بیش از حد دام فرسایش خاک در ایران به سطح هشداردهندهای رسیده است. این فاجعه، در ترکیب با بحران آب، موجب گسترش بیابانزایی و کاهش زمینهای قابل کشت شده که امنیت غذایی کشور را به خطر میاندازد.
نابودی جنگلها و تنوع زیستی
جنگلهای ایران، بهویژه جنگلهای زاگرس و هیرکانی، بهعلت آتشسوزیهای مکرر، قاچاق چوب و تغییر کاربری اراضی در معرض نابودی قرار دارند. این تخریب، در کنار شکار بیرویه و نبود حفاظت مناسب، به کاهش شدید تنوع زیستی و انقراض گونههای جانوری و گیاهی انجامیده است.
مدیریت پسماند و آلودگی خاک و آب
فقدان سیستمهای مدیریت پسماند کارآمد، دفع غیرصحیح زبالهها و رهاسازی فاضلابهای صنعتی و شهری بدون تصفیه کافی، آلودگی گسترده خاک و منابع آبی را بهدنبال داشته است. این آلودگیها، بهطور مستقیم بر سلامت انسان و اکوسیستمها تأثیر مخرب دارند.
تمامی این بحرانها، بهدلیل فساد گسترده در نهادهای مرتبط با محیطزیست، فقدان حکمرانی خوب و نظارت کافی و اولویتبخشی به منافع کوتاهمدت و شخصی بر منافع بلندمدت ملی تشدید شدهاند.
اصول توسعه پایدار و حفاظت محیطزیست بر اساس معیارهای بینالمللی
مفهوم توسعه پایدار (Sustainable Development) که در گزارش «آینده مشترک ما» (Our Common Future، ۱۹۸۷) کمیسیون جهانی محیطزیست و توسعه (کمیته برانتلند) تعریف شد، بهمعنای توسعهای است که «نیازهای نسل حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای تأمین نیازهایشان برآورده سازد».
این تعریف، سنگبنای سیاستهای زیستمحیطی در سطح جهان است و بر ضرورت یکپارچگی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی در هر گونه برنامهریزی تأکید دارد.
اصول کلیدی حفاظت از محیطزیست و توسعه پایدار که در اسناد بینالمللی متعددی مانند اعلامیه ریو درباره محیطزیست و توسعه (Rio Declaration on Environment and Development، ۱۹۹۲) و اهداف توسعه پایدار (Sustainable Development Goals - SDGs) سازمان ملل (۲۰۱۵) بهرسمیت شناخته شدهاند، شامل موارد زیر هستند:
اصل پیشگیری
در صورت وجود خطر جدی یا برگشتناپذیر برای محیطزیست، حتی در نبود قطعیت علمی کامل، نباید از انجام اقدامات پیشگیرانه خودداری کرد. این اصل، بر لزوم ارزیابی جامع طرحها و پروژههای توسعهای قبل از اجرا تأکید دارد.
اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت
تمامی کشورها در حفاظت از محیطزیست مسئولیت دارند، ولی این مسئولیتها باید بر اساس ظرفیتها و سهم تاریخی هر کشور در تخریب محیطزیست متفاوت باشد.
اصل «آلودهکننده باید بپردازد»
هر شخص یا نهادی که باعث آلودگی محیطزیست میشود، باید مسئولیت هزینههای پاکسازی و جبران خسارت را برعهده گیرد.
شفافیت و مشارکت عمومی
شهروندان باید به اطلاعات زیستمحیطی دسترسی داشته باشند و در فرآیندهای تصمیمگیری مربوط به محیطزیست مشارکت کنند. این اصل، نقش مهمی در افزایش پاسخگویی دولت و جلوگیری از فساد دارد.
حفاظت از تنوع زیستی
حفظ گونههای گیاهی و جانوری، اکوسیستمها و ژنها برای پایداری حیات و خدمات اکوسیستمی (مانند تصفیه آب و هوا) حیاتی است. کنوانسیون تنوع زیستی (Convention on Biological Diversity، ۱۹۹۲) بر این اصل تأکید دارد.
مدیریت یکپارچه منابع آبی
آب یک منبع محدود است و باید بهصورت یکپارچه و پایدار مدیریت شود تا نیازهای زیستمحیطی، کشاورزی و شرب تمامی کاربران را پوشش دهد.
انتقال به انرژیهای تجدیدپذیر
برای کاهش آلودگی هوا و مقابله با تغییرات اقلیمی، گذار از سوختهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر (مانند خورشیدی و بادی) ضروری است.
طرح ۱۰مادهای مریم رجوی، با الهام از این اصول، بر تعهد به یک توسعه پایدار و متوازن در ایران آزاد فردا تأکید میکند. این رویکرد، بهمعنای بازتعریف رابطه انسان با طبیعت، بهعنوان یک سیستم زنده و شکننده است که باید محافظت و احیا شود.
سازوکارهای حفاظت و احیای محیطزیست: نقشه راه سبز ایران آزاد
برای حفاظت و احیای محیطزیست در ایران آزاد فردا، باید سازوکارهای حقوقی، نهادی و اجرایی مشخصی برقرار شوند که بر پایه علم، شفافیت، مشارکت و مسئولیتپذیری بنا شده باشند. این سازوکارها عبارتند از:
تدوین و اجرای قوانین جامع زیستمحیطی
نیاز به بازنگری و تدوین قوانین محیطزیستی جدید و کارآمد بر اساس معیارهای جهانی که شامل تعیین استانداردهای آلایندگی، جریمههای بازدارنده برای تخلفات و ارزیابی جامع اثرات زیستمحیطی (EIA) برای تمامی پروژههای بزرگ توسعهای است.
تقویت سازمان حفاظت محیطزیست (یا نهاد مشابه)
این سازمان باید از استقلال اختیارات مالی، اجرایی و نظارتی کافی برخوردار باشد و قادر به اجرای قوانین و برخورد قاطع با متخلفان باشد. استخدام متخصصان با تجربه و تأمین منابع مالی کافی برای این نهاد، حیاتی است.
مبارزه با فساد و رانتخواری در پروژههای زیستمحیطی
فساد در تخصیص بودجهها، مناقصهها و پروژههای عمرانی، یکی از ریشههای اصلی تخریب محیطزیست در ایران است. با اجرای قوانین شفافیت و ضدفساد و نظارت مستقل، میتوان از این فاجعه جلوگیری کرد.
مدیریت یکپارچه و پایدار منابع آب
تدوین و اجرای یک برنامه جامع و علمی مدیریت آب، شامل جلوگیری از حفر چاههای غیرمجاز، بهینهسازی مصرف آب در کشاورزی (مانند استفاده از آبیاری تحت فشار)، بازچرخانی آب و حفاظت از منابع آب زیرزمینی و سطحی. احیای تالابها و دریاچههای خشکشده باید در اولویت قرار گیرد.
توسعه پایدار کشاورزی و مقابله با بیابانزایی
تشویق کشاورزی ارگانیک و کمآببر، جلوگیری از فرسایش خاک و اجرای پروژههای گسترده بیابانزدایی و احیای جنگلها و مراتع، برای حفظ خاک و مقابله با ریزگردها حیاتی است.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و حملونقل عمومی
برای کاهش آلودگی هوا و انتشار گازهای گلخانهیی، دولت باید بهطور جدی در توسعه انرژیهای خورشیدی، بادی و سایر انرژیهای پاک سرمایهگذاری کند. همچنین، توسعه شبکه حملونقل عمومی پاک و کارآمد در شهرها ضروری است.
افزایش آگاهی عمومی و مشارکت مردم
آموزش عمومی در زمینه اهمیت محیطزیست، حمایت از سازمانهای مردمنهاد (NGOs) زیستمحیطی مستقل و تشویق مشارکت فعال شهروندان در حفاظت و پایش محیطزیست، از ارکان اصلی موفقیت در این زمینه است (UNDP، ۲۰۲۲).
همکاریهای بینالمللی
ایران باید فعالانه در معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی زیستمحیطی مشارکت کرده و از تجربیات جهانی در مدیریت محیطزیست بهرهمند شود. بهویژه در مقابله با پدیده ریزگردها، همکاریهای منطقهیی ضروری است.
این سازوکارها در مجموع به ایجاد یک رویکرد جامع و پایدار برای حفاظت از محیطزیست کمک خواهند کرد.
حفاظت از محیطزیست وظیفهای ملی است که باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و با نظارت و مشارکت آحاد مردم، ایران ما دوباره سبز و خرم شود. این چشمانداز، نه تنها یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی برای نسلهای آینده ایران است.
جمعبندی
ماده نهم طرح ۱۰مادهای، یعنی «حفاظت و احیای محیطزیست قتلعام شده در حکومت آخوندها»، از حیاتیترین ارکان برای ساختن ایرانی آزاد و سالم است. این ماده، بهدنبال گشودن افقهای جدیدی برای یک رابطه مسئولانه و پایدار میان انسان و طبیعت است؛ رابطهای که در آن، تخریب منابع متوقف شده و زیستبومهای آسیبدیده احیا میشوند.
با گذار از سیاستهای مخرب و رانتی فاشیسم دینی حاکم بر ایران به سوی حکمرانی زیستمحیطی مبتنی بر علم، شفافیت و مشارکت میتوان به آیندهای سبز و پایدار برای ایران آزاد امید داشت.
یک دولت دموکراتیک در ایران نه تنها زخمهای عمیق زیستمحیطی گذشته را مرهم مینهد، بلکه تضمین سلامت عمومی، پایداری منابع طبیعی و توسعه متوازن، به ارتقاء کیفیت زندگی و رفاه تمامی شهروندان را در اولویت قرار میدهد.
در ایران آزاد فردا، محیطزیست نه یک قربانی، بلکه یک اولویت ملی خواهد بود و تمامی هموطنان، در حفاظت از آن و بهرهمندی از مواهبش، مشارکت خواهند داشت.
این ماده، بیانگر تعهد عمیق طرح ۱۰مادهای به حفظ میراث طبیعی ایران برای نسلهای آینده و تضمین یک زندگی سالم و با کرامت برای همه ایرانیان است.
ارجاعات:
United Nations Development Programme (UNDP). Human Development Report: Iran. 2022. [Refer to specific report on environmental governance or civil society].
World Commission on Environment and Development. Our Common Future. Oxford: Oxford University Press، 198 7.