در بحبوحهٔ جنگ ۴۰روزه بین آمریکا و اسراییل با نظام ولایت فقیه، رضا پهلوی، تلاشی مذبوحانه بهعمل آورد تا در راستای به انحراف کشاندن و غصب قیامهای آزادیخواهانهٔ مردم ایران خود را بهعنوان مطرحترین گزینه برای دوران گذار معرفی کند؛ ولی ناکام ماند. گزارش مبسوط و بیش از ۵ هزار و ۷۳۰ کلمهای خبرگزاری رویترز که با اتکا به مصاحبه با بیش از ۵۰ نفر (از جمله ۵ تن از همکاران فعلی و سابق پهلوی) و بررسی صدها صفحه اسناد حقوقی و ویدئویی تنظیم شده است، ابعاد ناگفته و چالشهای عمیق این «تلاش لرزان» را بهتصویر میکشد.
خیز برای رهبری و چالش مشروعیت تودهای
با آغاز درگیریها، رضا پهلوی اعلام کرد که آماده پذیرش مسئولیت رهبری دوران گذار است. وی در اسفند ۱۴۰۴ (اواخر فوریه) در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد:
«مردم ایران از من خواستهاند تا رهبری دوران گذار پس از رفتن رژیم را برعهده بگیرم. من این مسئولیت را پذیرفتهام».
با وجود حضور او در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران در تگزاس و استقبال حامیانش، رویترز اشاره میکند که موقعیت او متعاقباً دچار تزلزل شد. یکی از دلایل اصلی این تزلزل، فقدان یک جنبش سازمانیافته تودهای در داخل کشور عنوان شده است. رویترز در ارزیابی پیشینه او مینویسد:
«برخلاف بسیاری از انقلابیون موفق در گذشته نزدیک، مانند نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، لخ والسا در لهستان، یا اسلامگرایانی که پدرش را سرنگون کردند، به نظر نمیرسد پهلوی یک جنبش سازمانیافته تودهای در داخل کشور داشته باشد که آماده بهدست گرفتن قدرت باشد».
حاشیهنشینی از سوی واشنگتن و عدم همراهی قدرتهای خارجی
برخلاف انتظارات حامیان سلطنت، مواضع آمریکا در قبال رهبری پهلوی سرد و با احتیاط همراه بوده است. دونالد ترامپ در اواسط ژانویه درباره او به رویترز گفت:
«پهلوی خیلی خوب بهنظر میرسد، اما من نمیدانم که او در کشور خودش چگونه ایفای نقش خواهد کرد».
دیپلماتها و مقامات آمریکایی نیز در پشت صحنه او را به حاشیه راندند. حتی پس از امضای توافق آتشبس میان آمریکا و ایران در ماه ژوئن که در آن به تغییر رژیم اشارهای نشد، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در گفتگو با مگین کلی اعلام کرد:
«رئیسجمهور ایالات متحده هرگز نگفته است که هدفش روی کار آوردن رضا پهلوی بهعنوان رهبر جدید ایران است».
نقد شخصیت سیاسی و «حباب سلطنتطلبی»
رویترز در بخش دیگری از گزارش خود به بررسی ویژگیهای فردی و سبک زندگی پهلوی در تبعید ۴۸ سالهاش میپردازد. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، درباره او میگوید:
«وقتی با او صحبت میکنید، متوجه میشوید که او به فوتبال، غذا و عکاسی بسیار بیشتر از سیاست علاقه دارد. در گذشته کاملاً روشن بود و هنوز هم هست که او ویژگیهای لازم برای رهبر بودن را ندارد».
همچنین اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاه شاهان: انقلاب ایران»، وضعیت او را اینگونه توصیف میکند:
«او در نوعی حباب سلطنتطلبی زندگی کرده است... تمام چیزهایی که من همیشه از مردم جامعه مهاجران ایرانی درباره او شنیدهام این است که او تا حدی بیوزن و غیرجدی است».
رفتارهای تفرقهافکنانه، حواشی نزدیکان و رفتارهای خشونتآمیز حامیان
علاوه بر آنچه بیان شد، گزارش رویترز به خشونتها و ارعابهای خیابانی حامیان او در اروپا و کانادا اشاره دارد.
الف) رفتار نزدیکان و همسر
در جریان «ائتلاف جورجتاون» در مارس ۲۰۲۳، سه منبع آگاه به رویترز گفتند که یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، وارد اتاق جانبی شده و به سایر مخالفان گفته است:
«آنها در مقایسه با همسرش عددی نیستند».
از سوی دیگر، سعید قاسمینژاد، از دستیاران کلیدی پهلوی، در پستی ادبیات قطبیسازانهای بهکار برد و نوشت:
«شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، مأمور دشمن هستید».
ب) خشونتهای خیابانی و پروندههای قضایی
رویترز حداقل چهار مورد خشونت و آزار توسط حامیان پهلوی در بریتانیا، هلند و اتریش را مستند کرده است. در ۹ مارس، یک خبرنگار آزاد کُرد عراقی به نام سیلاشور مشغول پوشش پیامدهای درگیری بود که پس از حضور حامیان پهلوی در یک رستوران کُردی در لندن رخ داده بود. آنها خواستار نصب پرچم خودشان در این محل شده بودند. لحظاتی پس از رسیدن او، یک مرد ایرانی به گروهی از کردهای محلی که در خارج از رستوران ایستاده بودند توهین کرد و این امر جرقه برخورد دیگری را زد. چندین مرد به خبرنگار کرد که در حال فیلم گرفتن بود حمله کردند، او را به زمین انداختند و بارها با مشت و لگد به سر و کمرش کوبیدند. او برای محافظت از خود، کیفش را روی سرش قرار داد. سیلاشور درباره آن لحظه میگوید:
«فکر کردم این پایان زندگی من است».
در اتریش نیز فردی بهدلیل تهدید و اجبار صاحب یک رستوران ایرانی (مهدی شاهپروری) محکوم شد.
ج) ماجرای پرونده ونکوور و قتل مسعود مسجودی
مهمترین پرونده حقوقی مرتبط، به مسعود مسجودی، فعال سابق دموکراسیخواه بازمیگردد که پس از زاویه گرفتن از پهلوی، شکایاتی را در دادگاه بریتیش کلمبیا تنظیم کرده بود. در یکی از دادخواستها ادعا شده بود:
«پهلوی از طریق دفتر، مشاوران، منشیها و همکارانش، سابقهای مداوم در هدایت حملات سایبری به فعالان مخالف ایرانی، بهویژه فعالان دموکراسیخواه دارد».
اگر چه پهلوی در سوگندنامهای رسمی اعلام کرد: «من خواهان پرونده، مسعود مسجودی را نمیشناسم»، ولی اسناد و ویدئوی منتشر شده در یوتیوب نشان داد که این دو حداقل در یک تماس زوم در سال ۲۰۲۱ با یکدیگر گفتگو داشتهاند. مسجودی در اسفندماه بهقتل رسید و ۲ تن از حامیان سرسخت پهلوی به قتل درجه اول متهم شدند.
ناامیدی حامیان مالی و افق مبهم آینده
بر اساس گزارش رویترز، حتی در میان تجار و سرمایهداران ایرانی-آمریکایی نیز تمایل چندانی برای سرمایهگذاری سنگین روی پهلوی وجود ندارد. از میان یک گروه ۲۸ نفره از چهرههای برجسته تجاری (با ارزش بازاری بیش از ۱ تریلیون دلار)، کمتر از ۱۰ نفر حاضر به کمک مالی شدند. یکی از حامیان مالی در اینباره گفت:
«ما همگی تاجر هستیم. شما انتظار دارید سرمایهگذاریتان بازگشت داشته باشد».
گزارش جامع رویترز نشان میدهد که بچهٔ شاه در پیشبرد ادعاهای خود برای آنچه «رهبری اپوزیسیون!» میخواند، با موانع ساختاری عمیقی روبهروست؛ مانند نداشتن حمایت دیپلماتیک از سوی ایالات متحده، فقدان تشکیلات سازمانیافته در داخل، رفتارهای تفرقهافکنانه و خشونتآمیز حامیان و اطرافیانش و تردید جدی سرمایهگذاران. این تلاش لرزان و بدون پشتوانه او را به مضحکهٔ خاص و عام تبدیل کرده است.