728 x 90

قیام آبان ۹۸؛ چرا استراتژیک؟

قیام آبان ۹۸
قیام آبان ۹۸

نشانه و تعریف

استراتژی، فن اداره‌ی امور شامل تعیین اهداف، شناخت امکانات و محدودیت‌ها و انتخاب راهبردهای مناسب ــ به‌طور خاص نظامی و سیاسی ــ و دانش رهبری برای پیش بردن این امور است.

استراتژیک اما با به میان کشیدن دو عامل «زمان» و «کیفیت»، مفهوم خود را در اثرگذاریِ مواضع، سیاست‌ها‌ و رویدادهای سیاسی و نظامی بارز و متبلور می‌نماید. رویداد یا موضع یا سیاستی استراتژیک است که در زمان وقوع خود، متوقف نمی‌شود و کیفیت آثار خود را در تونل زمان و در رویدادهای هم‌ذات خود، استمرار می‌دهد. مثلاً جنبش مشروطیت، اثر استراتژیک بر روند حوادث سیاسی و اجتماعیِ آینده‌ی پس از خود میان نسل‌های پیاپیِ ایرانیان گذاشت؛ هنوز که هنوز است فکر آزادی، مطالبه‌ی آزادی و ضرورت آزادی اصلی‌ترین مسأله‌ی مبرم ایران در مقابله و مبارزه با سلسله‌ی دیکتاتوری‌هاست.

هر رویداد استراتژیکِ سیاسی و اجتماعی، سه ویژگیِ اصلی دارد:

نشانیِ دقیق ریشه‌ی مشکل یا بحران مشترک را به حافظه‌ی اجتماعی می‌دهد،

اثر فراگیر بر سرنوشت ملی ــ چه مثبت، چه منفی ــ می‌گذارد

و  نشانیِ ریشه‌ی بحران مشترک و اثر فراگیر خود را در بعد از خود ادامه می‌دهد.

 

در مقوله‌ی قیام‌های شش‌گانه‌ی ربع قرن اخیر ایران، شاهدیم که هر قیامی از قیام قبل از خود اثر می‌پذیرد، گویی آن را کامل می‌کند و اثر خود را بر قیام بعدی، در مداری کیفی‌تر بارز می‌نماید. گویی قیام‌ها از یکدیگر تغذیه می‌کنند و در مدار بالاتری از اثرگذاری اجتماعی، ملی و بین‌المللی تکامل می‌یابند.

 

نمودهای استراتژیک

در قیام دی ۱۳۹۶، تثبیت پایان ماجرای فریب میان دو باند حکومتی، اثر استراتژیک بر روند قیام‌ آبان ۹۸ گذاشت، چرا که در این قیام هرچه بود، جبهه‌ی مردم در مقابل کل حاکمیت بود.

قیام آبان ۱۳۹۸ اثری استراتژیک داشته است؛ چرا که آثار گسترده‌ی سیاسی و اجتماعی‌ِ آن در دو سر طیف، هنوز بر جامعه‌ی ایران و بر رژیم آخوندی بار است.  

خروجی قیام ۹۸ و امتدادش در ۱۴۰۱، به تعیین تکلیف نهایی میان اکثریت قاطع جامعه‌ی ایران و حاکمیت ملایان انجامید.

 

از پس قیام ۹۸ و سپس ۱۴۰۱ بود که به‌دلیل جنایات حاکمیت در آن دو قیام، پرونده‌ی همیشه باز قتل‌عام شدگان تابستان ۶۷ که از سال ۱۳۹۵ اوج دیگری گرفته بود، مورد توجه بیشتری در مجامع سیاسی و حقوقی جهان واقع شد؛ طوری که جنبش دادخواهی را به سراسر ایران تعمیم داد.

 

در هفت سال گذشته، خون چندین هزار گل سرخ آزادی در قیام‌های آبان ۹۸، نیمه‌ی دوم ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴، حتا یک روز هم گریبان ولی فقیه و اتاق فکر و کارگزاران نظام را رها نکرده است؛ خونی که در تار و پود جامعه‌ی ایران دویده و مردم و میهنی را مترصد لحظه‌ی موعود خیزش و خروش برای تعیین تکلیف نهایی حاکمیت اشغالگر ولایی نگاه داشته است.

 

اثر استراتژیک قیام آبان ۹۸ به تشکیل جبهه‌ی سیاسی ـ اجتماعی مردم ایران در مقابل حاکمیت انجامید. محصول این جبهه: سرنگونی‌خواهی به‌وسعت ایران با تمرکز بر رأس نظام. پتانسیلی چنین بالنده و پویا(دینامیک)، زیر پوست جامعه‌ی ایران گسترش یافت و تا هم‌اکنون امتداد یافته و جریان دارد.

 

 با آن قیام سازمان‌یافته و هدف‌مند، فصلی  ورق خورد که آثار سیاسی و اجتماعی‌اش، مهیا نمودن قیام بزرگ بعدی بود. کشاکش بی‌انقطاع آثار آن قیام میان مردم و حاکمیت، در قیام شهریورتا بهمن ۱۴۰۱ جریان یافت و به جبهه‌ی سرنگونی‌خواهیِ چندین میلیونی بالغ کرد. چنین است مراحل تکاملیِ قیام‌های دو دهه‌ی اخیر ایران که اکنون ــ حتی در شرایط متلاطم منطقه‌‌ای و بین‌المللی ــ به مدار نهایی در نبرد پایانی  رسیده است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2ede2094-7e52-4e53-8039-5344ce2af186"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات