در روز ۱۸بهمن ۱۴۰۴، برلین شاهد رویدادی بود که به یک رزمایش عظیم ملی و تاریخی تبدیل شد. در حالی که سرمای یخبندان اروپا را دربرگرفته بود و بارش سنگین برف و لغو پروازها، میگفت شکلدادن به یک تظاهرات بزرگ ناممکن است، ایرانیان آزاده ثابت کردند که هیچ مانعی نمیتواند در برابر ارادهٔ یک ملت برای رهایی قد علم کند. آنها از کانادا تا نروژ، و از فرانسه تا انگلیس، و از آنجا تا آلمان، سیل جمعیت با اتوبوس، کشتی و مسیرهای دشوار جایگزین، خود را به قلب برلین رساندند تا فریاد بزنند که «شورشگران پیروزی میسازند».
تظاهرات عظیم ایرانیان آزاده، پاسخی دندانشکن به استبداد مذهبی و پیامی روشن به جهانیان بود: شعله قیام در ایران نه تنها فروکش نکرده، بلکه بهنمایندگی از قیامآفرینان داخل کشور، اکنون در قلب قاره سبز، حریقی از اراده و ایمان بهپا کرده است.
مریم رجوی در تظاهرات برلین
در میانهٔ این اقیانوس انسانی، حضور مریم رجوی با جامهای فیروزهای، همچون نگینی درخشان -آمیزه لبخند و امید- انرژی دیگری را به جمعیت ساطع کرد. حضور وی بر روی سن در کنار جوانانی که با شور و فداکاری گرداگردش حلقه زده بودند، نمادی از پیوند نسلهای مقاومت بود. این صحنه، تصویری زنده از آیندهداری مقاومتی بود که ریشه در رنجهای گذشته دارد و سر در آسمان آزادی فردا.
در حالی که سرود «ای ایران» طنینانداز میشد و پرچم بزرگ ایران شکوهی دوچندان به مراسم میبخشید، جوانان با فریادهای «حاضر، حاضر»، آمادگی خود را برای ادامه مسیر کانونهای شورشی ابراز داشتند.
میدان براندنبورگ هرگز این حجم از یکپارچگی ایرانی را یکجا ندیده بود. شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» فضا را به ارتعاش درمیآورد؛ شعاری که مرز قاطع میان آزادیخواهی و هر گونه بازگشت به استبداد سلطنتی را ترسیم میکرد.
نقشه راه رهایی
سخنرانی مریم رجوی، مانیفست یک انقلاب سازمانیافته بود. ایشان با درودی بیپایان به شهیدان قیام دیماه، بر این نکته تأکید ورزید که امروز دیگر کسی در جهان در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد.
او با استعارهای عمیق به «تیکتاک سرنگونی» اشاره کرد و گفت: «حالا دیگر زمان بهرسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است؛ زمان بهرسمیت شناختن نبرد کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران».
خانم رجوی با یادآوری حماسه اشرف و سردار خیابانی که میخروشید «ما حق داریم امیدوار باشیم»، تأکید کرد که نیروهای میرا لاجرم از صحنه حذف خواهند شد. رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت با قاطعیت اعلام کرد که انقلاب مردم ایران ربودنی نیست و دوران مماشات به پایان رسیده است. تصویر «ایران آینده» در کلام ایشان، جمهوری دموکراتیکی است در امتداد راه مصدق؛ ایرانی غیراتمی، با جدایی دین از دولت و برابری کامل حقوق ملیتها و زنان.
همبستگی بینالمللی با صدای بلند مقاومت
سخنرانی شخصیتهایی همچون شارل میشل و مایک پمپئو و دیگر شخصیتهای بینالمللی و نیز حضور شماری از آنان در این تظاهرات، نشان از آن داشت که دیوار مماشات و سخن نگفتن از مقاومت ایران ترک برداشته و وجدان بیدار جهان با آن همصدا شده است. سخنان آنها گواهی بود بر حقانیت نبرد مردمی که برای دستیابی به دموکراسی، سنگینترین بها را پرداختهاند. سخنرانی نمایندگان حزب خبات و حزب دموکرات کردستان ایران جلوهای از همبستگی ملی در این رویداد بود.
پیوند آنلاین با «اشرف ۳» نیز شکوه این همبستگی را به اوج رساند؛ تکنولوژی در خدمت آرمان قرار گرفت تا نشان دهد که هیچ حصاری نمیتواند ارادهٔ مقاومت ایران را برای رهایی محدود کند.
رژه بر سنگفرشهای یخزدهٔ برلین
پس از پایان سخنرانیها، نوبت به راهپیمایی عظیم هزاران نفر از شرکتکنندگان رسید.
سیل جمعیت با گامهایی استوار بر سنگفرشهای یخزده برلین، نشان دادند که نه سرمای طبیعت و نه یخبندان سیاسی حاکم بر معاملات بینالمللی، هیچکدام جلودار آنها نیست. هر گام در خیابانهای برلین، طنین گامی در خیابانهای تهران، زاهدان و کردستان بود. رود عکسهای شهیدان، گویای تجدید پیمانی خونین بود؛ پیمانی که تا خاکستر کردن رژیم آخوندی به دست قیام سازمانیافته و کانونهای شورشی ادامه خواهد داشت.
پیر و جوان، دست در دست هم، با شعارهای کوبنده خود به جهانیان نشان دادند که آلترناتیو دموکراتیک نه در حرف، که در عمل و در کف خیابانها حضور دارد. راهپیمایان با عبور از خیابانهای اصلی، پیام «آزادی، آزادی و آزادی» را به گوش ساکنان قلب اروپا رساندند.
فصلی نو در کتاب مقاومت
تظاهرات بزرگ برلین ثابت کرد که مقاومت ایران، با اتکا به کانونهای شورشی و ارتش آزادی، موتور محرک تاریخ جدید ایران است. این تجمع نشان داد که میراث شهیدانی چون اشرف و موسی، در رگهای نسل جدید میجوشد. برلین شاهد بود که ایرانیان آزاده، از دل اندوه و خون، پیروزی میسازند.
در ۱۸دی ۱۴۰۴، یک روز مانده به سالگرد ۱۹بهمن (عاشورای مجاهدین) و ۴روز قبل از ۲۲بهمن (سالروز انقلاب ضدسلطنتی)، تیکتاک سرنگونی بلندتر از همیشه شنیده شد. زمستان استبداد رو به پایان است و بهار دموکراتیک ایران، با ارادهٔ این جمعیت عظیم و سازمانیافته، در چشمانداز است. یقین داشته باشیم که آینده متعلق به مردمی است که برای آزادی خویش هرگز از حرکت باز نمیمانند.