بیش از هفت دهه از کودتای شوم ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ سپری شده است؛ روزی سیاه که در آن تنها دولت ملی، مستقل و برآمده از اراده دموکراتیک مردم پس از انقلاب مشروطه، یعنی دولت دکتر محمد مصدق سرنگون شد. این رویداد تلخ، روند تکامل دموکراتیک، قانونگرایی و حاکمیت ملی را در ایران قطع کرد. پیآمد مستقیم این کودتا، دههها اسارت و سیهروزی جامعه ایران در زیر چکمههای استبداد پهلوی و سپس نعلین ارتجاع ولایی تا به امروز بوده است. امروزه بازخوانی این واقعه در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی جاری ایران، کلید فهم چرایی پایداری استبداد و ضرورت گذار از کلیت آن است.
مثلث کودتا؛ همپیمانی دربار، ارتجاع مذهبی و منافع استعماری
کودتای ۲۸ مرداد بر پایههای یک همگرایی نامقدس میان سه نیروی ضدخلقی شکل گرفت: دربار، ارتجاع و استعمار.
منافع نامشروع نفتی و ژئوپلیتیک قدرتهای غربی، بهویژه بریتانیا و آمریکا، با ملیشدن صنعت نفت و استقلال سیاسی ایران به خطر افتاده بود. از این رو، اتاقهای فکر لندن و واشنگتن طرح سرنگونی دولت قانونی مصدق را ریختند.
شاه و فرماندهان وابسته ارتش که منافع طبقاتی و حاکمیت مطلقه خود را در خطر میدیدند، با سازماندهی مشتی اوباش و نظامیان سرکوبگر، طرح کودتا را در خیابانها به مرحله اجرا درآوردند.
چهرههایی چون کاشانی و بهبهانی، با خنجر زدن به پشت نهضت ملی، راه را برای استبداد شاه هموار کردند و اثبات شد که در بزنگاههای تاریخی، منافع انحصارطلبانه مذهبی با استعمار و استبداد سنتی تلاقی پیدا میکند.
اسناد و اعترافات بینالمللی
طی دهههای اخیر، اعترافات پیدرپی مقامات ارشد غربی و انتشار اسناد رسمی، علاوه بر اثبات حقانیت تاریخی مطالبات ملت، اظهارات شاهپرستان و جریانهای انحرافی را که وقیحانه از این کودتای ننگین تحت عنوان ساختگی «انقلاب» یا «قیام ملی» یاد میکنند، رسوا و بیاعتبار ساخته است.
مادلین آلبرایت (وزیر خارجه اسبق آمریکا): در سال ۲۰۰۰ رسماً به «نقش مهم» ایالات متحده در اجرای کودتای ۲۸ مرداد اذعان کرد.
باراک اوباما (رئیسجمهور پیشین آمریکا): در سال ۲۰۰۹ طی سخنرانی معروف خود در قاهره، به اقدامات سازمان سیا در سرنگونی حکومت دموکراتیک و منتخب مردم ایران اعتراف نمود.
دیوید اوئن (وزیر خارجه پیشین انگلستان): بر لزوم پذیرش مسئولیت بریتانیا در صدمه زدن به روند دموکراسی ایران از طریق سرنگونی دولت مصدق تأکید کرد.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA): در مهر ۱۴۰۲ با انتشار یک سند صوتی، ماهیت کاملاً غیردموکراتیک این عملیات را تأیید و فاش ساخت که بخش عمدهیی از اسناد مرتبط با این واقعه در دهه ۱۹۶۰ میلادی نابود شده است.
از شکلگیری ساواک تا بلوغ مبارزه انقلابی
کودتای ۲۸ مرداد برای تمامی طرفهای درگیر در دو جبهه «خلق» و «ضدخلق»، درسهای عمیقی بر جای گذاشت:
شاه آموخت که برای حفظ قدرت، چارهای جز تشدید اختناق، گسترش سیستماتیک سرکوب و وابستگی تام به بیگانگان ندارد. تأسیس سازمان مخوف ساواک، نتیجه عینی این جمعبندی بود.
قشر تاریکاندیش و مشخصاً جریان خمینی آموختند که چگونه در سایه استبداد و سرکوب نیروهای دموکراتیک مترصد بمانند تا در بزنگاه بحرانهای ملی، میوهچینی کرده و انحصار قدرت را تصاحب نمایند.
قدرتهای استعماری به این نتیجه رسیدند که تأمین منافع نامشروع و چپاول نفت، از مسیر حمایت از دیکتاتورها میگذرد؛ سیاستی که ابتدا پشت شاه ایستاد و سپس در تجارت خون و نفت با حاکمیت آخوندی استمرار یافت.
آموزههای کودتای ۲۸ مرداد برای نسلهای پیشتاز و مجاهد
نسلهای فداکار و آزادیخواه ایران، از جمله پیشتازان مجاهد و فدایی، به این حقیقت تاریخی رسیدند که جنبشهای خودجوش و فاقد سازمانیافتگی انقلابی، در برابر تبانی استبداد و استعمار سرکوب میشوند. آنها دریافتند که پیروزی و حراست از آزادی، نیازمند یک سازمان منسجم، فداکار و رزمنده است؛ رویکردی که در دستنوشتههای سالهای پایانی زندگی مصدق و ارجاع او به رزمندگان استقلال الجزایر (۱۳۴۰) نیز بهعنوان یک وصیت و رهنمود تاریخی ثبت شده است.
آسیبشناسی مماشات و چشمانداز شرایط سیاسی امروز ایران
پیوند ۲۸ مرداد با وضعیت کنونی جامعه ایران، بیش از هر چیز در خط بطلان کشیدن بر همگراییها و همپوشانیهای فاشیسم دینی و نئوفاشیسم سلطنتی تجلی مییابد:
همانگونه که حکومت نظامی و ساواک شاه نتوانست مانع فروپاشی نظام سلطنتی شود، ماشین اعدام، قتلعامهای دهههای گذشته (بهویژه تابستان ۶۷) و سرکوبهای خیابانی شیخ نیز نتوانسته بقای استبداد ولایت فقیه را تضمین کند و این رژیم نیز به پایان محتوم خود نزدیک شده است.
از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا قیامهای سراسری دی ۹۶، آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ جامعه ایران نفی همزمان فاشیسم دینی و نئوفاشیسم سلطنتی را هدف گرفته است. این آگاهی انقلابی گویای آن است که مردم نه خواهان بازگشت به گذشتهٔ استبدادی، بلکه در پی برقراری یک جمهوری دموکراتیک و مستقل مبتنی بر جدایی دین از دولت هستند.
چشمانداز تحقق آرمان مصدق
کودتای ۲۸ مرداد همچنان زخمی باز بر پیکر تاریخ ایران است، اما این زخم به موتور محرک دادخواهی سراسری و تکامل مبارزاتی تبدیل شده است. پایداری نسلهای متوالی در برابر دو دیکتاتوری و برآمد یک ارتش آزادیبخش ملی و آلترناتیو دموکراتیک، نویدبخش برچیده شدن بساط استبداد و تحقق قطعی آرزوی دیرین پیشوای نهضت ملی، دکتر محمد مصدق است.