در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، خیابانهای پاریس و واشنگتن شاهد خروشی بودند که بیانگر یک دگرگونی بنیادین در صحنه سیاسی ایران است. در حالی که رژیم حاکم با مرگ علی خامنهای در لبه پرتگاه تلاشی قرار گرفته، تظاهرات گسترده ایرانیان آزاده و یاران شورشگر، حامل یک پیام راهبردی برای جامعه جهانی بود: ایران نه بهدنبال بازگشت به گذشته سلطنتی است و نه درجا زدن در بنبست کنونی؛ هدف، جهشی بهسوی یک آینده آزاد و دموکراتیک است.
خلأ قدرت یا انتقال حاکمیت؟
بزرگترین هراس در دوران فروپاشی دیکتاتوریها، ترس از «هرجومرج» و «خلأ قدرت» است. گزارشهای رسیده از تظاهرات پاریس و واشنگتن نشان میدهند که مقاومت سازمانیافته ایران با اعلام تشکیل «دولت موقت» توسط شورای ملی مقاومت، پاسخی عملی به این هراس داده است. این دولت که وظیفه اصلی آن انتقال حاکمیت به مردم در یک بازه زمانی کوتاه ۶ماهه است، بر برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان تأکید دارد. این رویکرد، مرز میان یک «شورش کور» و یک «انقلاب آگاهانه» را مشخص میکند. در واقع، اعلام دولت موقت بر اساس برنامه ۱۰مادهای مریم رجوی، تلاشی است برای تضمین اینکه خونهای ریخته شده در دهههای گذشته، بار دیگر توسط استبدادی نوین ربوده نشود.
تأکید قاطع بر مرزبندی «نه شاه، نه شیخ»
یکی از برجستهترین ویژگیهای تظاهرات اخیر، تأکید قاطع بر مرزبندی «نه شاه، نه شیخ» بود. سخنرانان در هر دو پایتخت به درستی اشاره کردند که مردم ایران پس از نیم قرن مبارزه و فدا کردن بیش از ۱۰۰هزار تن از فرزندان خود، بهدنبال بازتولید دیکتاتوری موروثی نیستند. انتقادات تند شخصیتهای بینالمللی و فعالان سیاسی به تحرکات «بچه شاه» و جریانهای نئوفاشیستی، گویای این آگاهی است که هر گونه تلاش برای احیای سلطنت، بهمثابه مانعی در برابر قیام مردم و ابزاری در دست بقایای رژیم برای تفرقه افکنی عمل میکند. چنانکه در سخنرانیهای پاریس اشاره شد، فراخوان به ارتش برای سرکوب اقلیتهای ملی توسط بازماندگان سلطنت، ماهیت سرکوبگر این جریان را پیشاپیش فاش کرده است.
زنان و کانونهای شورشی؛ موتور محرک تغییر
در آستانه ۸مارس، روز جهانی زن، تظاهرات واشنگتن و پاریس بر یک حقیقت انکارناپذیر تأکید ورزیدند: رهبری زنان در مقاومت ایران یک شعار نیست، بلکه واقعیتی است که ۴۷سال در برابر زنستیزترین رژیم تاریخ دوام آورده است. حضور گسترده زنان و جوانان در این تظاهرات و تجلیل از کانونهای شورشی بیانگر آن است که نیروی تغییر نه از پایتختهای خارجی و بمباران، بلکه از متن خیابانهای ایران و مقاومت سازمانیافته سرچشمه میگیرد.
مسئولیت جامعه جهانی
امروز دیگر زمان مماشات با بقایای رژیمی که با تروریسم و برنامه اتمی جهان را به گروگان گرفته بود، به پایان رسیده است. پیام اصلی تظاهرات واشنگتن به کنگره آمریکا و تظاهرات پاریس به اتحادیه اروپا، ضرورت «بهرسمیت شناختن حق مردم ایران برای سرنگونی» و حمایت از «دولت موقت» است. جامعه جهانی باید درک کند که صلح و ثبات در خاورمیانه تنها از مسیر یک ایران غیراتمی، سکولار و دموکراتیک میگذرد؛ ایرانی که در آن حقوق تمامی ملیتها از کرد و بلوچ تا آذری و عرب محترم شمرده شود.
مرگ خامنهای تنها آغاز یک راه است
ایران امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. مرگ خامنهای تنها آغاز یک راه است. آنچه تظاهرات ۱۶ اسفند را متمایز میکند، وجود یک «نقشه مسیر» روشن و یک «جایگزین دموکراتیک» است که هم توان سازماندهی در داخل را دارد و هم از حمایت گسترده بینالمللی برخوردار است. همانطور که مسعود رجوی، رهبر مقاومت، تأکید کرده است، انقلاب دموکراتیک ایران ربودنی نیست و اینبار اراده مردم برای استقرار حاکمیت ملی، بر تمام توطئههای ارتجاعی و استعماری پیروز خواهد شد. ایران آزاد نه یک آرزوی دور، بلکه ضرورتی است که در قدمهای استوار یاران شورشگر و کانونهای قهرمان، در حال تحقق است.