بر اساس آخرین برآوردهای آماری از خط فقر که دوم شهریور در روزنامهٔ حکومتی ابتکار منتشر شد «سبد معیشت به ۹۰ میلیون تومان رسید و ۷دهک زیر خط فقر» رفتهاند.
به عبارت دیگر، این آمار، از سقوط رسمی و فاجعهبار بیش از ۷ دهک جامعه به زیر خط فقر حکایت میکند. اگر جمعیت امروز ایران را حدود ۹۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، این رقم بهمعنای رانده شدن ۶۳ میلیون ایرانی به خاک سیاه و زیر خط فقر است؛ جمعیتی عظیم که توان تأمین ابتداییترین اقلام خوراکی، پروتئینی و لبنیات را نیز ندارند.
این تنها گوشهیی از کارنامهٔ سیاه نظام فاسدی است که بنیانگذارش در ابتدای کار، وعده مسکن و آب و برق مجانی داد و امروز با ۷۰درصد زیر خطر فقر، مردم را به خاک سیاه نشانده است.
ریشه این فلاکت عمومی را نه در ناکارآمدی و عوامل اقتصادی، بلکه در ماهیت غاصب و غارتگر نظامی باید جستجو کرد که سرمایه و ثروتهای ملی را در تنور جنگافروزی، تروریسم، سرکوب و حفظ دستگاه خفقان خاکستر میکند.
مسیری که بهمنظور حفظ نظام، با جنگافروزی و دخالت در کشورهای منطقه آغاز شد، نظام اقتصادی را به گروگان گرفت و نان و جان مردم را مصادره کرد.
چنگالهای مخوف و عامل اصلی این ویرانی، بیتالعنکبوت خامنهای و کلانمافیای سپاه پاسداران است که با چنگ انداختن بر تمام شریانهای پولی و تولیدی کشور، مهندسی فلاکت را پیش میبرند.
طبق گزارش رسمی روزنامهٔ ابتکار، با صعود شاخص قیمت تولیدکننده به رقم بیسابقه ۷۱ درصد، قدرت پوشش دستمزد کارگران از ۵۸.۲۴ درصد هزینههای زندگی در ابتدای سال به ۲۷.۵۸ درصد در پایان تیرماه کاهش یافته است؛ یعنی حقوق کارگران تنها برای ۸ روز زندگی کفایت میکند و بیش از ۲۰ روز از ماه را باید با فقر مطلق سپری کنند.
این آمار و بیلان رسوا بهوضوح ثابت میکند که بحران معیشت در ایران بحرانی کاملاً ساختاری است و تا سرنگونی مافیای ولایت فقیه و انهدام کامل ساختار حکومتی، نمیتوان و نباید انتظار اصلاح وضعیت یا بهبود بحرانهای عظیم اقتصادی و معیشتی را داشت. موضوعی که حتی برخی کارشناسان حکومتی هم گواهی داده و اعتراف میکنند تا زمانی که این ساختار پابرجاست، روند فقیرسازی با شتاب بیشتری ادامه خواهد داشت.
به همین دلیل، انبار باروت جامعه امروز در آستانه انفجاری بزرگ است؛ انفجاری که ریشههای پوسیده ولایت و سپاهیان غارتگرش را میسوزاند و راه را برای استقرار یک جمهوری دموکراتیک و پایان دادن به فقر و بیعدالتی و تبعیض باز میکند.