لحظات تاریخی هرگز پیشآگهی نمیدهند؛ آنها سررسیدهای ناگهانی سیر تحولاتاند که نیازمند پاسخی قاطع و بیدرنگ میباشند. در این میان، تنها یک پاسخ راهگشاست و سایر گزینهها - صرفنظر از توجیهها یا ملاحظات مصلحتاندیشانه - فرجامی جز افول و انحراف نخواهند داشت.
تاریخ معاصر ما مشحون از ناکامی در مواجهه با چنین بزنگاههایی است؛ چنانکه پس از گذشت دههها، هنوز واکاوی تحولات کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و انفعال و بیعملی جریانهایی مانند حزب توده -با وجود برخورداری از ساختار نظامی و مخفی قدرتمند- تلخی ناگواری به همراه دارد؛ انفعالی که در عمل، واگذاری میدان به کودتاچیان سلطنتی و عوامل استعمار و خیانت به نهضت ملی دکتر محمد مصدق و آرمان آزادیخواهی مردم ایران بود.
پذیریش ناگهانی آتشبس از جانب خمینی
خمینی که در جنگ ۸ساله با عراق، بقای خود را در استمرار نبرد فرسایشی جستوجو میکرد، در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ بهیکباره تغییر جهت داد و قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت. این دگردیسی ناگهانی که با تعبیر تاریخی «نوشیدن جامزهر» ثبت شد، اعترافی تلخ به پایان بنبست راهبردی جنگ بود.
او آنقدر در این کار مصر بود که اعلام کرد: «گفتم جلسهیی تشکیل گردد آتشبس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحاً میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکسالعمل میشود» [۱].
خمینی آن زمان نگفت که چرا بهصورت ناگهانی از غلطهای کرده در مورد جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان یا فتح قدس از طریق کربلا پشیمان شده است و گفت دلیل آن را بعد میگوید؛ اما خوانش عمیقتر این رفتار نشان میدهد که نظام سیاسی حاکم با درک موقعیت پیشروی ارتش آزادیبخش ملی و شعار محوری «امروز مهران، فردا تهران»، دریافت که تنها با تندادن به آتشبس میتواند از فروپاشی در برابر نبرد سرنگونی پیشگیری کند.
اثبات اصالت و ابطال سناریوهای خنثیسازی
عملیات «فروغ جاویدان» در چنین بستر حساسی متولد شد؛ نبردی که نشان داد ارتش آزادیبخش نه متغیری وابسته به جنگ ایران و عراق، بلکه بازوی استوار و پراقتدار مردم ایران برای نیل به صلح، آزادی و سرنگونی است. این حماسهٔ ماندگار اثبات کرد که تقابل اصلی و بنیادین، میان آحاد مردم ایران و ساختار ولایت فقیه جریان دارد و هیچ معادله دیگری از اصالت برخوردار نیست.
مسعود رجوی، در همان زمان گفت:
«در حساسترین لحظه که میخواستند بر علیه ما توطئه کنند و از صلحی که خود ما بیشترین کار را برای تحقق آن انجام داده بودیم طناب دار برای خودمان بسازند ما با این عملیات و با این پرش و خیز انقلابی و البته با پرداخت بهایش، نه تنها ابتکارعمل را به دست گرفتیم و تمام توطئههای دشمن و ایادی داخلی و بینالمللیاش را باطل کردیم بلکه با زلزلهای که سرتاپای رژیم در آن فرو رفت و با تکان بزرگ اجتماعی و حمایت عظیم مردمی که نثار شد، خیلی راهها را بر دشمن سد کردیم».
امروز حقانیت آن تصمیم و این سخنان را به چشم میبینیم و از روی آن درمییابیم اگر این رژیم در اضطرار و استیصال به توافقهای ناپایدار آتشبس تن میدهد برای گریز از خطر عاجل سرنگونی است.
پیامدهای پاسخ ندادن به یک ضرورت تاریخی
اگر در آن بزنگاه سرنوشتساز، فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ملی ایران واکنش متناسب و شایستهای به این لحظهٔ نادر تاریخی نمیداد، تاریخ معاصر ایران مسیر دیگری را میپیمود:
تشکیلات مقاومت و ارتش آزادیبخش دچار افول تدریجی شده و قدرت خود را برای رهبری خط سرنگونی از دست میداد. این دیدگاه القا میشد که ارتش آزادیبخش تنها زائدهای از جنگ مرزی بوده و فاقد اراده مستقل انقلابی است.
در این صورت، چشمانداز تغییر بنیادی نظام از معادلات سیاسی حذف گردیده و زمینه برای تثبیت طولانیمدت حاکمیت فراهم میگردید.
مسئولیتپذیری راهبردی و بقای تاریخی
پذیرش مخاطرات تصمیمی در این سطح -حتی با فرض جدی فدا شدن تمامی کادرها و رزمندگان ارتش آزادی- نیازمند رهبری پاکباز و جسور بود؛ رهبری که بدون محاسبات عافیتطلبانه، خود نخستین پرداختکننده بهای آن باشد. عملیات فروغ جاویدان نه تنها پایداری مقاومت را در برابر راهکارهای ارتجاعی و استعماری بیمه کرد، بلکه ذخیرهای عظیم از شرف و ایستادگی در تاریخ معاصر ایران به ثبت رساند.
امروز، با گذشت نزدیک به چهار دهه، درستی این تصمیم تاریخی بیش از هر زمان دیگری هویداست. نیازی به اقرار مقاومت نیست؛ چرا که هراسِ مستمرِ سران و عوامل میدانی حاکمیت از کابوس سرنگونی و احساس حضور در یک وضعیت عملیاتیِ مداوم، خود گویاترین گواهی بر زنده بودن امواج همان تصمیم تاریخی است.
پانوشت:
[۱] تابناک. «ماجرای نامه محرمانه امام درباره قطعنامه ۵۹۸». ۲۵خرداد ۱۴۰۵