چه شد که به یکباره تظاهرات مشهد که مثل هر تظاهرات روزانه در شهرهاى کشور موضوع درخواست پول و سرمایه بود به یکباره با گامهای بلند به سوی مرگ بر روحانی سوق پیدا کرد.
چرا زنی که باید شکایت پول پرداخت نشدهاش از بانک میکرد جلوی این همه نیرو و افسر نیروی انتظامی چند بار گفت مرگ بر خامنهای.
حتی مأموران حاضر در صحنه دچار بهت و شوک شدند، میگفتند دارد میگوید مرگ بر خامنهای و به هم نگاه میکردند،آیا درست میشنوند؟!
چطور روز بعد کرمانشاه ترکید و هزاران نفر شعار مرگ بر خامنهای دادند و بخشی از ارکانهای «نظام اسلامی» را به آتش کشیدند.
چطور شد که تویسرکان یکی از شهرهاى کوچک ایران به یکباره یکی از کانونهای فتنه «قیام » شد؟
در تویسرکان مراکز مختلف حکومتی از جمله پایگاه بسیج ضدمردمی مورد حمله قرار گرفت و به آتش کشیده شد.
قهدریجان هم یک گلوله آتش شد. همزمان رشت، قزوین، اهواز، ایذه، مسجدسلیمان، همدان، بهبهان، تهران.... و 140شهر.
این سؤالات در وزارت اطلاعات، شورای امنیت نظام. سپاه پاسداران، بیت خامنهای... و مغزهای مهرههای مختلف نظام ولایت فقیه را پرکرده است.
چطور یک سال تظاهرات مالباختگان ادامه داشت و خواستهها صنفی و اموال بود بارها تجمعات مشترک در تهران جلوی مجلس هم برگزار شد اما خطر ساز نبود.
چطور به یکباره این پتانسیل مشتعل شد و همچون آتشفشان بر سر و روی هر شهر کوچک و بزرگ بارید.
چه شد که چشمهای سربازان نظام به سیاهی رفت؟ به چه دلیل جنبش سوزاندن کارت بسیج رونق گرفت؟
خمینی بسیج را بالاترین دستاورد ارتش مردمی خود میدانست؟ چرا الآن خیلی عناصر بسیج توی سر امام کفن پارهشان میزنند؟
چطور بسیجی سابق میگوید باید با این نظام خونخوار جمهوری اسلامی مبارزه کرد والا فردا روی ترکشهای شما شلاق میزنند!؟
سونامی قیام و ضربه ویرانگر آن همچنان سرکردگان نظام را، گیج، مبهوت، و در وحشت فرو برده است.
بهرغم اینکه بسیار دقت میکردند شلیک نکنند، اما در تویسرکان، ایذه، قهدریجان، مسجد سلیمان... مجبور شدند درگیر شوند و جوانان را به گلوله بستند.
قیام 96 ظرف یک روز به اندازه 4ماه قیام 88سیرصعودی داشت.
تبدیل درخواستها از موضوعات مالی به شعار مرگ بر خامنهای، چیزی بود که هرگز ارگانهای مختلف سرکوب و جنایت خامنهای به مخیلهشان خطور نمیکرد.
این سطح از آمادگی اجتماعی برای مقابله با رژیم و این مقدار از پتانسیل و سازماندهی برای قیام و سرنگونی همچون تیرخلاصی برای مسئولان ارگانهای کشتار و جنایت و شقاوت خامنهای بود؟
آنها فکر نمیکردند با توجه به تجربهای که در سرکوب قیام در سال 88داشتند در سال 96 ظرف دو هفته کشور بقول خودشان غرق آشوب شود و ندانند چه کار کنند؟
اینها خودش نشاندهنده تغییرات شرایط جامعه ایران است.
همه اقشار اجتماعی زخم تازیانههای ظلم، فقر، سرکوب، بیعدالتی، اعدام. غارت اموال، گرفتن جان عزیزان... را بر پیکر خود دارند.
این پتانسیل آماده بود که به یکباره در کمتر از یک روز ریشه دردهای مردم را دریافت.
مردم فهمیدند که دیگر فقط با تغییر این حکومت شرایط آنها عوض میشود به این جهت همچون گدازههای آتشفشانی بر سرو روی حکومت آخوندی ریختند.
رژیم جا خورد در شهر قم که فکر میکرد که شهر سنتی و حکومتی خودش است شعارهای «مرگ بر آخوند انگلیسی » و «مرگ بر خامنه ای» بیرون زد. از بالا تا پایین حیرت کردند.
از سرعت پیشروی تجمعات و قیام به شهرهاى دیگر، از گستردگی تظاهرات، از موج پیشرفت درخواستها. امروز گفتند «تا پولمو نگیرم هیچ جا دیگه نمیرم» روز بعد «مرگ بر خامنه ای»!
فهم اینها در اندیشکدههای فوق پیشرفته! حوزه علمیه قم، مشهد، جماران، وزارت اطلاعات غیرقابل درک است.
چه شده، چه بوده، چه باید کرد؟
اینها ضربات پتک است بر شقیقههای نابغه های! اطلاعاتی نظام.
آنچه نمیفهمند این است که شرایط و دوران عوض شده است. امروز دیگر جهان هم کنار مردم ایران است و رژیم در حداکثر انزوا است.
و بر ما است که با اراده و غیرت جمعی نگذاریم 40سالگی خود را ببیند.
با فداکاری، کنار هم بودن، وقت گذاشتن روزانه برای مبارزه و قیام، با تیم شدن، شعارنویسی به هم خبر دادن، شعله قیام را زنده نگهداشته و باز هم مشتعل کنیم.
بهمن را ماه سرنگونی رژیم بکنیم.
سعید صداقت
سونامی قیام و ضربه ویرانگر بر پیکر فرسوده نظام
- مطالب وارده
- 1396/11/08
قیام ایران
<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/146831e5-4646-48fe-9624-a3ef3dbddc81"></iframe>