728 x 90

گفته‌ها و ناگفته‌ها از میان روزنامه‌های حکومتی سه‌شنبه ۱۹دیماه

گفته‌ها و ناگفته‌ها از میان روزنامه‌های حکومتی
گفته‌ها و ناگفته‌ها از میان روزنامه‌های حکومتی
برجام و ابراز نگرانی از خروج آمریکا از برجام و دعواهای باندی حول آن بیشترین عنوانهای مشترک در روزنامه‌های حکومتی در روز سه‌شنبه 19دی است:
 
آفتاب یزد: عراقچی:‌دنیا خود را برای خروج آمریکا از برجام آماده کند

ابرار: وزیر خارجه آلمان خبر داد: دعوت موگرینی از ظریف برای گفتگو درباره اعتراضهای اخیر ایران

ابرار: برجام نقطه پایانی بر تقابل بین ایران و قدرتهای جهانی

اعتماد:‌عراقچی: جهان برای خروج کامل آمریکا از توافق هسته‌یی با ایران آماده باشد – هشدار درباره بد عهدی

حمایت:‌عراقچی: آمریکا ممکن است از برجام خارج شود
 
سیاست روز: سخنگوی وزارت‌خارجه: نشست موگرینی با ظریف صرفاً مربوط به برجام است

آثار قیام ایران بر سرنوشت برجام دغدغه روزنامه‌های هر دو باند حاکم است:
 
آرمان: چون سیاست آمریکا پس از روی کارآمدن دونالد ترامپ نسبت به دوره اوباما تغییر کرده است به همین دلیل واشینگتن تلاش می‌کند که همه مشکلات و مسائل را با ایران به‌صورت یکجا مورد مذاکره یا حل و فصل قرار دهد. علاوه بر این، به‌رغم این‌که اعتراضات اخیر در ایران ربطی به برجام ندارد اما آمریکا قصد دارد که مسأله حقوق‌بشر را وارد مذاکرات کنند و به‌نحوی اعتراضات را به مسأله برجام ربط دهد... فضای موجود بسیار پیچیده است اما در این میان روشن است که آمریکا ضمن حفظ برجام به‌دنبال افزودن موارد جدیدی در توافق است که این شدنی نیست. اگر ‌چه موارد جدید آمریکا مشخص نیست اما به‌طور قطع از دو امر زمان و گسترش نظارتها بر ایران دور نخواهد بود.

کیهان: ادعای مداخله‌جویانه وزیر‌خارجه آلمان و در عین‌حال موضع وزارت امور خارجه کشورمان درباره علت و ماهیت سفر ظریف به آلمان، از وضعیت ابهام آمیزی در این موضوع حکایت دارد.

وزیر خارجه آلمان از احتمال گفتگو میان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با وزیر خارجه ایران درباره آشوب‌های اخیر در ایران خبر داده است.

وی هم‌چنین مدعی شده است که با فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا موافقت کردیم که وزیر خارجه ایران را در صورت امکان هفته آینده دعوت کنیم. با وجود این ادعا اما بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان دیروز در نشست خبری دلیل و واقعیت این سفر را موضوع برجام دانست.

اظهارات روحانی در روزنامه‌های باند خودش بیشترین تیترها را دارد و در روزنامه‌های باند رقیب تیزترین مقالات علیه وی را. ناظران در این تک و پاتک‌های روزنامه‌یی آثار قیام ایران در تشدید مخاصمات رژیم را می‌بینند:
 
کیهان: یکی از مشکلات مشترک آقای روحانی با آقای احمدی‌نژاد این بوده و هست که فراموش کرده‌اند وظیفه اصلی ایشان اداره قوه مجریه است و نه نظریه‌پردازی ایدئولوژیک! اظهارنظر درباره سبک زندگی و تفاوت خواسته نسل‌ها برعهده کارشناسان و صاحبنظران این عرصه است و رئیس‌جمهور باید به امور مربوط به حوزه مسئولیت خویش بپردازد و امکانات و ظرفیت‌های نظام را با پرداختن به اموری که در حوزه مسئولیت ایشان نیست هدر ندهد

جوان: سخنان دیروز روحانی در وزارت اقتصاد، شباهتی به پاسخ‌هایی که باید به مطالبات اقتصادی این روزهای مردم داده شود، نداشت و بیشتر به سخنرانی‌های تبلیغاتی ایام انتخابات می‌ماند که بر تبرئه خود و مقصر انگاشتن دیگران می‌چرخید

در روزنامه‌های باند روحانی در کنار ادعاهای مخالفت با فیلترینگ به‌صورت ضمنی گفته شده منتظر رفع فیلتر نباشید. روزنامه‌های باند خامنه‌ای خیلی صریح همین را گفته اند:
 
ایران:‌مردم خواهان رفع فیلترینگ تلگراف
 
روزان: روحانی: نباید شبکه‌های اجتماعی برای همیشه مسدود بماند

اعتماد: به گفته عندلیب ‌آذر، اگر فیلترینگ تلگرام ادامه پیدا کند، اتفاقی که می‌افتد این است که مردم به‌دنبال رسانه‌های دیگر می‌روند. حتی رسانه‌ها هم به‌دنبال رسانه‌های دیگر می‌روند.

جوان: شبکه‌های پیام‌رسان موجود با منشأ خارجی هر اندازه هم که موجب سهولت در برخی فعالیت‌های روزمره و یا ایجاد کسب‌وکار برای بخشی از جمعیت کشور شده باشند، در عین‌حال به سنگری برای تردد آزاد دشمن به داخل کشور تبدیل‌شده و امنیت عمومی را از اکثریت مردم و جامعه سلب کرده‌اند. در یک مقایسه عقلایی نمی‌توان امنیت همه مردم را فدای ارتزاق عده‌یی از مردم کرد.

روزنامه‌های حکومتی گر چه در یک اقدام هماهنگ مسائل مربوط به قیام مردم ایران را مسکوت گذاشته‌اند اما جا به جا هشدارها و وحشت از قیام از مطالب و عنوانهایشان بیرون زده است:
 
آرمان:‌اعتراضها فقط برای نان نبود
 
اقتصاد پویا: رئیس قوه قضاییه: جمع شدن آشوب به‌معنای عدم مطالبات نیست

ایران:‌روحانی درباره خوانشهای ناروا از مطالبات مردم هشدار داد آدرس غلط، ممنوع – محدود کردن خواسته مردم فقط به اقتصاد توهین به آنان است

قانون: رویارویی قوا از ترس اعتراض مردم: دلهره از خشم مردم

باید منتظر ماند و دید که این وضعیت تا کجا پیش خواهد رفت زیرا هیچ‌کدام از قوای مربوط سعی ندارند در روزگاری که مشکلات اقتصادی سبب اعتراضات اجتماعی شده است به نوعی عمل کنند که خود را در برابر مردم قرار دهند تا خشم مردم گریبان آنها را بگیرد.

پیآمد قیام مردم ایران در مناسبات خارجی رژیم و علت قیام در روزنامه‌های هر دو باند حاکم موضوع تشدید تخاصمات و ابراز وحشت شده است:
 
جمهوری اسلامی: اگر ‌چه قرار نیست گذشته‌های تاریک را یادآوری کنیم ولی مقایسه عملکرد این جماعت در شرایط امروز با آنچه در آن دوره در پرتو تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه ایران رخ داد، بسیار حیرت‌انگیز است. همگان به‌خاطر دارند که آمریکا چگونه توانست از عملکرد ضعیف دولتهای نهم و دهم سوءاستفاده کند و با ایجاد یک اجماع جهانی علیه ایران، تمامی تحریم‌های یکجانبه آمریکا را به تحریم‌های جهانی تبدیل کند. ولی در آن دوره هرگز شاهد نبودیم که کسی دیگران را برای اجماع داخلی علیه دولت وقت، تحریک نماید. متأسفانه امروزه در تبلیغات مسموم رسانه‌های یک جناح خاص و حتی صدا و سیما شاهدیم که در پرتو محکوم کردن آشوبگران تأکید می‌کنند که البته اعتراض و مخالفت علیه دولت، حق طبیعی مردم است و ما هم معترضیم و...

وطن امروز: تنها 9روز پس از نسبت دادن اعتراضات مردمی به ستاد رقیب! و 72ساعت پس از کرکس خواندن عوامل اصلی اغتشاشات، 16تن از چهره‌های اصلاح‌طلب ـ برخی از همان کسانی که عوامل اغتشاشات را آشوب‌طلب و کرکس خوانده بودند ـ با یک پرش بلند دیگر از روی مواضع خشک نشده خود، جهت تنویر افکار عمومی ملت غیور و تغییر چندباره صورت مسأله، بیانیه جدیدی صادر فرمودند.

چکیده متن بیانیه بدین شرح است: «ما نبودیم! ضمن قلم گرفتن خبط‌های خشک نشده، لازم است برای تنویر! افکار سمپاتها و دیگران تأکید شود: گفتیم که، تقصیر نظام است! بازداشتی‌ها را آزاد کنید. فضای گفتگو و اعتراض هم بله، آن را هم قاطی بازداشتی‌ها آزاد کنید. دست‌تان را هم از روی دکمه... مهم نیست! با درود»

روشن است تحریف خواسته‌های اقتصادی مردم با اشتباه گرفتن میدان سیاست با پیست دوومیدانی، نتایجی به مراتب مخرب‌تر از تخریب اموال عمومی توسط اغتشاشگران کرکس، آشوب‌طلب، تروریست‌های منافق و همین‌هایی دارد که خودتان می‌گویید، چرا که نتیجه نادیده گرفتن مشکلات واقعی مردم، قلب واقعیت، تحریف صورت مسأله و فرافکنی، تکرار می‌کنم: آن خواهد بود که انرژی گسل‌های اصلی، در زمانی نه چندان دورتر و با شدتی به مراتب فزون‌تر آزاد شود. آنگاه اصلاحات در سپهر سیاسی ایران و محضر افکار عمومی به جایی خواهد رفت که مجال پرش سه‌گام روی اعصاب مردم را نداشته باشد! نکته جالب ماجرا و پایانی اما اینجاست که موضع نهایی چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب، در نهایت پس از چندبار تحریف صورت مسأله، بیش از هرکس، به موضع انگلیس و آمریکا نزدیک شده است.

روزنامه‌های باند روحانی تلاش کرده‌اند قیام مردم ایران را به باند رقیب نسبت داده و آن را در حد یک جنگ باندی نازل کنند اما ناگزیر به ابراز وحشت از امکان دوباره بالا رفتن شعله‌های قیام شده‌اند:
 
اعتماد:‌شواهد کافی وجود دارد که این ماجرا در مشهد و در اعتراض به برخی از پدیده‌های اقتصادی و فسادهای باقی‌مانده از دولت پیش آغاز شد. سازماندهی نسبی ماجرا و پروفایل دعوت‌کنندگان به آن راهپیمایی به اندازه کافی گویای ماجراست. البته این‌که طرح آنان برای ادامه ماجرا چه می‌توانست باشد و چه برنامه‌یی بود به‌طور دقیق معلوم نیست، هر چند گفته می‌شود که کل ماجرا برای یک برنامه سه روزه طراحی شده بود.

مسأله اصلی این است که اگر از نظر اصول‌گرایان، دولت موجود مطالبات به حقی را برآورده نکرده است یا وضع معیشت مردم نامناسب است، و اگر معتقدند که مردم حق اعتراض دارند، در این صورت چرا خودشان از طریق شخصیتها و احزاب اصول‌گرا تقاضای تظاهرات اعتراضی را به وزارت کشور یا استانداریها ارایه نمی‌کنند؟

بنابراین اگر چنین رفتاری این‌قدر منافع دارد و اگر واقعاً از این اعتراضات خوشحال می‌شوید و از آن حمایت می‌کنید، چرا اصول‌گرایان با تابلوی مشخص خود وارد میدان نمی‌شوند و رهبری و هدایت این جریان اعتراضی را در کل کشور عهده‌دار نمی‌شوید؟ پاسخ به این پرسش کلیدی است و نمی‌توان از کنار آن ساده گذشت.

١ـ اولین آن ناتوانی در پاسخگویی است. در حقیقت هر چیزی را که بخواهند مورد اعتراض قرار دهند، بدتر از آن را در دوره خودشان شاهد بوده‌ایم. اگر در مورد فساد بگویند که بدترینش به آن دوره برمی‌گردد و اصولاً بخش مهمی از ریشه فساد به آن دوران برمی‌گردد.

2- علت دوم، فقدان شجاعت کافی این مجموعه است. آنان می‌ترسند که تعداد اندکی به دعوت آنان پاسخ دهند یا اعتراضات متقابل انجام شود که بسیار بزرگ‌تر خواهد بود

٣- علت مهم دیگر تشتت گسترده میان آنان است
٤- و بالاخره علت دیگر این است که آنان می‌ترسند، اعتراضات حتی قانونی را رسمیت دهند، چون ممکن است این قاعده گسترده‌تر از آن شود که مطلوب نظر آنان باشد.

مردم‌سالاری: مردم‌سالاری: سرمقاله: نقش رسانه‌های رسمی کشور در ناآرامی‌های اخیر

وقوع ناآرامی‌های اخیر در نقاط مختلف کشور مساله‌ای بسیار مهم و هشدارآمیز است که ضرورت بررسی و تحلیل آن بسیار مهم و حیاتی است. هر چند که عده‌یی در داخل و خارج از کشور بر موج ناآرامی‌ها سوار گردیده و به‌دنبال اهداف سیاسی هستند اما همه می‌دانیم که نقطه شروع ناآرامی‌های اخیر اعتراض به وضعیت معیشتی، گرانی و بیکاری بوده است.

چرا در دورانی که قیمت‌ تمام کالاها و خدمات (نه یک یا دو کالا) در کشور به شکل سرسام‌آوری بالا می‌رفت اعتراضی صورت نمی‌گرفت؟ چرا زمانی که قیمت سکه و ارز و خودرو رشدی 200تا 300درصدی داشت اعتراضی صورت نگرفت؟ و چندین سؤال مشابه دیگر. پاسخ این سؤالات را باید در نحوه برخورد رسانه‌های رسمی کشور مانند صدا و سیما و خبرگزاریها و روزنامه‌هایی که متأسفانه از بودجه عمومی کشور ارتزاق می‌کنند جستجو کرد. چرا که معترضان کنونی از قشر متوسط به پایین جامعه هستند و برخلاف معترضان سال 1388، اخبار و اطلاعات را هنوز تنها از طریق این رسانه‌ها کسب می‌کنند.

رسانه‌های رسمی کشور و مشخصاَ صدا و سیما در آن دوران به‌خاطر منافع سیاسی خود و به گمان این‌که دولت همسو با نظام بر سر کار است، هیچگاه مشکلات کشور را بیان نمی‌کردند. حتی اگر در روزهای اوج گرانی‌های لحظه‌ ای و مشکلات عدیده اقتصادی، اخبار ۲۰:۳۰تلویزیون و یا روزنامه کیهان را ورق می‌زدید، انگار در مملکتی دیگر زندگی می‌کردند. چنان از پیشرفتها و دستاوردهای دولت می‌گفتند و می‌نوشتند که انگار افزایش 3برابری قیمت دلار هیچگونه مسأله مهمی نبوده و بر اقتصاد کشور تاثیرگذار نخواهد بود. خلاصه این‌که، عدم پرداختن به فسادهای صورت گرفته، بی‌نظمی‌های مالی دولت و هدر دادن سرمایه‌های کشور، بزرگ کردن دستاوردهای کوچک و کوچک جلوه دادن مشکلات بزرگ کشور در آن دوران منجر به عدم اعتراض مردم گردید.

اما پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، همان رسانه‌ها با تغییر رویه‌ای آشکار، از همان ابتدا اقدام به انعکاس مشکلات اقتصادی کشور با هدف تخریب دولت و القای ناکارآمدی آن نمودند تا به‌زعم خود مردم را از دولت ناامید کنند.

بعد از شروع ناآرامی‌ها نیز، به روال همیشگی خود نه تنها معترضان را به‌رسمیت نشناخته‌اند بلکه همانند سال 1388با عبارات نامناسب مانند تفاله‌های داعش، وابستگان استکبار، تحریک‌شدگان رسانه‌های بیگانه، عاملان منافقین و‌ ... احساسات معترضان را جری‌تر کرده و مسبب آشوب بیشتر گردیدند. متأسفانه این روند هم‌چنان ادامه داشته و تا زمانی که این رسانه‌های اصول‌گرا چشمان خود را بر روی واقعیت ببندند و اخبار و اطلاعات را به درستی منعکس نکنند مردمی که تشنه اخبار و اطلاعات هستند، اخبار را از رسانه‌های خارجی دنبال خواهند کرد.

هم اکنون نیز چون معترضان قانع نشده‌اند، هم‌چنان خشمگین باقی‌ می‌مانند و در آینده نیز در صورت عدم اصلاح رویه‌ها، باز هم احتمال بروز چنین وقایعی وجود خواهد داشت.

تناقض‌گویی در مورد سفر ظریف و ملاقات با موگرینی در یک روزنامه باند روحانی دستمایه تمسخر ادعاهای این باند شده است:
 
جهان صنعت: اعلام شده که خانم موگرینی از آقای ظریف دعوت کرده که در مورد اتفاقات رخ داده در ایران و اعتراضات و آشوب‌ها با هم صحبت کنند.

برای این‌که کاری بکنیم که خانم موگرینی عین آدم فلفل خورده دور خودش بچرخد پیشنهاد می‌کنیم توئیت آقای محسن رضایی را برای خانم موگرینی ترجمه کنید تا متوجه شود که برادر زن صدام چه نقشی در این اغتشاشات داشته!

بعد که موگرینی حسابی گیج شد و سیستمش به هم ریخت پیشنهاد می‌کنیم جواد آقا ظریف حسابی داد و بیداد کند که زن! تو خبر نداری بازیچه دست چه کسانی شده‌ای! شرم کن! از خودت خجالت بکش! تو را با برادر زن صدام دیده‌اند!

تضمین می‌کنم اگر آقای ظریف درست و حسابی و با «اکت» مناسب این سخنان را بیان کند خانم موگرینی همانجا می‌زند زیر گریه و همه اطلاعات لازم را لو می‌دهد و در اولین فرصت می‌رود نیویورک، گیس نیکی هیلی را می‌گیرد و می‌بندد به اسب سرکش و در دل بیابان رهایش می‌کند که ادب شود!
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/37c6693b-359f-4169-9697-1f76b72053f4"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات