کارگزاران نظام آخوندی و دستگاه تبلیغاتیشان مدام بر این طبل میکوبند که قیامآفرینان دی ۱۴۰۴ ــ و بهقول آنها اغتشاشگران ــ برنامه داشتند، سازماندهی داشتند، هدف داشتند و از قبل هماهنگ کرده بودند. این گزاره، نه یک تحلیل از شرایط، بلکه بخشی از جنگ روانی حاکمیتی است که بقای خود را در جعل واقعیت و وارونهسازی حقیقت جستوجو میکند. حاکمیتی که سالهاست هر فریاد آزادیخواهانهای را یا «توطئه خارجی» نامیده یا «اغتشاش کور»؛ و حالا، به تناقضی مضحک افتاده است: هم قیام را بیریشه و بیپشتوانه میخواند و هم آن را حاصل برنامهریزی و سازماندهی میداند!
اینان میخواهند با این تعبیرات و توصیفات، دامنهی سرکوب و جنایاتشان را، هم توجیه کنند و هم فریب اجتماعی را بهزعم خود پیش ببرند. وقتی میگویند «برنامه داشتند»، در واقع بهدنبال صدور مجوز سرکوباند؛ وقتی از «هماهنگی» حرف میزنند، میخواهند بازداشت، شکنجه و اعدام را اقدامی پیشگیرانه جلوه دهند. این زبان، زبان قدرتی است که از جامعه میترسد و وحشت و هراس روزافزون خود را پشت تکرار مداوم واژههای امنیتی در رادیو و تلویزیون و تریبونهای متعدد پنهان میکند.
اینان بهعمد نمیخواهند سراغ این اصل بنیادی بروند که اکثریت یک جامعه در حال نبرد با حاکمیت اشغالگر ایران هستند. پذیرش این اصل، بهمعنای فروپاشی کل روایت رسمی نظام است؛ روایتی که خود را «نماینده مردم» جا میزند، در حالی که در عمل، در برابر مردم ایستاده است. از همین روست که قیام را تقلیل میدهند، تکهتکه میکنند تا بهزعم خود آن را به چند «هستهی اغتشاشگر» فروبکاهند.
اینان بهعمد میخواهند مبارزهی سراسری و هدفمند ــ و البته سازمانیافته ــ با حاکمیت ولایت فقیه را دور بزنند. چرا که اذعان به سراسریبودن، هدفمندی و سازمانیافتگیِ مبارزه، بهمعنای اذعان به شکست سیاسی و تاریخی و اعتراف به نداشتن مشروعیت آنان است. آنان میدانند که این مبارزه نه یک واکنش مقطعی، بلکه روندی ممتد و ریشهدار است که از حافظهی جمعی مردم ایران تغذیه میکند.
بله، مبارزهیی تاریخی با هدف سرنگونی ناجمهوری آخوندی در کف خیابانهای ایران جریان داشته و ادامه خواهد یافت. این مبارزه، حاصل انباشت تجربهی تاریخی، آگاهیِ فراگیر و خشم ملی است، نه محصول یک رخداد بیپشتوانه یا یک فراخوان. این یک مبارزهی بسیار جدی و قوی و هماهنگ برای پایان دادن همیشگی به سلسلهی دیکتاتوری در ایرانزمین است.
این افتخار از آن تمام قیامآفرینان از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۱۸ تیر ۷۸ و تا دی ۱۴۰۴ بر تارک و آقاق این سرزمین است. این افتخار، تاریخ زندهی مقاومت مردمی است که هرگز تسلیم نشدهاند. این افتخار باز هم قدرتمندتر، گستردهتر، سازمانیافتهتر، هماهنگتر و سراسریتر به میدان خواهد آمد تا عظیمترین نبرد پیروزی بر اشغالگران فقاهتی و ولایتی را رقم بزند؛ نبردی که پایان آن، نه در روایتهای جعلی و مبتذل راویان حاکمیت، که با ارادهی راسخ مردم ایران نوشته خواهد شد. بعد از قیام دی ۱۴۰۴، روزگار آتیِ ایران فقط با عظیمترین خروش و خیزش ملی برای برچیدن بساط ساختار پلیدترین قاتلان ولایی ــ آخوندی رقم خواهد خورد.