تلاقی هنر و آرمانخواهی همواره زایندهٔ جریانهایی بوده است که تاریکی مستولی بر جامعه را به چالش میکشند. ۱۷ خرداد ۱۳۹۹، روز درگذشت «مرجان»، خواننده و بازیگر محبوب سینما و حامی مقاومت ایران، نقطهٔ عطفی در این تلاقی شکوهمند بود.
مرجان با زندگی، انتخاب مسیر مبارزه، رزمندگی بیچشمداشت، فداکاری آرمانخواهانه و در نهایت مرگ شرافتمندش، به آزمونی بزرگ برای هنر و هنرمند ایرانی تبدیل شد. او با تکیه بر تعهد انقلابی خود، مرزهای عافیتطلبی را درنوردید تا نشان دهد هنر واقعی در جبههٔ مردم و تاریخ ایران در برابر نظام ولایت فقیه جای دارد.
ایستاده جنگیدن در نظام زنستیزان
مرجان بهویژه با هویت زنانهاش، رذیلانهترین تهمتها را از سوی دشمن زنستیز به جان خرید. او در زندانهای مخوف رژیم آخوندی، ایستاده جنگیدن را آموخت و انتخاب کرد و در برابر روزها و شبهای کبود تازیانه و افترا در هم نشکست. جرم بزرگ و نابخشودنی او از دید حاکمان مستبد، دفاع از حرمت نام ممنوع «مجاهد خلق» بود؛ نامی که بر زبان آوردنش در آن روزگار سیاه کافی بود تا سر نامبرنده را به بالای دار ببرد. او با مرور خاطرات آن دوران سخت میگوید: «۸ ماه توی اون انفرادی بودم از اونجا منو بردند توی بند عمومی که من با بچههای گل مجاهدین از نزدیک دیگه باهاشون ارتباط برقرار کردم... مپندارید که بر بادم که من تاریخم و یادم چنان با درد این مردم عجینم من که پنداری که فریادم» [۱].
همنشینی با زندانیان مجاهد
برای مرجان، همنفس شدن با زندانیان مجاهد، بزرگترین هدیه در میانه شکنجهها بود. او در توصیف این تجربه بینظیر عنوان کرد: «در مورد مجاهدین تنها امتیازی که زندانهای آخوندها برام داشت همنفس شدن با این آزادگان بود یعنی در زمانی که در زندان بودم من به این صورت با این دلاوران و آزادگان آشنا شدم صادقانه بگم همنشینی همدلی با این عزیزان بود که زندان و شکنجه رو برای من قابلتحمل میکرد و توان مقاومت بهم میداد» [۲].
او با ستایش از روحیه جوانان و نوجوانان دربند یادآور شد که ویژگیهایی چون از خود گذشتگی، دگرخواهی، صداقت و پایداری آنها نقش سازندهای در تغییر بینش او نسبت به جهان داشته است. دوری از این یاران چنان برای او سخت بود که میگفت: «لحظه جداییم از بچهها اصلاً نمیتونستم جلوی اشکم را بگیرم و بعد از اینکه از بچهها جدا شدم مدتهای مدید با خاطره بچههای زندان من زندگی میکردم» [۳].
دعوا بر سر ایران و گوهر به یغما رفتهٔ آزادی
این هنرمند شجاع، مظهر مصاف آشتیناپذیر میان مقاومت و فقیهان ریایی بود؛ دعوایی که در جوهر خود بر سر ایران و گوهر به یغما رفتهٔ آزادی جریان دارد. مرجان با حضور رسای خود در تظاهرات مقاومت، با صلابت فریاد برمیآورد: «گیرم که باد هرزهی شبگرد با هایوهوی نعرهٔ مستانه در گذر باشد، با صبح روشنِ پرترانه چه میکنید؟» او در برابر سرکوبگریها و بهویژه پس از قیام خونین ۲۵ آبانماه ۹۸، با ایمانی استوار به حاکمان میگفت: «گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟» و با نوید دگرگونی پافشاری میکرد: «بهزودی بهدست پرتوان ارتش آزادی و کانونهای شورشی و قیامآفرینان ملت بزرگ ایران شاهد پیروزی را در آغوش میکشه».
دفاع از اشرف؛ دفاع از آزادی و انسانیت
بخش عمدهای از هویت مبارزاتی مرجان با مفهوم «اشرف» گره خورده بود. او اشرف را فراتر از یک جغرافیا، یک تفکر، بینش و جهانبینی خاص میدانست که آخوندها از درک آن عاجزند. او در تبیین علت این دلبستگی عمیق اظهار داشت: «اینکه شما میپرسین علت دفاع من از اشرف چیه من از اشرف دفاع نمیکنم من از آزادی دفاع میکنم از انسانیت از رهایی چی بگم از دموکراسی از مقاومت تمام اینها در اشرفیها و در اشرف وجود داره و اشرف نماد همه چیزهاییی که گفتم» [۴].
این دلبستگی آرمانی تا جایی پیش رفت که آرزوی قلبی خود را در قالب این ترانه بیان کرد: «الآن دلم میخواد که یه ترانه دیگه بخونم یه ترانهای که بیشتر بهدلم میچسبه. اسم این ترانه هست منم میخوام اشرفی باشم. امیدوارم که اشرفیها بپذیرن اینو از من که من هم اشرفی باشم... منم میخوام اشرفی باشم همره ستارهها شم».
«چنینام من، شکوهمندم»
«مرجان شورشگر» و «مرجان آتشافروز» خیلی زود با درد مردم عجین شد و در کسوتی شکوهمند پا به دیار اسطورههای ایران آزاد فردا گذاشت. تلاشهای مذبوحانه ارتجاع برای تخریب چهرهٔ او، جز بالا بردن جایگاهش و پیوند بیشتر مردم با مقاومت رهاوردی نداشت. امروز در سالگرد درگذشت این هنرمند بیمرگ، آوای او رساتر از همیشه زمهریر آخوندی را به سخره میگیرد و در کوچهها و خیابانهای ایران طنینانداز است:
ببین سرسبز و خوشرنگ و برومندم
ببین پربرگ و پرشاخ و تنومندم
اگر چه زخمی از کین تبر داران، ولیکن ریشه در خاکم
چنینام من، شکوهمندم
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
پانوشت:
[۱] مرجان: قیام خونین ۲۵ آبانماه ۹۸ در سراسر ایران
[۲] و [۳] از مصاحبه مرجان با سیمای آزادی
[۴] مصاحبه مرجان شورشگر با سیمای آزادی