تجربه تاریخی جنگ ۸ ساله و حوادث سال ۱۳۶۷، همواره بهعنوان یکی از مقاطع کلیدی و عبرتآموز در ادبیات سیاسی نظام ولایت فقیه مطرح بوده است. اظهارات ۵ مرداد ۱۴۰۵ محمدعلی صمدی، از پژوهشگران تاریخ و جنگ ضدمیهنی در تلویزیون حکومتی، ابعاد تازهای از نگرانیها و دغدغههای درونی حاکمیت را در مواجهه با بحرانهای بینالمللی، مذاکرات سیاسی و خطر سرنگونی آشکار میسازد. محور اصلی این سخنان، هشدار نسبت به «ارسال پیام غلط و نشان دادن ضعف» به دشمنان است؛ خطایی که به باور وی میتواند تحولات تلخ سال ۱۳۶۷ را در قالبی جدید تکرار کند.
قدرتگیری مجاهدین خلق و توازن قوای دههٔ ۶۰
این کارشناس حکومتی در تحلیل خود به بررسی عقبهٔ تاریخی سازمان مجاهدین خلق و نفوذ گسترده اجتماعی آن در ابتدای انقلاب میپردازد. وی با اشاره به وضعیت این سازمان در سالهای نخستین پس از انقلاب تأکید میکند که آنها «تعداد بالایی جوانهای این مملکت را توانسته بودند با خودشان همراه کنند» و پس از ورود به فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، «تخمین زده میشد که ۳۰ هزار نفر نیروی اسلحه بهدست آموزشدیده دارند». وی همچنین درباره رهبری این سازمان خاطرنشان میسازد: «مسعود رجوی آدم باسواد و کتابخواندهای بود» و توانمندی بالایی در جذب نیروها داشت.
بر اساس اظهارات صمدی، پس از انتقال رهبری مجاهدین به فرانسه و تشکیل دولت در تبعید، حکومت ایران در سال ۱۳۶۵ با ابزارهای فشار اقتصادی و مذاکرات دیپلماتیک موفق شد فرانسه را به اخراج مسعود رجوی وادارد. در پی این رویداد، نیروهای مجاهدین در خاک عراق مستقر شده و یگانهای نظامی خود را در امتداد مرزهای ایران سازماندهی کردند.
پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و ایجاد اشتباه محاسباتی در دشمن
نقطه عطف این تحلیل، بررسی پیامدهای عقبنشینی سیاسی و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تیرماه ۱۳۶۷ است. این کارشناس حکومتی میکند: «ما در سال ۶۷، ۲۷ تیرماه قطعنامه را پذیرفتیم. این بهشدت روی وضعیت ما تأثیر گذاشت در چشم دشمنانمان». وی معتقد است هر زمان حکومت دست به انعطاف یا عقبنشینی میزند، طرف مقابل آن را نه بهعنوان راهکاری دیپلماتیک، بلکه بهعنوان نشانهای از فروپاشی تلقی میکند. وی در اینباره میگوید: «جایی که رفتیم مذاکره جایی که رفتیم نرمش قهرمانانه، طرف گفت این آماده اسقاط و سقوط است».
به گفته این کارشناس، همین برداشت اشتباه و تصور «آمادگی نظام برای سقوط»، مجاهدین خلق را بر آن داشت تا با اتکا به کادرهای خود در داخل کشور و زندانها، حمله سراسری خود (عملیات فروغ جاویدان) را از مرزهای غربی آغاز کنند. هجوم غیرمنتظره نیروهای مجاهدین و پیشروی آنها تا نزدیکی کرمانشاه و اسلامآباد غرب، شوک شدیدی به سران حکومت وارد کرد، تا جایی که تا ۴۸ ساعت، مسئولان ارشد در تهران از ماهیت مهاجمان اطلاع دقیقی نداشتند. در نهایت، با بسیج عمومی و گسیل نیروها به سمت جبههها، این پیشروی متوقف شد.
تنگه هرمز و هراس از تکرار کابوس ۶۷
نقطهٔ گرهی در سخنان این کارشناس، تطبیق شرایط سال ۱۳۶۷ با موقعیت حساس کنونی، بهویژه در حوزه مواجهه با غرب و نبرد بر سر تنگه هرمز است. وی با ابراز نگرانی شدید از صداهایی که در فضای سیاسی و مجازی خواهان مصالحه و مذاکره هستند، هشدار میدهد که عقبنشینی در شرایط فعلی، پیامدهایی مشابه پایان جنگ خواهد داشت.
او با صراحت اعتراف میکند: «ما نمیتوانیم از تنگه هرمز عدول کنیم. همین الآن با هر بهانهای از تنگه هرمز عدول بشود، پیشبینی من این است که همان اتفاق سال ۶۷، یعنی پیام غلط دارد صادر میشود». از دیدگاه وی، هر گونه عقبنشینی یا نشان دادن انعطاف در نبرد حیثیتی فعلی، «دشمن را به هوس میاندازد» تا دوباره نظام را در آستانه سرنگونی ببیند.