مفهوم «هجرت» در ادبیات مبارزاتی و تاریخ جنبشهای انقلابی، فراتر از یک جابهجایی فیزیکی یا تغییر اقلیم جغرافیایی تعریف میشود. هجرت انقلابی یک راهبرد پویای تکاملی است که مرزهای مشخصی با فرار از معرکه، تسلیمطلبی، و عافیتجویی دارد. بررسی سخنرانیها و پیامهای مسعود رجوی در ادوار گوناگون تاریخی ـ از دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۵۸ تا نشستهای قرارگاه لیبرتی در سال ۱۳۹۴ ـ حاکی است که هجرت بهعنوان یک «تطبیق تکاملی»، عنصری جداییناپذیر از مبارزه، آمادهسازی برای مراحل عالیتر نبرد، و تحقق وعدهٔ پیروزی تاریخی حق بر باطل تلقی شده است.
تمایز میان «خطرپذیری تکاملی» و «گریز از معرکه»
نخستین گام در تبیین هجرت، تفکیک ماهوی آن از راحتطلبی و گریز از مسئولیت است. مسعود رجوی در زمستان ۱۳۵۸ در دانشگاه صنعتی شریف تهران، جوهر اصلی این حرکت را چنین تعریف میکند:
«مفهوم هجرت انقلابی با گریز از میدان معرکه فرق دارد. جوهر هجرت نه صرفاً یک بعد و فاصله مکانی گرفتن با کانون حادثه، حذر کردن از فداکاری و نثار، بلکه دقیقاً، خطرکردن، بیشتر خطر کردن است. تفاوت هجرت پیامبر هم با اصحابش در صدر اسلام، با راحتطلبی و عافیتجوییهای بهاصطلاح هجرت نمایانهٔ امروز، در همین است. یکی تن میدهد به هر گونه آوارگی و خطر و دیگری از خطر و ایثار حذر میکند. جوهر یکی، مقاومت هر چه بیشتر و جوهر دیگری، هر چه کمتر مقاومتکردن و هر چه کمتر فشار را تحملکردن است».
بر این پایه، هجرت نه نقطهٔ پایان مبارزه، بلکه نوعی سازگاری هدفمند و پویا در بستر تکامل شمرده میشود؛ حرکتی که با انزواگزینی و عافیتطلبیِ «قاعدین» در تضاد بنیادین است.
سنت تاریخی و قرآنی هجرت: تضمین پیروزی در مسیر تکامل
در تحلیل هجرت انقلابی، همواره به الگوی هجرت پیامبر اسلام استناد میشود؛ هجرتی که ناشی از تاکتیک رزمی و زمینهساز بقای آرمان در برابر تلاش دشمن برای حذف فیزیکی رهبری و جریان حق بود. مسعود رجوی در نشست ۱۶ آبان ۱۳۹۴ در لیبرتی با قرائت آیه ۴۰ سوره توبه:
«إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کفَرُواْ ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِینَ کفَرُواْ السُّفْلَی وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا وَاللّهُ عَزِیز حَکیم»
به تشریح موقعیت غار ثور و عقبنشینی تاکتیکی پرداخته و میگوید:
«آیه ۴۰ از سوره توبه مربوط به لحظاتی است که پیامبر با ابوبکر در غار بودند. میگوید: شما هم که کمکش نکنید، خود خدا هست و کفایت است؛ وقتی که او را از شهر و دیارش اخراج و خارج کردند، وقتی که درصدد قتل او بودند و به تعقیب او برخاستند؛ اول به خانهاش رفتند تا او را در رختخوابش بهقتل برسانند. اما دیدند علی بهجای او در بسترش خوابیده است. بهعبارت دیگر، در تاکتیک رزمی و جنگی، او برای رزمی بالاتر در این میدان، جاخالی داده و به جانبی دیگر هجرت کرده است».
وی در ادامه با تفسیر عبارت «وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِینَ کفَرُواْ السُّفْلَی وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا»، هجرت را بخشی از قانونمندی غلبهٔ جبههٔ حق و تکامل بر ارتجاع معرفی میکند:
«علت در این است که کلمه و پدیده و نقشه مسیر حق ستیزان، دست پایین و سفلی است، سفله گری است. ولی کلمه خدا دست بالا را دارد سرانجام خود را بالا میکشد؛ به اوج و نوک قله میرساند و اثبات میکند. وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا: این همان تاریخچه سازمان است... شاه رفت، شیخ هم رفتنی است و عنصر ماندگار همان «کلمه علیا» است».
هجرت بهمثابه تجدید سازماندهی برای نبردی بزرگتر
هجرت انقلابی هرگز راهبردی انفعالی یا با هدف «نهجنگ» قلمداد نمیشود، بلکه بسترساز تهاجم، فتح و دگرگونی بنیادین است. مسعود رجوی در نشست عمومی ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ با عنوان «خطرها بر سر راه انتقال مؤسسان چهارم؛ مفهوم و الزامات آمادهباش در جمیع جهات»، هدف از هجرت را تدارک نبردی تعیینکننده دانسته و بیان میدارد:
«هدف جان بدر بردن و «نهجنگ» نیست. هدف سرنگونی و غرق کردن سپاه فرعونی و خلافت ارتجاعی است. در تاریخ اسلام هم که هجرت مبدأ تقویم و گاهشمار آن شده است، هدف جان بدر بردن و «نهجنگ» نبود بلکه هدف بهقول شما جنگ صد برابر و بیشتر و بیشتر بود. در یککلام پیامبر ما، مقدمات و الزامات فتح مکه، درهم شکستن بتها، و سرنگونی ارتجاع حاکم و پایان دوران جاهلیت را، فراهم میکرد».
وی همچنین با اشاره به شرایط انتقال ساختار تشکیلاتی در آن برهه، بر حفظ اصالت مبارزاتی و هویت ایدئولوژیک در جریان انتقال تأکید میورزد:
«میبینید که چه انتقال و چه آزمایش بزرگی در پیش داریم. بحث از مشتی افراد در جستوجوی سرپناه نیست، بحث از انتقال یک سازمان و یک ارتش و یک مقاومت با هویت سیاسی و مبارزاتی و ایدئولوژیکی آن به موقعیت امن است تا بتواند مراحل بعدی را آغاز کند. همان سازمان و ارتش و مقاومتی که ارتجاع و استعمار در ۱۳ سال گذشته با تمام توش و توان بر آن تاختند تا آنرا از بین ببرند...»
پذیرش خطرات بزرگتر و جنگ بیشتر
ماحصل اینکه «هجرت انقلابی» یک تاکتیک مقطعیِ مبتنی بر گریز یا انفعال نیست، بلکه پدیدهیی قانونمند در مسیر تکامل مبارزه است. این راهبرد با پذیرش خطرات بهمراتب بزرگتر و تندادن به آوارگیهای هدفمند تعریف میشود تا با حفظ هویت ساختاری، سیاسی و تشکیلاتی، زمینه را برای عبور از مراحل بحرانی و تدارک شرایط فتح نهایی در مصاف با جریانهای حاکم و موانع تاریخی فراهم سازد.