روزنامههای هر دو باند نظام هر یک از زاویهیی اقتصاد ویران شده، تورم، گرانی و فقر معیشتی مردم را مورد بررسی قرار دادهاند. در تک تک جملات مقالات اقتصادی آنها حتی یک مورد مثبت در زمینه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم وجود ندارد.
روزنامه رسالت ۲۹بهمن۹۹ بهنقل از رئیس حکومتی اتاق تهران نوشت قیمت دلار در طول سه سال سه برابر شده و در همین مدت کالاها ۱۰برابر افزایش قیمت داشته است.
مسعود خوانساری رئیس حکومتی اتاق تهران ضمن اشاره به افزایش هزینهها در سه سال گذشته «۷۰درصد» مشکل را «ناشی از عوامل داخلی میداند».
او سیاستها و رویه دولت روحانی را «به کارخانه تولید بخشنامه» تشبیه کرده که «هزینههای زیادی را به مصرفکننده تحمیل کرده است».
در رابطه با تخریب اقتصاد ایران توسط سران حاکمیت روزنامه حکومتی جهان صنعت ۲۹بهمن۹۹ با عنوان «اقتصاد ایران را دیوانه کردهاند» نوشت: «پرسش بسیار با اهمیت این است که چه کسانی با کدام گرایش فکری و کدام گرایش سیاسی و با چه میزان تخصص در این باره تصمیم گرفته و میگیرند و اقتصاد ایران را دیوانه کردهاند. بهنظر نمیرسد این افراد از سر سهو اقدام به دیوانه کردن اقتصاد ایران کردهاند و بیشتر بهنظر میرسد از این وضعیت منفعت مادی سرشاری نصیبشان میشود»
«دیوانه شدن اقتصاد ایران» ناشی از نابودی تولید، تعطیلی کارخانهها، بیکاری کارگران و تعطیلی بسیاری از شغلها است که هزینه گزاف آنرا مردم باید بپردازند.
مردمی که بسیاری از آنها درآمد ندارند و آنهایی هم که درآمدی دارند حقوق آنها یک پنجم خط فقر و کفاف چند روز آنها را نمیکند.
«دیوانه شدن اقتصاد ایران» ناشی از رشد سرسامآور قیمتها و تورم افسار گسیخته تا حدی که قیمتهای اقلامی از مواد و لوازم مورد نیاز مردم تا ۳۰۰درصد رشد داشت، و بر اساس محاسبه پروفسور استیو هان که تورم سالانه ۱۵۳.۲۸ درصد است.
گرانی و تورمی که نابود کننده زندگی اکثریت فقیر مردم و پر کننده جیبهای گشاد غارتگران است. در این رابطه روزنامه حکومتی اقتصاد سرآمد ۲۹بهمن۹۹ نوشت: «بخشهای وسیعی از مردم بهشدت از تورم آسیب میبینند و در مقابل صاحبان و دارندگان اموال و کالاها از افزایش قیمتها و تورم سود کلانی عایدشان میشود».
وجه دیگری از دیوانه شدن اقتصاد ایران و فقر مردم ناشی از چپاول و غارت سردمداران حکومت و عوامل آنها و تشدید شکاف طبقاتی و فلاکت ناشی از آن است.
بر اساس گزارش دیوان محاسبات رژیم «ضریب جینی افزایش یافته و بین سالهای ۱۳۹۶ لغایت ۱۳۹۸ وضعیت توزیع درآمد در کشور بهمراتب بدتر شده است» (روزنامه حکومتی وطن امروز ۲۹بهمن۹۹).
بخش عمده دیگر مشکلات اقتصادی، فقر و فلاکت مردم ناشی از فساد نهادینه حکومتی است.
روزنامه آرمان ۲۹بهمن۹۹ با عنوان «رابطه فساد اقتصادی با شاخص فلاکت» نوشت: «در سال۹۶ شاخص فلاکت در جامعه ۱۹.۸ بود و در همان سال ایران در رتبه فساد اقتصادی ۱۳۰ در جهان بود. در سال۹۷ شاخص فلاکت طبق آمار رسمی۳۹درصد شد در حالیکه نرخ فساد اقتصادی به ۱۳۸ رسید. در سال بعد، شاخص فلاکت به ۴۵.۵ درصد رسید و رتبه ایران همچنان روبه وخامت بود و عدد ۱۴۶ را جلوی خود میدید. در سال۹۹ نیز شاخص فلاکت و باز هم بر اساس آمار رسمی، ۷۰ شد و رتبه فساد به ۱۴۹ در جهان رسید و این یعنی فاجعه!».
این وضعیت از فساد اقتصادی بیانگر این است که سردمداران نظام از یکطرف منابع و ثروتهای مردم را غارت میکنند و اقتصاد کشور را ویرانه و بهنوشته آن رسانه وابسته به باند روحانی (جهان صنعت) دیوانه، و از طرف دیگر با ترفندهای مختلف دست در جیب مردم کرده و آنها را بیش از پیش دچار فقر و تنگدستی کردهاند.
در چنین حالتی از فلاکت اقتصاد و معیشت مردم باز هم شاهد گرانی روزافزون قیمتها و پایین آمدن قدرت خرید مردم هستیم، طوری که طبقه متوسط هم دیگر قادر به تهیه حداقلهای زندگی نیستند و عملاً این طبقه به سمت طبقات پایین رانده شدهاند.
نویسنده حکومتی آرمان به صراحت علت این امور را چپاول سران حاکمیت و فرزندان آنها «آقازادهها» دانسته و مینویسد: «باید بهدنبال پولهای خارجشده از ایران که در کشورهای دیگر بهوسیله آقازادهها بذل و بخشش میشود، گشت. . … مهمترین آسیبی که وقوع اختلاس و انتشار آن در رسانهها ایجاد میکند، یک سونامی است که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را زیر سؤال میبرد».
چنین وضعیتی از نابودی اقتصاد و چپاول آن و شکاف طبقاتی بین اقلیت وابسته به حکومت و اکثریت۹۶ درصدی مردم است که باعث نگرانی مقالهنویس روزنامه حکومتی اقتصاد سرآمد شده که «این روند بهشدت جامعه را به سوی دوقطبی شدن هدایت میکند».
نگرانی او از دوقطبی شدن جامعه این است که اکثریت بهشدت فقیر مردم رودرروی نظام حاکم با اقلیت وابسته به آن قرار دارند و خواهان براندازی حاکمیت هستند. این نتیجهگیری مبتنی بر قیامها و حرکات اعتراضی مردم در سالهای اخیر بهویژه قیام آبان ۹۸ است، قیامی که آیینه تمام نمای خواست عمومی مردم ایران برای سرنگونی نظام بود.
قیامی که در آن رژیم و در رأس آن خامنهای و سپاه پاسداران بهعنوان اهرم اصلی سرکوب نوک تیز حمله مردم بودند.
جامعه جوشان و خروشانی که همچنان خود را در اعتراضات مستمر اقشار مختلف مردم نشان میدهد، اعتراضاتی که ادامه خواهد داشت تا روزی که مردم با قیام سراسری خود و با حمایت کانونهایشورشی و مقاومت سازمانیافته مردم ایران این رژیم سرکوبگر و غارتگر را سرنگون سازند.