تحولات ایران به کانون توجه وجدان جهانی بدل شده است. مجموعه سخنرانیها در کنفرانس «نقض حقوقبشر در ایران» که روز ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در پارلمان اروپا ایراد شد، تصویری چندلایه اما همراستا از این واقعیت انکارناپذیر را ترسیم میکنند که: تقابل میان سرکوب ساختاری و ارادهای اجتماعی میباشد. ارادهای که در پی آزادی، کرامت و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است.
این سخنان، با تنوع گرایش سخنرانان، در جوهر خود حامل پیامی مشترکاند: نقش تعیینکنندهی اتحادیه اروپا برای صلح و امنیت در منطقه و اقدام عملی برای توقف اعدامها در ایران. این پیام بر پیوند ناگسستنی میان وضعیت حقوقبشر در ایران و امنیت، ثبات و اعتبار ارزشهای دموکراتیک در سطح بینالمللی تأکید دارند.
در این سخنان، اعدامها ــ خاصه اعدامهای سیاسی ــ الگویی سیستماتیک از سرکوب معرفی میشوند؛ ابزاری برای خاموشکردن صدای اعتراض و مهار جامعهیی که در پی تغییر بنیادین است. فصل مشترک مضمون سخنرانی کنفرانس در پارلمان اروپا، تأکید مکرر بر این اصل است که «آیندهی ایران متعلق به مردم ایران است». این تأکیدهای پیاپی، نشاندهندهی عبور از رویکردهای مداخلهگرانه یا مماشاتجویانه و حرکت بهسوی بهرسمیت شناختن نقش تعیینکنندهی نیروهای اجتماعی و مقاومت سازمانیافته در درون کشور است. در این مضامین، تغییر نه محصول جنگ خارجی، بلکه برآمده از اراده و کنش جمعیِ مردم و مقاومتی دانسته میشود که بهایی مستمر و سنگین برای آزادی پرداختهاند.
سخنرانان همچنین بر مسئولیت اخلاقی و سیاسی جامعهی جهانی ــ بهویژه اتحادیه اروپا ــ انگشت میگذارند؛ مسئولیتی که دیگر نمیتواند در سکوت یا بیعملی، بهطور خاص دربارهی موج اعدامهای اخیر خلاصه شود. آنان هشدار میدهند که بیتفاوتی در برابر نقض فاحش حقوقبشر، نهتنها به تداوم سرکوب در ایران یاری میرساند، بلکه اعتبار ارزشهایی را که اروپا حامی و نگاهبان آنهاست، به چالش میکشد. از این منظر، دفاع از حقوق مردم ایران، صرفاً یک موضعگیری انسانی نیست، بلکه آزمونی برای پایبندی به اصولی است که نظم دموکراتیک جهانی بر آنها استوار است.
در کنار این رویکرد، بر نقش و ظرفیت مقاومت سازمانیافته بهعنوان نیرویی بالفعل برای رساندن ایران به جمهوری دموکراتیک تأکید میشود؛ نیرویی که بهباور مشترک سخنرانان، میتواند جایگزینی واقعی در برابر ساختار موجود فراهم آورد. در این رویکرد، مفهوم «رهایی از ترس» بهعنوان یکی از ارکان بنیادین آزادی، جایگاهی برجسته مییابد؛ گویی مسیر دموکراسی در ایران، پیش از هر چیز، از شکستن چرخهی هراس و سرکوب میگذرد.
این مجموعه سخنرانیها فراتر از یک موضعگیری سیاسی هستند. پیام و محتوای آنها دعوتی است به بازاندیشی رابطه میان قدرت، مسئولیت و ارزشها؛ دعوتی برای آنکه جهان، و بهویژه اروپا، جایگاه خود را نه در حاشیه، بلکه در متن این تحولات و در کنار مردمی تعریف کند که سالیان متمادی با پرداخت سنگینترین بهای روحی، جسمی، اقتصادی و زیستی آیندهای آزاد و دموکراتیک را آرزو و مطالبه میکنند.
چکیدهی ۵سخنرانی مهم در پارلمان اروپا در کنفرانس «نقض حقوقبشر در ایران» (۲ اردیبهشت ۱۴۰۵)
خاویر سارسالخوس: اعدامها بخشی از درگیریهای جاری نیستند، آنها الگویی از سرکوب توسط رژیم هستند. ما همیشه از یک ایدهی اساسی دفاع کردهایم: آیندهی ایران متعلق به مردم ایران است. امروز ما حمایت بیدریغ خود را از ایران دموکراتیک دوباره تأیید میکنیم. تعهد ما مشروط نیست، بلکه اصولی است. آنچه ما بهدنبال آن هستیم درگیری نیست، بلکه صلح است. ما باید دربارهی اعدامهای انجام شده توسط رژیم، روشن و قاطع باشیم. شجاعت آنها به ما یادآوری میکند که چه چیزی در خطر است. جامعهی بینالمللی و اتحادیه اروپا نمیتوانند در مواجهه با چنین نقضهای شدید و بزرگ کرامت انسانی بیتفاوت بمانند.
پتراس آستراویچیوس: مسأله ایران از طریق جنگ خارجی یا سیاست مماشات حل نخواهد شد، تغییر واقعی تنها از طریق مردم ایران و مقاومت سازمانیافته محقق میشود، ما باید از نیروهای تغییر در ایران حمایت کنیم و آنها را بهرسمیت بشناسیم. صلح و امنیت، چه در خاورمیانه و چه در اروپا و فراتر از آن، و حتی اقتصاد جهانی، به آنچه اکنون در ایران میگذرد گره خورده است. این رژیمی است که به هیچ معاهده، تعهد و یا قوانین بینالمللی پایبند نیست. در بازه زمانی یک ماه، این رژیم ۱۵زندانی سیاسی را اعدام کرد. ۸نفر از آنان اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند و ۷نفر دیگر، معترضان جوانی بودند که نقش مهمی در قیام ژانویه گذشته ایفا کردند. من از مدتها پیش به این باور رسیدهام که تغییر واقعی تنها از طریق مردم ایران، اقدامات آنها، مقاومتشان و مقاومت سازمانیافته محقق میشود.
فرانسیشکو آسیش: سازمان مجاهدین به این دلیل هدف اصلی رژیم است که محتملترین جایگزین با بیشترین شانس برای سرنگونی ملایان و دستیابی به تغییری واقعی است. اتحادیه اروپا باید بر حق مردم ایران و کانونهای شورشی برای دفاع از خود در برابر سرکوب سیستماتیک نیروهای امنیتی رژیم تأکید کند. ما نسبت به سکوت جامعه جهانی و بهویژه سکوت اتحادیه اروپا در قبال این اعدامهای اخیر نگران هستیم. رژیم بر اساس تجربه میداند که همافزایی میان اعتراضات تودهای، واحدهای مقاومت و رزمندگان سازمان مجاهدین خلق، تهدیدی موجودیتی و سهمگین برای بقای آن است. حملات هوایی نمیتوانند رژیم را سرنگون کنند، اما مقاومت ایران میتواند.
آنتونیو لوپز استوریس وایت: وقایع تراژیک دهههاست جریان دارند، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری در ماههای اخیر شاهد آن بودهایم؛ کشتار و شکنجهی شهروندان که تنها خواستهی آنها همان چیزی است که ما اینجا از آن بهرهمندیم: صلح، دموکراسی و آزادی. این رژیم خطری بزرگ برای خاورمیانه و اروپاست و ما نیازمند پیامی روشن و قاطع از سوی اروپا هستیم. اکنون زمان آن فرا رسیده است که مردم ایران سخن بگویند. این رژیم باید بداند که هر بار آنها را شکنجه میکند یا میکشد، هزاران نفر دیگر برای محکوم کردن این کشتارها برخواهند خاست. دولتها سالیان متمادی در محکوم کردن رژیم کوتاهی کردند و حتی با آنها معامله کردند. اکنون زمان آن است که جوامع اروپایی بهروشنی درک کنند چه چیزی در خطر است. آنچه در اینجا در خطر است، جان جمعیتی بیگناه است که تنها خواسته آنها این است که مثل ما زندگی کنند.
لئولوکا اورلاندو: خانم رجوی! مایلم همبستگی خود را با تعهد شما برای دستیابی به ایرانی دموکراتیک ابراز نمایم. همچنین مراتب تحسین خود را نسبت به تجربهی شما در زمینهی «رهایی از ترس» اعلام میدارم؛ چرا که شما خود الگوی رهایی از ترس هستید؛ رهایی از ترسی که امروز در کالبد مقاومت ایران جاری است. مایلم یادآوری کنم که رهایی از ترس، یکی از ۴آزادی بنیادین تشکیلدهنده سازمان ملل متحد است. مردم ایران حق دارند در مسیر دموکراتیک ایرانی گام بردارند تا آزاد باشند و ایران را از چنگال ترس و دیکتاتوری دینی ملایان رها سازند. آیندهی ایران تنها به مردم ایران تعلق دارد. آینده اتحادیه اروپا نیز در گرو اعتبار آن در احترام به حاکمیت قانون، آزادی و دموکراسی است. مقاومت ایران حق دارد که پاسخی روشن و قاطع از سوی اتحادیه اروپا مطالبه کند.