در حالی که ماشین سرکوب و اعدام در ایران با ثبت رکورد بیش از ۲۲۰۰ اعدام در سال ۲۰۲۵، سعی در خاموش کردن شعلههای اعتراضات دارد، صدور بیانیه مشترک ۱۱۴برنده جایزه نوبل، توازن قوای اخلاقی و سیاسی را به سود مردم ایران تغییر داده است. اما چرا این بیانیه در مقطع کنونی مهم محسوب میشود؟ حضور چهرههای شاخصی از حوزههای اقتصاد، فیزیک، صلح و ادبیات چه پیامی برای «جهان آزاد» دارد؟ و چگونه این نخبگان تراز اول، مرز میان دیکتاتوری مذهبی و سلطنتی را ترسیم کرده و بر ضرورت استقرار یک جمهوری دموکراتیک پای فشردند؟
تجمیع سرمایه اخلاقی و علمی علیه فاشیسم دینی
بیانیه ۱۱۴برنده نوبل، تجمیع بیسابقه «وجدان علمی و اخلاقی» بشریت علیه رژیمی است که بقای خود را در نفی حیات جستوجو میکند. حضور شخصیتهایی که هر یک در حوزه تخصصی خود مرزهای دانش و صلح را جابهجا کردهاند، به این بیانیه وجاهتی بخشیده که نادیده گرفتن آن برای هیچ دولتی در غرب ممکن نیست.
در صدر این لیست، نامهایی همچون خوزه راموس هورتا (رئیسجمهور تیمور شرقی و برنده صلح ۱۹۹۶)، لخ والسا(رهبر جنبش همبستگی و رئیسجمهور پیشین لهستان) و اسکار آریاس(رئیسجمهور سابق کاستاریکا) به چشم میخورد. حضور این دولتمردان برنده نوبل، نشاندهنده آن است که مقاومت مردم ایران از منظر کسانی که خود تجربه گذار از دیکتاتوری به دموکراسی را داشتهاند، کاملاً موجه و الهامبخش است.
نفی استبداد در تمام اشکال؛ تأکید بر نه شاه و نه شیخ
یکی از درخشانترین فرازهای این بیانیه، مرزبندی صریح برندگان نوبل با هر گونه بازگشت به گذشته یا باز تولید استبداد است. امضاکنندگان با درک دقیق از شعارهای کف خیابانهای ایران، تأکید کردهاند که معترضان «هر گونه دیکتاتوری، چه سلطنتی و چه مذهبی را رد کرده» و خواستار یک جمهوری دموکراتیک، کثرتگرا و عاری از فساد هستند.
در این میان، حضور نخبگان فکری معاصر همچون پروفسور دارون عجماوغلو (برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴) که آثارش در زمینه تبیین ریشههای فقر و ثبات دموکراسی مرجع جهانی است، بر غنای تحلیلی این بیانیه میافزاید. حمایت او و سایر اقتصاددانان برجسته نظیر الیور هارت و اریک مسکین، بیانگر این حقیقت است که از لحاظ علمی، توسعه و عدالت در ایران تنها از مسیر فروپاشی ساختار کنونی و استقرار حاکمیت ملی میگذرد.
فراخوان به جهان آزاد: از مماشات تا حمایت قاطع
برندگان نوبل با اشاره به اعدام بیش از ۲۲۰۰تن در سال گذشته، هشدار دادهاند که رژیم ایران برای بقای خود دست به «جنایت علیه بشریت» زده است. آنها از رهبران کشورهای متمدن خواستهاند که از «سیاست تماشاچی بودن» دست برداشته و از قیام مردم ایران برای تغییر، بهطور «قوی و تزلزلناپذیر» حمایت کنند.
اهمیت علمی این بیانیه با حضور دانشمندانی چون پروفسور جان متر(بانی تلسکوپ جیمز وب و محقق ارشد ناسا) و جفری هینتون (پدر هوش مصنوعی و برنده نوبل فیزیک ۲۰۲۴) دوچندان میشود. وقتی دانشمندانی که نگاهشان به اعماق کیهان و آینده تکنولوژی است، بر ضرورت حمایت از «جوانان شورشگر» در ایران تأکید میکنند، بهمعنای آن است که قیام ایران بخشی از حرکت تکاملی بشریت برای نیل به آزادی است.
پیوند هنر، ادبیات و علم در ستایش مقاومت
حضور نویسندگان بزرگی چون اورهان پاموک، پاتریک مودیانو، هرتا مولر، کازوئو ایشیگورو و آنی ارنو در این بیانیه، نشاندهنده روح انسانی و فرهنگی این همبستگی است. این ادیبان که عمری را صرف روایت رنج و آزادی کردهاند، اکنون قلم خود را بهکار گرفتهاند تا شهادت دهند که مردم ایران «شایسته حمایت جهانی» هستند.
این بیانیه ثابت کرد که فداکاریهای مردم ایران در خیابانها، از چشم بیدارترین مغزهای جهان دور نمانده است. پیوستن ایران به «جامعه ملتهای دموکراتیک»، آرزویی است که اکنون ۱۱۴تن از نخبگان معتبر، نام، امضا و اعتبار خود برای تحقق آن هزینه کردهاند.
رسمیت یافتن بینالمللی ضرورت سرنگونی
بیانیه تاریخی ۱۱۴برنده نوبل، «مشروعیت جهانی» رژیم آخوندی را به صفر رسانده و در مقابل، به قیام مردم ایران اعتبار بینالمللی بخشیده است. این بیانیه پیامی صریح به جامعه جهانی است: ایران فردا، نه در راهروهای دیپلماسی مماشات، بلکه در خیابانهای شورشی و با تکیه بر آلترناتیو دموکراتیک شکل خواهد گرفت. همانگونه که این نخبگان تأکید کردند، جهان آزاد باید میان یک رژیم اعدام و یک ملت بهپاخاسته، دومی را برگزیند تا صلح و پیشرفت به خاورمیانه بازگردد.