728 x 90

پیام بیانیه‌ٔ ۳۰۶ انجمن ایرانی: نفی قاطع بازگشت به استبداد سلطنتی

پیام بیانیه‌ٔ ۳۰۶ انجمن ایرانی: نفی قاطع بازگشت به استبداد سلطنتی
پیام بیانیه‌ٔ ۳۰۶ انجمن ایرانی: نفی قاطع بازگشت به استبداد سلطنتی

بیانیه پرطنین ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی از ۱۹ کشور جهان در محکومیت نامزدی بچه‌ٔ شاه برای دریافت «جایزه آزادی ۲۰۲۶»، صدای اصیل مقاومتی تاریخی و بازتاب‌دهنده خواست قطعی ایران‌زمین است؛ کشوری که دهه‌ها در نبرد علیه ۲ نماد استبداد - «فاشیسم سلطنتی» و «فاشیسم دینی» - متحمل رنج و شکنج فراوان شده است. این موضع‌گیری هشداری است سیاسی و حقوقی به محافل غربی تا جایگاه مقاومت مردم ایران برای دستیابی به آزادی واقعی را با ترفندهای ارتجاعی و آلترناتیوهای فرمایشی مصادره نکنند.

 

هم‌سرشتی فاشیسم سلطنتی و استبداد مذهبی

نگاهی حتی کلی به تاریخ معاصر ایران این واقعیت را روشن می‌سازد که دیکتاتوری سلطنتی با نظام تک‌حزبی «رستاخیز» و سازمان سرکوب «ساواک»، ریشه و بستر اصلی ظهور حاکمیت ولایت فقیه بوده است. این دیکتاتوری نیروهای انقلابی، ترقی‌خواه و دموکرات را در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی سرکوب کرد و با زندانی کردن و اعدام پیشتازان آزادی و بستن تمامی منافذ دموکراتیک، جامعهٔ ایران را در آستانه انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ از رهبری اصیل و ساختارمند سیاسی محروم نمود. این اقدام رذیلانه، زمینه را برای موج‌سواری و سرقت انقلاب توسط جریان ارتجاعی خمینی مهیا ساخت.

بازتولید یا مشروعیت‌بخشی به میراث دیکتاتوری پیشین، در تقابل بنیادین با منطق رهایی ملی قرار دارد. رژیم پهلوی نیز حاکمیتی وابسته، بدون مشروعیت دموکراتیک و مبتنی بر نقض خشن حقوق‌بشر و سرکوب شدید اقلیت‌های قومی و نیروهای ملی بود. مرزبندی اصولی مقاومت ایران - بر مبنای اصل «نه شاه، نه شیخ» - دقیقاً بر این واقعیت تاریخی استوار است که بازگشت به گذشته، حرکتی واپسگرایانه و خیانت به خون شهیدان راه استقلال و آزادی است.

 

تطهیر جنایت به‌جای پاسخگویی

بخش کلیدی بیانیه جوامع ایرانیان، انگشت روی موضوعی حیاتی می‌گذارد: وارث تاج و تخت نه‌تنها از سابقه شکنجه‌ها، کشتارها و سرکوب‌های رژیم پدرش اعلام برائت نکرده، بلکه در موقعیت‌های مختلف آن دوران تاریک را توجیه نموده و به سوابق خانواده‌اش مباهات می‌کند.

برای نسل‌های مبارز و خانواده‌های شهیدان و قربانیان، جنایات ساواک خاطره‌ای بایگانی‌شده در تاریخ نیست؛ این جنایات واقعیتی عینی است که آثار آن بر تن و روان زندانیان سیاسی باقی مانده است. نادیده گرفتن این فجایع، پایمال کردن مستقیم حقوق قربانیان جنایت علیه بشریت به‌شمار می‌رود.

رفتار جریان‌های حامی این تفکر در خارج از کشور - از ارعاب و تهدید گرفته تا ضرب‌وشتم منتقدان - مبین آن است که منطق چماقداری و سرکوب دگراندیشان بخشی از ماهیت ساختاری این نگرش است.

 

توهین به مفاهیم آزادی و دموکراسی پارلمانی

بر اساس مفاد این بیانیه، اهدای جایزه‌ای تحت عنوان «آزادی برای مردم ایران» به فردی که دیکتاتوری سرنگون‌شده را نمایندگی می‌کند، نقض مستقیم فلسفه آزادی است؛ به‌ویژه زمانی که این اقدام در مکانی چون «کلیسای سنت پل» - خاستگاه تاریخی پارلمانتاریسم و حاکمیت قانون در آلمان - صورت گیرد. چنان‌که شخصیت‌های برجسته و نمایندگان پارلمان آلمان نیز در نامه‌ٔ اول اکتبر خود تأکید کردند، این تصمیم با بنیادی‌ترین ارزش‌های دموکراتیک جهان آزاد، ناسازگار بوده و پیامدهای آن را نمی‌توان از تاریخ سیاه استبداد پهلوی جدا ساخت. این هشدار وجدان‌های بیدار، تاییدی است بر این‌که غرب نباید هزینه مماشات سیاسی را با توهین به آرمان آزادی‌خواهی مردم ایران پرداخت کند.

 

جمهوری دموکراتیک و کثرت‌گرا

انقلاب مردم ایران به گذشته بازنمی‌گردد؛ حرکت مردم ایران به سمت افقی نوین است که در آرمان‌های مقاومت سامان‌یافته و پلتفرم‌های روشن تجلی یافته است؛ شامل:

- نفی هر گونه حق موروثی و امتیاز بخشی فردی، خاندانی و طبقاتی در ساختار قدرت

- برچیدن کامل قوانین تبعیض‌آمیز و استقرار برابری کامل شهروندان در برابر قانون، مستقل از مذهب و عقیده

- برابری کامل حقوق زنان در رهبری و قضاوت، و تأمین خودمختاری ملیت‌های ستم‌دیده در چارچوب یکپارچگی ایران.

پاسخ شایسته و درخور ۳۰۶ انجمن ایرانی، مرز سرخ آزادی‌خواهی واقعی را ترسیم کرد: استبداد شاه و شیخ دو روی یک سکه‌اند و مردم ایران در خیزش‌ها و پایداری‌های هر روزه خود ثابت کرده‌اند که رهایی تنها با سرنگونی استبداد مذهبی حاکم و استقرار یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر رأی صندوق‌های آزاد محقق خواهد شد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/97b54bb5-db7b-4f0b-8927-2903264e79c6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات