728 x 90

از وهم مداخله تا اصالت مقاومت؛ کالبدشکافی مسئولیت ملی در گذار از فاشیسم دینی

از وهم مداخله تا اصالت مقاومت
از وهم مداخله تا اصالت مقاومت

در فرجام انقلاب‌ها، لحظاتی سرنوشت‌ساز پیش می‌آید که در آن مردم یک سرزمین میان دو گزینه قرار می‌گیرند: انتظار برای نجات از بیرون یا زایش قدرت از درون. تجربه‌ٔ تاریخی و تحولات خونین دهه‌های اخیر در خاورمیانه به ما می‌آموزد که آزادی کالایی وارداتی نیست و هر گونه گشودگی به سمت دخالت‌های نظامی خارجی، نه تنها به دموکراسی ختم نمی‌شود، بلکه تنها به ویرانی زیرساخت‌ها و تعویق بلوغ سیاسی جامعه می‌انجامد. امروز، بیش از هر زمان دیگری، این حقیقت عیان گشته است که «جنگ خارجی» نه یک راه‌حل، بلکه یک بن‌بست راهبردی است.

 

ابطال پارادایم مداخله و اعتبار مقاومت سازمان‌یافته

کسانی که در سال‌های گذشته، پروژه‌ٔ تغییر را به اراده‌ٔ پایتخت‌های جهانی گره زده بودند، اکنون در برابر واقعیت سخت میدان، اعتبار سیاسی خود را از دست داده‌اند. آنها که به امید «مداخله‌ٔ بشردوستانه» یا تهاجم نظامی، انفعال را برگزیده بودند، از درک این نکته عاجز بودند که رهایی باید به دست سوژه‌ٔ ملی رقم بخورد.

راه‌حل واقعی و ماندگار، در «مقاومت سازمان‌یافته» و قیام آگاهانه‌ٔ مردمی نهفته است. سرنگونی رژیم، یک مسئولیت انحصاری و غیرقابل‌تفویض بر عهده‌ٔ مردم ایران است. اصالت یک انقلاب در آن است که از بطن رنج و آگاهی توده‌ها برخیزد؛ چرا که تنها نظمی که به دست مردم بنا شود، توسط همان مردم صیانت خواهد شد. آلترناتیو واقعی، از دل شبکه‌های مقاومت و کانون‌های شورشی در کف خیابان می‌روید، نه در سایه‌ٔ بمب‌افکن‌های بیگانه.

 

اقتصاد غارت و گلوله؛ نفت به مثابه‌ٔ ابزار سرکوب

اکنون این سؤال پیش می‌آید: پس جهان آزاد و دیگر کشورها چه نقشی می‌توانند در فرایند آزادی ایران انجام دهند. همان‌طور که مقاومت ایران بارها تأکید کرده است. آنها کافی است مقاومت سازمان‌یافته را به‌رسمیت شناخته، سفارت‌ها و نمایندگی‌های این رژیم را تعطیل نموده و دست از امدارسانی به آن بردارند.

ساحت روابط بین‌الملل، تجارت با یک نظام تمامیت‌خواه هرگز یک فعالیت خنثی اقتصادی نیست. هر بشکه نفتی که از سوی ملاها به فروش می‌رسد، در چرخه‌ٔ بازتولید قدرت، به‌طور مستقیم ابزار انهدام جامعه می‌شود. ارز حاصل از فروش منابع ملی، به جای رفاه و توسعه، به گلوله‌ای تبدیل می‌شود که سینه و چشمان جوانانی را نشانه می‌رود که در خیابان‌ها ابتدایی‌ترین حقوق دموکراتیک خویش را فریاد می‌زنند.

تداوم فروش نفت، به‌معنای سوخت‌رسانی به ماشین کشتار است. جهان باید درک کند که هر گونه مراوده‌ٔ مالی با این ساختار، مشارکت غیرمستقیم در سرکوب ملتی است که برای آزادی می‌جنگد. بستن شریان‌های مالی استبداد، نه یک تحریم علیه مردم، بلکه تلاشی برای خلع‌سلاح دژخیمانی است که زیست‌جهان ایرانیان را به گروگان گرفته‌اند.

 

سپاه پاسداران؛ ارتش خصوصی سرکوب

اقدام دیگر قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی است. سپاه پاسداران، نه یک نیروی نظامی ملی، بلکه ستون‌ فقرات فاشیسم مذهبی و ابزار اصلی اعمال وحشت است. امروزه که این نهاد، لوله‌ٔ تفنگ خود را به سوی قلب جوانان در خیابان‌ها گرفته است، هر گونه تأخیر در شناسایی ماهیت تروریستی آن از سوی اتحادیه اروپا، به‌معنای پشت کردن به ارزش‌های حقوق‌بشری است.

قرار دادن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی، یک ضرورت فوری برای محدود کردن توان عملیاتی این نهاد در سطح بین‌المللی و به‌رسمیت شناختن ماهیت سرکوبگر آن در داخل است. اروپا نباید اجازه دهد که ملاحظات کوتاه‌مدت دیپلماتیک، مانع از حمایت قاطع از ملتی شود که در برابر یکی از مخوف‌ترین دستگاه‌های پلیسی-نظامی تاریخ قد برافراشته است.

 

پیش به سوی حاکمیت ملی

تغییر در ایران، فرآیندی است که موتور محرکه‌ٔ آن در داخل مرزها و توسط اراده‌ٔ پولادین مقاومت سازمان‌یافته می‌چرخد. ما نیازمند جهانی هستیم که «حق دفاع مشروع» مردم ایران را به‌رسمیت بشناسد و با قطع دسترسی نظام به منابع ثروت و انزوای بین‌المللی بازوهای سرکوب آن، راه را برای پیروزی نهایی خلق هموار کند. آزادی، پاداش شجاعت ملتی است که مسئولیت سرنوشت خویش را برعهده گرفته و با نفی هر گونه استبداد و وابستگی، به سوی حاکمیت مردم گام برمی‌دارد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/9987eebd-c356-4b8b-b476-109a992c8096"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات