728 x 90

حماسه ۱۹ بهمن ۶۰؛ بازخوانی یک بن‌بست‌شکنی تاریخی در مسیر آزادی ایران

حماسه ۱۹بهمن ۱۳۶۰
حماسه ۱۹بهمن ۱۳۶۰

«نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می‌شود»

(فروغ فرخزاد)

 

در تقویم خون‌بار تاریخ معاصر ایران، برخی روزها نه فقط برای یادآوری بلکه برای فهم آثار و جایگاه تاریخی آنها قابل تأمل‌اند. ۱۹بهمن ۱۳۶۰، فراتر از یک درگیری نظامی در کوچه‌های زعفرانیه تهران، نقطه عزیمت فکری و استراتژیک نسلی است که میان تسلیم در برابر تمامیت‌خواهی مذهبی و فداکاری مطلق، دومی را برگزید. حماسه‌ٔ «اشرف و موسی»، در واقع بازنمایی اراده‌ای بود که نشان داد در برابر هیمنه‌ٔ استبداد، حتی وقتی همه راه‌ها به بن‌بست می‌رسد، «فدا» خود به‌مثابه یک مسیر و یک استراتژی پیروز عمل می‌کند.

 

پارادایم فدا در بزنگاه انتخاب

برای درک چرایی نامگذاری ۱۹بهمن به‌عنوان «عاشورای مجاهدین»، باید به اتمسفر سال ۱۳۶۰ بازگشت. زمانی که خمینی با بستن تمامی روزنه‌های فعالیت سیاسی و مدنی، سازمان مجاهدین را بر سر یک دوراهی بنیادین قرار داد: استحاله در قدرت و ننگ تسلیم، یا وفاداری به عهد آزادی و پذیرش سهمگین‌ترین هزینه‌ها. این انتخاب، در شباهت ساختاری، واقعه کربلا را تداعی می‌کرد؛ جایی که حسین‌بن‌علی در برابر یزید، نه برای یک پیروزی نظامی کوتاه‌مدت، بلکه برای حفظ حقیقت «انسان آگاه و آزاد» به قربانگاه رفت.

مسعود رجوی این انتخاب را نه یک میل به خشونت، بلکه ضرورتی برای بقای شرف ملی توصیف می‌کند. او تأکید دارد که وقتی استبداد تمامی مجاری تنفس جامعه را می‌بندد، «ایستادگی» تنها راه حفظ اصالت هویت است. حماسه ۱۹بهمن، تجسم عینی این تئوری بود؛ آنجا که سردار موسی خیابانی و سمبل زن انقلابی مجاهد خلق، اشرف رجوی، به‌عنوان عالی‌ترین سطوح رهبری مجاهدین، با خون خود امضا کردند که این جنبش تا آخرین قطره خون به آرمان آزادی وفادار می‌ماند.

 

۱۹بهمن؛ تولد یک استراتژی ماندگار

اگر به ۱۹بهمن فقط به‌عنوان یک واقعه تاریخی بنگریم، دچار تقلیل‌گرایی شده‌ایم. حقیقت این است که آن روز، یک «استراتژی» متولد شد: استراتژی «برشوریدن بر ظلم مسلط، بی‌توجه به نابرابری قوا». در آن صبح برفی، مجاهدین ثابت کردند که راز بقای یک جنبش انقلابی نه در امکانات لجستیکی، بلکه در «صدق و فدا» نهفته است.

این همان «ذبح عظیمی» است که مسعود رجوی در تحلیل‌های خود به آن اشاره می‌کند؛ بذری که در خاک ریخته شد تا هزاران خوشه برویاند. از همین روست که مریم رجوی، راز تکامل فردی و اجتماعی انسان را در این نوع از فداکاری جستجو می‌کند. او بر این باور است که اگر آن نسل از همه چیز خود نمی‌گذشت، امروز هیچ اثری از مقاومت سازمان‌یافته در برابر هیولای استبداد دینی باقی نمی‌ماند. این خون‌ها، تضمین‌کننده بالندگی و «سرموضع» ماندن نسلی شد که هرگز در برابر جلاد زانو نزد.

 

از ارغوان‌های دهه‌ٔ ۶۰ تا قیام ۱۴۰۴

امروز، در آستانه تحولات بزرگ ملی، شاهد بازتولید آن حماسه در رگ‌های جامعه هستیم. فداکاری و پاکبازی بی‌نظیری که در «کانون‌های شورشی» و «جوانان قیام‌آفرین» در جریان قیام ۱۴۰۴ مشاهده می‌شود، به هیچ‌وجه پدیده‌یی گسسته از تاریخ نیست. این نسل، وارثان منطقی همان استراتژی ۱۹بهمن هستند.

جوانانی که امروز در کف خیابان‌های ایران با دست خالی اما با اراده‌ای پولادین در برابر ماشین سرکوب می‌ایستند، در واقع امتداد همان فریاد موسی خیابانی و همان صلابت اشرف رجوی هستند. پیوند ارگانیک میان «اشرف» سال ۶۰ و «هزار اشرف» سال ۱۴۰۴، در یک حقیقت ساده نهفته است: آزادی رایگان به دست نمی‌آید.

کانون‌های شورشی با الگوبرداری از «فدای حداکثر»، بن‌بست‌های کاذبی را که استبداد برای ناامید کردن مردم ساخته، درهم‌می‌شکنند. قیام ۱۴۰۴ نشان داد که آن خون‌های ریخته شده بر برف‌های بهمن ۶۰، هرگز منجمد نشدند، بلکه به گدازه‌هایی تبدیل گشتند که امروز زیر پای دیکتاتور را داغ کرده‌اند.

 

قطب‌نمایی برای آینده

حماسه ۱۹بهمن ۶۰، یادواره‌ای برای گذشته نیست؛ قطب‌نمایی برای آینده است. اسامی قهرمانانی چون آذر رضایی، محمد مقدم، مهشید فرزانه‌سا و دیگر یاران پاکباز، امروز نه در اوراق تاریخ، بلکه در شعارهای شبانه و عملیات‌های کانون‌های شورشی زنده است. این استراتژی «پایداری به هر قیمت»، همان رمزی است که پیروزی نهایی را محقق خواهد کرد. ۱۹بهمن به ما آموخت که وقتی پیشتازان یک خلق، صادقانه از عزیزترین دارایی خود یعنی جان‌شان می‌گذرند، آن خلق هرگز شکست نخواهد خورد. این مسیر، از خون موسی و اشرف آغاز شد و اینک -با شهاب‌باران کردن آسمان ظلمانی مهین- تا طلوع صبح آزادی ادامه خواهد یافت.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/9ee5c0b6-439a-4238-a4e5-9a0be240627d"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات