پس از پایان نمایشهای حکومتی «جنازهگردانی» خامنهای و حتی در اثنای آن، بحرانهای درونی رژیم بار دیگر سر باز کرده است. اینبار، محور اصلی این منازعات درونحاکمیتی بر سر سرنوشت «تفاهمنامه» و چگونگی مواجهه با شرایط جدید است.
تقابل داخلی و قفلشدگی دیپلماتیک
جریانی از حاکمیت، با تکیه بر مواضع اخیر واشنگتن، به سختی به دولت و ریاست مجلس تاخته و خواهان پایان رسمی هر گونه روند دیپلماتیک است. آخوند حمید رسایی، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، با حمله مستقیم به سران دو قوه، در کانال تلگرامی خود نوشت:
«آقای قالیباف! شما که به این تفاهمنامه افتخار میکردید، چه میکنید؟ چرا همچنان اصرار دارید این امضای نحس را پایدار بدانید؟ « (تلگرام حمید رسایی، ۱۷ تیر ۱۴۰۵)
در همین راستا، پاسدار سعید قاسمی، از عناصر چماقدار و سرکردگان سپاه پاسداران، با تحقیر کامل روند دیپلماتیک اعلام کرد:
«تفاهمنامهٔ کذایی، علیالاصول از همان روز اول هم تکهپارهای بیارزش و زباله بود؛ هر کس به امضای آن دل خوش کرده بود قطعاً دچار بلاهتی تمامناشدنی است. شیپور جنگ را با تمام توان بنوازید تا در این معرکهٔ نهایی، مرد از نامرد رسوا و مشخص شود» (سایت فرارو، ۱۷ تیر ۱۴۰۵).
اعلام رسمی مرگ تفاهمنامه
رسانههای وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی رژیم نیز همگام با این موج، تلاش میکنند تا شیفت راهبردی رژیم از میز مذاکره به «میدان» را تئوریزه کنند.
«این تفاهمنامه بهرغم تلاش مسئولان، از همان ابتدا با خلف وعده آمریکاییها مرده بهدنیا آمد و شب گذشته فقط اعلام مرگ آن اتفاق افتاد (تسنیم، ۱۷ تیر ۱۴۰۵)
همزمان، روزنامه کیهان که بهعنوان ارگان رسمی بیت خامنهای شناخته میشود، خواستار خروج کامل از فاز سیاسی شد و نوشت:
«دستگاه دیپلماسی باید رسماً پایان تفاهمنامه را اعلام کند تا میدان، تکلیف ترامپ را یکبار برای همیشه روشن کند» (روزنامه کیهان، ۱۸ تیر ۱۴۰۵)
تهدیدهای تروریستی و باجخواهی منطقهای
سردرگمی و وحشت رژیم از انزوای بیشتر، خود را در قالب تهدیدهای عریان تروریستی نشان میدهد. بازوهای تبلیغاتی رژیم به شکل بیسابقهای بر تبلور خشونت اصرار دارند. برای نمونه، مجری شبکه سه تلویزیون حکومتی با اشاره به سفر ترامپ به کشور همسایه اظهار داشت:
«حالا ترامپ نزدیکی مرزهای ماست، در تیررس ماست، در ترکیه است ما تا خون مثل ترامپ رو روی زمین نریزیم دست از هیچ مقاومت و ایستادگی برنمیداریم» (تلگرام چند ثانیه، ۱۷ تیر ۱۴۰۵).
این تهدیدات فقط به مقامات غربی محدود نمیشود، بلکه کشورهای منطقه نیز در صورت همراهی با تحریمها و سیاستهای انقباضی علیه تهران، هدف صریح این باجخواهی قرار گرفتهاند. ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت مجلس رژیم، در شبکه اجتماعی ایکس تهدید کرد:
«کشورهای حوزه خلیجفارس که در درگیری ایران و رژیم آمریکا در کنار ترامپ ایستادهاند مراقب چاههای نفت و گازشان باشند. در دفاع از امنیت ملت بزرگ ایران خط قرمزی نداریم» (ایکس خبرگزاری فارس، ۱۷ تیر ۱۴۰۵).
اهرم هستهای؛ آخرین قمار رژیم درمانده
در بنبست کامل برآمده از شکست تفاهمنامه، حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای در کیهان، از آمادگی فنی رژیم برای ساخت سلاح کشتارجمعی پرده برداشت و گفت:
«جمهوری اسلامی از دانش و توان فنی ساخت سلاح هستهای برخوردار است و فاصله ایران با تولید آن، تکنولوژیک نیست بلکه ارادی است» (روزنامه کیهان، ۱۸ تیر ۱۴۰۵).
این موضعگیری بلافاصله توسط مهرههای مجلس نیز تکرار شد تا بهعنوان یک ضربالاجل به غرب و آژانس بینالمللی انرژی اتمی عرضه شود. ابراهیم رضایی در این خصوص تصریح کرد:
«حمله مجدد آمریکا با تغییر دکترین هستهای پاسخ داده میشود. در رویارویی آینده، گزینههایی مانند خروج از ان.پی.تی، تغییر دکترین هستهای و بستن تنگه بابالمندب در کنار تنگه هرمز قابل بررسی خواهد بود» (ایکس خبرگزاری فارس، ۱۷ تیر ۱۴۰۵).
چنددستگی در رأس قدرت
تحلیل فاکتهای فوق نشان میدهد که نظام حاکم بر ایران پس از فروپاشی تفاهمنامه، دچار یک بحران عمیق ساختاری و چنددستگی در رأس قدرت شده است. اصرار فزاینده بر تهدیدات موشکی، بستن بینالمللی، ترور مقامات خارجی و در نهایت، مانور بر سر ساخت سلاح هستهای، همگی بیانگر یک استراتژی انتحاری برای فرار از بحرانهای خفهکننده داخلی و بینالمللی است. رژیم در لبه پرتگاهی قرار گرفته که در آن، هر گونه عقبنشینی بهمعنای فروپاشی هژمونی داخلی و هر گونه پیشروی نظامی بهمعنای ورود به یک جنگ ویرانگر خواهد بود.