طی یک دههی گذشته، موضوع «بنزین» در ایران همواره پدیدهای آتشزنه بر دامن سیاست بوده است. شاید هیچموقع را در گذشته سراغ نداشته باشیم که سیاست یک دولت با قیمت بنزین، دچار تلاطم شود و چراغ هشداریِ خروش جامعه، در اتاق فکر حاکمیت بهصدا درآید. وضعیت اقتصادی و معیشت همواره از اصلیترین ناترازیها میان جامعه و حاکمیت آخوندها بوده است. در واقع ناترازی مادر یا بنیادین، همین است.
یکی از تحولات قابل توجه طی سه چهار روز گذشته، آزمایش پاورچینپاورچین دولت برای گران کردن بنزین بود. نخست قیمت ۷۸ هزار و ۲۰۰ تومان اعلام شد. سپس این قیمت را در شهر کرمان اجرایی کردند. چند ساعتی نگذشت که استاندار کرمان، فروش بنزین با این قیمت را متوقف کرد. البته با اعلام قیمت جدید بنزین، برخی کارشناسان و کارگزاران نظام هشدار پشت هشدار دادند که مضمون همهشان، یادآوری قیام آتشین آبان ۱۳۹۸ بود.
انجام روند اعلام و آزمایش و توقف، نشان از یک سیاست دارد که میخواهد واکنش جامعه را بسنجد. این روند، بیان سیاست «از مرگ به تب راضی کردن» مردم است؛ قیمت بالا را اعلام میکند، واکنش تند را دریافت میکند، قیمت را پایین میآورد، ولی درصدی گرانی را نسبت به قیمت قبلی اعمال میکند.
در شرح همین سیاست، سایت «خودرو بانک» در یادداشت روز ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، از قول مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، نوشته است: «اعدادی نظیر ۸۸ هزار تومان در واقع یک تکنیک روانشناختی کلاسیک برای لنگر انداختن ذهن جامعه روی یک عدد بسیار بزرگ و ترسناک است تا درنهایت، اجرای طرحهایی با ارقام پایینتر، برای مردم بهعنوان یک گزینه معقول و قابل هضمتر بهنظر برسد. هدف نهایی، آمادهسازی بستر روانی جامعه برای پذیرش بنزین با نرخ ۲۳ هزار تومان است.»
همانطور که اشاره شد، «ناترازی» اصلی میان دولت و جامعه، عاملی است که همواره نفیر خروش و قیام را زیر گوش اتاق فکر نظام بهصدا درمیآورد. حاکمیت میداند که ۲۴ ساعته گرفتار کمین یک جامعهی مترصد انفجار است. مسألهی بنزین هم بهطور مضاعف آتشزنهی این انفجار خواهد بود. همین کمینگاه در رابطه با بالا بردن قیمت بنزین را رئیس اتاق بازرگانی، «آسیب مهلک و خطرناک» و «فرسایش شدید سرمایه اجتماعی» توصیف میکند: «آسیب مهلک و خطرناک این استراتژی از دیدگاه کارشناسان جامعهشناسی اقتصادی، فرسایش شدید سرمایه اجتماعی و از بین رفتن باقیمانده اعتماد میان مردم و نهادهای سیاستگذار است.»
سایت یورونیوز در یادداشت روز ۱۴ اوت ۲۰۲۶ / ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ با اشاره به بحران زندهی بنزین بر روی دست حاکمیت، در زیر عنوان بامسمای «تجربه آبان ۱۳۹۸؛ خط قرمز اجتماعی افزایش قیمت بنزین»، نوشته است:
دولت برای تصمیمگیری درباره بنزین فقط با یک معادله اقتصادی روبهرو نیست. تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد که افزایش قیمت سوخت در ایران میتواند بهسرعت از یک مسئله اقتصادی به یک بحران سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.»
کنکاش و جستوجو پیرامون علت تنش بنزین در دولتهای ادواریِ حاکمیت آخوندی، کنشگر را به ریشه و بنیاد دیرینهای راهنمایی میکند. بنیادی که ربطی به جنگ و تحریم هم ندارد، بلکه محصول یک سیاست در حکمرانی است. سیاستی که تمرکز آن بر حفظ نظام با هزینهی نظامی، نیابتی، هستهای و تروریسم است و برای توسعه و تأمین نیازهای حیاتیِ مردم، سیاست و هزینهای نداشته است.
خبرگزاری ایرنا، «ارگان دولت جمهوری اسلامی»، در یادداشت روز ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، با اشاره به بحران میان تولید و مصرف بنزین نوشته است: «بررسی آمار مربوط به میزان تولید و مصرف بنزین در کشور طی ۲۰ سال گذشته، ثابت میکند هیچیک از سیاستهای اعمالشده طی دو دهه، نتوانسته مانع پیشیگرفتن رشد مصرف از رشد تولید شود».
مشاهده میشود که مثل هر نمونهای که در نظام ملایان دست بر آن گذاشته شود، کار از بیخ خراب است، تأمین بنزین مورد نیاز مردم هم تحتالشعاع اولویتهای حاکمیت برای جنگافروزی، نیابتی، هستهای، سرکوب و زندانسازی شده است. حل بحران بنزین هم جدای از حل بنیادین سلطهی حاکمیت اشغالگر ایران نیست.