در گردهمایی روز ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در میدان براندنبورگ برلین، ندایی همچون گشایندهی رمزی، طنین افکند: دیگر آزادی از تیررس شاهان و شیخان عبور کرده است. این است چشمانداز ایران آزاد و دموکراتیک.
این ندا حدود ۳۶ سال پیش، با فروریختن «دیوار برلین»، به تکرار آرزوهای تبعیدشده و آزادیهای زنجیرشده پایان بخشید. بهراستی که دردهای مشترک انسانها، جغرافیای جهان را هم که سیر کرده باشند، در وعدهگاه عشقهای مشترک به هم میرسند.
در گردهمایی و تظاهرات روز ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در برلین، همهچیزِ تاریخ ۴۷ سال گذشته آشکار شد؛ دیگر در سیاست ایران هیچ «اسب تروایی» در کار نیست. سیاست پراعوجاج در ایران نه از یک گردنه، که از سلسلهی کمینها گذر کرده تا به «شعور» بالغ گردد. گویی تحولات دیرینهی تاریخ معاصر ایران از صافیِ تحولات ۴۷ سال گذشته رد شدهاند تا عبور ملی از هرگونه دیکتاتوری را طلیعهی فصل نوین سیاسی ــ اجتماعی ــ فرهنگی نمایند.
این گردهمایی و تظاهرات، کنار زدن پردههای پوشانندهی واقعیتها بود: واقعیت عبور اکثریت قاطع مردم ایران از سلطهگریِ مطلق ملایان در قیام دی ۱۴۰۴؛ واقعیت حرف روشن مردم که دیگر تکرار فصلهای خزان استبدادگستر به پایان رسیدهاند؛ واقعیت رسیدن ایرانزمین به آستانهی دیدار محبوب آزادیاش.
این گردهمایی و تظاهرات، رخداد یک معرفی بود؛ ویژگیهای جایگزین دموکراتیک برای دیکتاتوری ولایت فقیهی شرح و بسط داده شد: تکثرگرایی عقیدتی و سیاسی و فرهنگی، برابری زن و مرد در کلیهی حقوق سیاسی و اجتماعی و مدنی، خودمختاری ملیتها در چهارچوب ایران واحد، ایرانی غیر اتمی در صلح با منطقه و جهان و نبود اعدام.
این گردهمایی پیوند آرزوهای نسلبهنسل ایرانیان در ۴۷ سال گذشته برای یک ایران آزاد بود. آرزوها در میدان براندنبورگ، زبان سخن ایران با خود و با مخاطبان جهانیاش شدند. از این روی در چشمانداز بیانتهای جمعیت، موج این واژهها در رفتوآمد بود که ریشهی این گردهمایی با همبستگیِ احساس و عاطفه و نیازهایش در داخل ایران است.
این گردهمایی، بازشناسی و تجسم بسیاری مفاهیم را طنین میداد: اینبار دیگر قیام و انقلاب ایران ربودنی نیست. با پشتوانهیی تاریخی، با کولهبار تجربههای نسلبهنسل حاضر در میادین ایران و با مقاومتی که ۶۰ سال با دو دیکتاتوری در نبرد بوده است، دیگر در حتمیت سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه تردید نیست. حالا این مردم ایران هستند که مقدم خجستهی آزادی معبودشان را میبینند، با انواع تعبیرها توصیفاش مینمایند و گویی صدای رکاب بازآمدنش از سفری صعب و طولانی را میشنوند.
در این گردهمایی، انتظار ایرانزمین پاسخ گرفته شد؛ نسل جوان و بالنده، بیخسته از سرکوبهای خودکامگان موروثی، اینک سرشار از امید، میدان تعیین سرنوشت آیندهی ایران را نگاهبانی میکنند. نسلی که از خیابانهای ایران در دی ۱۴۰۴ تا میدان براندنبورگ، با حکمت عملیِ سازمانیافتگی، پیوند معنوی و ساختاری یافته است تا محافظت از دستآوردهای قیام اخیر و پیش بردن اهدافاش را تضمین نماید.
این گردهمایی که گویی با پیامی تاریخی از دههی ۵۰ تا ۱۴۰۴ آمده است، به سرمایهی مردم ایران برای همبستگیِ جبههی سراسریِ نفی هرگونه دیکتاتوری ــ بهطور خاص با دستآوردهای قیام دیماه ــ افزود تا این سرمایه را در سرنوشتسازترین مرحلهی نبرد آزادی و استبداد، متبلور کند.