728 x 90

نمونه‌های نعمات جنگ خارجی!

نمونه‌های نعمات جنگ خارجی!
نمونه‌های نعمات جنگ خارجی!

مدتی بعد از شروع جنگ با عراق در شهریور سال ۱۳۵۹،  خمینی گفت «جنگ نعمت است»! چرا؟

ایران از یک انقلاب ضد دیکتاتوری برآمده بود. فوری‌ترین مسأله‌ی آن، «آزادی» و «حق دموکراتیک» فعالیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بود. این بهایی بود که خمینی باید از موضع حاکم سیاسی ــ مذهبی، می‌پرداخت، ولی او حاضر به پرداخت بهای «آزادی» و «حق دموکراتیک» همگان برای فعالیت نشد. با بلند کردن علم «انقلاب اسلامی» ــ درواقع ملاخور کردن انقلاب آزادی‌خواهانه‌ و عدالت‌طلبانه‌ی ۵۷ ــ چشم‌اندازی تیره و تار را رقم زد.

 

خمینی پس از مستقر شدن بر اریکه‌ی قدرت،‌ شروع به سیخ زدن به عراق کرد تا آن‌جا هم به‌قول خودش «انقلاب اسلامی» بشود. با استمرار سیخ زدن به عراق و دخالت در آن کشور، بهانه‌ی جنگ را مهیا کرد و به آرزویش رسید. چه آرزویی؟

از منظر خمینی چه چیزی بهتر از مقدس کردن یک جنگ خارجی برای منحرف کردن مسیر مطالبات یک جامعه‌ی برآمده از انقلاب ضد دیکتاتوری؟ چه چیزی بهتر از بهانه‌ی جنگ خارجی برای سرکوب آزادی‌ها و بگیر و ببند گروه‌های سیاسی؟ خمینی در سایه‌ی جنگ خارجی، انقلاب را آخوندنما، اسلامی و ولایی نمود و مهر استبداد زیر پرده‌ی دین را کوبید. 

 

دیکتاتوری و فواید جنگ خارجی  

همین ماه‌ها و هفته‌ها حاکمیت ملایان بسیار تلاش و تبلیغ می‌کند تا با اهرم جنگ خارجی، این موارد را در بانک نظام بریزد:

ــ جنگ خارجی، حس ناسیونالیستی و ملی‌گرایی و تقدس خاک را در جامعه برمی‌انگیزد.

ــ جنگ خارجی همه‌ی مشکلات عدیده‌ی کشور را که مردم گرفتارش هستند، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و به سایه می‌برد.

ــ جنگ خارجی، مطالبات و شورش و قیام معترضان را به حاشیه می‌راند. 

ــ با توجیه اولویت جنگ، حاکمیت از پاسخ به هر مطالبه‌یی طفره می‌رود و منتفی می‌کند.

ــ جنگ خارجی، مخالفان حاکمیت را در محذوریت و دست‌بستگی می‌گذارد. اگر کماکان به افشاگری و روشنگری و مبارزه علیه دیکتاتور حاکم بپردازند، حاکمیت به آن‌ها بهتان «خیانت» و «ستون پنجم» می‌زند و برای سرکوب و اختناق، دست‌مایه جور می‌کند.

ــ جنگ خارجی می‌تواند بهترین عامل برای سوار شدن حاکمیت بر یک فریب بزرگ بشود که میهن و حکومت را با هم یکی کند.

ــ جنگ خارجی ممکن است بین مواضع مخالفان دیکتاتوری اختلاف بیندازد و سودش نصیب حاکمیت مستقر بشود.

ــ یک حاکمیت دیکتاتور با وقوع جنگ خارجی، «حقوق بشر» را از اساس برمی‌اندازد.

 

مشاهده می‌شود که حاکمیت ملایان که هنوز از آثار قیام دی ۱۴۰۴ خلاص نشده، هر روز برخی مقاماتش اعتراف می‌کنند که شورش مردم را جدی بگیرید و درگیری‌های داخلی‌اش به مرز حذف فیزیکی رسیده، آیا از جنگ استقبال می‌کند یا بی‌صبرانه دنبال تفاهم و صلح است؟ برای حاکمیت ملایان که حقیقتاً در کمین تعیین تکلیف شدن توسط اکثریت مردم ایران است، جنگ خارجی با تکیه بر محورهای فوق، برایش «نعمت» و «مائده»ی بی‌نظیر و نیز خدمتگزار اعدام‌های روزانه است.

 

نتیجه‌گیری

از آن‌جا که این حاکمیت با عامل جنگ خارجی، قصد قفل کردن توان و انرژیِ ملیِ مردم خواهان آزادی و رفاه و برابری را دارد، هوشیاری و تلاش ملیِ اکثریت مردم ایران است که با همگانی کردن شعار «صلح و آزادی»، بساط جنگ‌طلبیِ اتاق فکر نظام را به‌هم بریزد و طرحی نو دراندازد...

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d3dc00c6-1e2c-4f28-841b-5134b0eee303"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات