728 x 90

حکایت تاریخیِ راه سوم در برابر مماشات و جنگ چیست؟

راه‌حل سوم در برابر مماشات و جنگ
راه‌حل سوم در برابر مماشات و جنگ

توقع پای‌بندی به «اصول» در سیاست، به‌دور از واقعیت به‌نظر می‌رسد. لاقل در تجربه‌ی زیستی‌مان با سیاست، چنین خاطره‌هایی کم‌تر برایمان تداعی می‌شوند. سیاست را با پرچم «منافع» بیشتر دیده و می‌بینیم تا با رایت‌های «اصول» و «اخلاق». باوجود این، از سیاست گریزی نداریم؛ چرا که تمام زندگی و هستی‌مان با سیاست آمیخته است.

 

گاهی که نداهای  زندگی یا همان «هستی»مان پهلو به پهلوی سیاست، دچار فراز و نشیب‌های تند می‌شود[مثل جنگ‌ها و انقلاب‌ها]، دست بر پیشانی می‌نهیم و تأملی کشدار، وجودمان را فرامی‌گیرد. این‌روزها و هفته‌های ایران که جنگ به همه‌ی شهرها سرایت کرده است، یکی از این تأمل‌برانگیزهاست. این تأمل،‌ پلی میان گذشته و حال را در خاطرات ما برقرار می‌کند. ما را به یک هوشیاری در تشخیص مسائل مبرم ایران می‌برد. در این بازنگری خواهیم دید که حقیقتاً چگونگیِ سرنوشت ملت‌ها را در دنیای کنونی، هوشیاری و ناهوشیاری رهبران تعیین می‌کند.

تأملی و نگاهی به این ۴۷ سال گواهی می‌دهد که همین جنگ جاری در پایان سال ۱۴۰۴ به‌واقع اجتناب‌پذیر بود. به این نمونه‌ها که زیرساخت‌های این جنگ شدند و به هشدارهایی که می‌توانست موجب این وضعیت نشود، دقت کنید.

از فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مبرم‌ترین مسأله‌ی ایران یا ضرورت فوری، «آزادی» بود. خمینی اما ضرورت «ولایت فقیهی» و انحصار خاص روحانیت در سیاست کشور را پیش گذاشت. از این‌جا بود که مصاف مجاهدین خلق با خمینی بر سر به قربان‌گاه بردن آزادی شروع شد.

خمینی سیاست جنگ‌افروزی با پرچم صدور انقلاب را پیشه کرد. با این پرچم، زمینه‌ی جنگ با عراق را تا جایی مهیا کرد که هشت سال آزگار، دو کشور را در خون و حرمان و خسارت کلان فرو برد. مجاهدین اما از خرداد ۱۳۶۱ به بعد پرچم «صلح و آزادی» را در داخل و خارج ایران برافراشتند و برای پیشبرد آن ارتش تشکیل دادند.

 

شورای ملی مقاومت و مریم رجوی با صدها کنفرانس، ده‌ها گردهمایی و هزاران یادداشت و مقاله به آمریکا و اروپا هشدار دادند که دست از مماشات با ملایان بردارند و میهن و مردم را با سیاست مماشات، قربانی حاکمیت آخوندها نکنند. بیانیه‌های سالانه‌ی شورا و سخنرانی‌های مریم رجوی مشحون از هشدار بود که این مماشات، درنهایت به‌ناگزیر به جنگ خواهد انجامید؛ چرا که نظام ولایت فقیه با سیاست مماشات، حریص‌تر در انجام جنایت در داخل و تروریسم در خارج خواهد شد. اما کو گوش شنوا؟! مقاومت ایران بارها یادآوری نمود که از تاریخ درس بگیرید؛ مماشات با فاشیسم هیتلری، درنهایت منجر به آن جنگ جهان‌سوز شد.

به آن‌همه هشدار هوشیارانه طی سالیان متمادی، توجه نشد تا منافع ناگزیر ایجاب نمود و  جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ شعله‌ور شد. باز هم شورای ملی مقاومت و مریم رجوی هشدار دادند که پاسخ دیکتاتوری در ایران، جنگ خارجی نیست، بلکه حمایت از مبارزه‌ی این مقاومت و مردم ایران، تنها راه نجات ایران می‌باشد.

این یادداشت بسیار فشرده به یک تاریخ پرپیچ و خم و مهم و درس‌آموز برای امروزیان و آیندگان پرداخت. دیدیم که وقتی «اصالت»، «اصول»، «اخلاق» و «منافع ملی» سرلوحه‌ی یک مبارزه برای آزادی و دموکراسی و برابری می‌شود، ضریب هوشیاری سیاسی در راستای منافع ملی ایران، اصلی‌ترین راه‌ها و پاسخ‌ها را درمی‌یابد و می‌تواند سرنوشت نیکوی یک ملت را رقم بزند.

 

معمار ولایت فقیه از همان اوان صدارت، بنا را با نفی آزادی و اختیار و با تحمیل عقیده و تمامیت‌خواهی، کج گذاشت و تا ثریای امروز، ایران را گرفتار جنگ کرد. مجاهدین خلق اما از همان اوان پس از سقوط سلطنت، یک قدم از حق آزادی و اختیار عقب ننشتند و این چراغ راهنما را بر تمامیِ تحولات ۴۷ سال گذشته انداختند. هم‌اینک نیز با همان راهنما، هم مماشات و هم جنگ را به‌دور از منافع ملی کشورشان دانسته و راه حل سوم را در خدمت نجات مردم و میهن‌شان از دیکتاتوری‌های موروثیِ شاه و شیخ معرفی کرده‌اند.

 

باشد که همه‌ی این درس‌های تاریخی، مخاطبان منافع ملی ایران را به تأمل عاجل در یکی از بحرانی‌ترین موقعیت‌های ایران‌زمین برانگیزد و موجب اتخاذ همبستگی پیرامون راه و روشی گردد که پاسخ آرزومندیِ بیش از یک قرن رسیدن به آزادی و دموکراسی شود.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/e3df8c17-a67b-44db-b202-c42e2cb641cc"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات