تاریخ معاصر ایران گواهی میدهد که نظامهایی که تکیهگاهشان طنابهای دار و شلاق و شکنجه است نمیتوانند با تشدید سرکوب، شرارههای قیام و مقاومت را خاموش کند. در دکترین بقای نظام جنایتکار آخوندی، چوبههای دار ابزاری برای ایجاد ارعاب و بازدارندگی هستند، اما در جریان عمل میبینیم که از جوشش خون جوانان، جوانههای سرخ قیام و انقلاب میروید.
جوانههایی که دیروز از سرودهای سرخ سربهداران در حیاط قزلحصار رویید، امروز از راهروهای وکیلآباد مشهد، زندان یزد و سایر زندانهای ایران شنیده میشود و پیامهای به یادگار مانده از فرمانده وحید عامریان و یارانش بعد از ابلاغ حکم اعدام فراتر از یک موضعگیری شخصی، مانیفست آگاهی و اراده استوار یک نسل شورشگر برای دستیابی به آزادی است. نسلی که زیر تیغ اعدام و در سلولهای مخوف انفرادی، ترس را در دل دژخیمان میکارد.
در فضای ملتهب کنونی، پیام زندانی سیاسی محکوم به اعدام، محمدجواد وفایی ثانی از زندان وکیلآباد مشهد پس از دریافت سومین حکم اعدام، نمونهای درخشان از این اصالت انتخاب و پایداری است. او در حساسترین لحظات زندگی خود، با تکیه بر ایمان و آرمانش مینویسد: «ما محرومین از متعالیترین میراثهای انسانی سرزمینمان که برای مدتی طولانی تحت ستم بودهایم اکنون انتخابی جز این نداریم که برای دفاع از مردم خود، آینده خود و آزادی خود، به مقابله برخیزیم. ما تسلیم نخواهیم شد و ما ثابت کردهایم که مهیبترین سلاح ممکن، یعنی ایمان و حقانیت خود را در اختیار داریم».
این منطق سرخ و تزلزلناپذیر، صدای رویش همان جوانههاییست که در تابستان ۶۷ در سلولهای ۲۰۹ اوین و راهروهای مرگ زندان گوهردشت و سایر شهرهای ایران شنیده شد.
همان سوختبار تجدیدپذیر کانونهای شورشی است که نشان میدهد دیوار بلند سرکوب در مقابل پایداری و ارادههای پولادین نسل فدا فرو میریزد.
وفایی ثانی، این قهرمان بوکس و ایستادگی، با پیوند زدن مسیر خود به افق روشن آزادی و برادران و خواهران مجاهدی «که نمادی از غرور و امید و از خود گذشتگیاند» مینویسد: «بودن ما در مسیر حق و شرافت همان مسیر مجاهدین خلق است که نعمت و منتی از سوی پروردگار ما است. ما با ایمان به این هدف و ایمان بزرگتر به آنکه در این مسیر خدا همراه ما است به مقاومت خود ادامه میدهیم».
تجربه ۴۵سال قیام و مقاومت سراسری نشان میدهد که جوشش خون پاک شهیدان، پیونددهندهٔ خشم سراسری تمام شهرهای ایران به یکدیگر است. رژیمی که دکترین بقای خود را بر دار استوار کرده است، با هر اعدام، ضرورت و اصالت مشی قهرآمیز با نظام اعدام و قتلعام را در ذهن و ضمیر جوانان مهر و تثبیت میکند.