اظهارات ۳۰بهمن ۱۴۰۴ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه را نباید فقط یک «گزارش کار» سرگشاده دانست؛ سخنان او، اعتراف به نقشهراهی است که ابزارهای سخت و نرم سرکوب را در هم میآمیزد تا با آنچه که در ادبیات حاکمیت «فتنه ۱۴۰۴» نامیده میشود، مقابله کند. استفاده از واژه «فتنه» برای قیام و سرنگونی، بیانگر پیشبینی حاکمیت از پتانسیل انفجاری جامعهیی است که با وجود سرکوب سنگین و خونین از پا ننشسته و در پی سلسلهای از قیامهای آتشین است.
مهندسی سرکوب و مقابله با قیام
پاسدار خادمی با طرح یک «برنامه ۷مرحلهای»، تلاش میکند هر گونه اعتراض به حاکمیت را به اتاقهای فکر خارجی نسبت دهد. او با بیان اینکه دشمن بهدنبال «بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب بهعنوان سلاح نامرئی» است، حق اعتصاب و اعتراض صنفی را از ساحت حقوق شهروندی خارج و به ساحت امنیتی منتقل میکند. این «وارونهسازی» شگردی سنتی است تا سرکوب برآمده از شکافهای طبقاتی، تحت عنوان «مبارزه با تروریسم» تئوریزه شود.
هراس از فروپاشی نمادهای قدرت
اعتراف این پاسدار به «حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیتی» و نام بردن از نهادهای سرکوبگر مانند قرارگاه ثارالله و بسیج، نشاندهنده عمق نگرانی هسته سخت قدرت از آسیبپذیری لایههای حفاظتیاش است. او با اشاره به تجربیات پیشین، بر این واقعیت صحه میگذارد که خشم عمومی دیگر نه در سطح شعار، بلکه در سطح هدف قرار دادن بازوهای سرکوب تجلی یافته است.
دوقطبیسازی کاذب: «مردم» در برابر «آشوبگر»
یکی از کلیدیترین بخشهای این اعترافات، نقلقول از علی خامنهای مبنی بر ضرورت «تفکیک صف مردم از آشوبگران» است.
«حضرت آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است...
بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند:
۱. به اطلاعات، برنامهها و اهداف دشمن بهویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی توجه کنید.
۲. باید تلاش کنید صف مردم و معترضان را از آشوبگران تفکیک نمایید، جوانان و افراد ناآگاه را توجیه و با آشوبگر برخورد قاطع صورت گیرد.
...
۵. حکمرانی صحیح اینترنت فراموش نشود» [۱].
این استراتژی «جداسازی»، ابزاری برای مشروعیتبخشی به خشونت عریان علیه قیامآفرینان است. حاکمیت با اعتراف به اینکه «مشکلات مردم یک واقعیت است»، میکوشد چهرهای دلسوز به خود بگیرد، اما بلافاصله با فرمان «برخورد قاطع با آشوبگر»، شمشیر را از رو میبندد. این تقسیمبندی، شگردی برای ایزوله کردن کانونهای شورشی و ترساندن تودههای خاکستری از هزینههای تغییر است.
اینترنت؛ نبردگاه حکمرانی و سرکوب
تأکید مکرر بر «حکمرانی صحیح بر فضای مجازی» و بازگشت به ادبیات سال ۶۰، نشاندهنده آن است که اتاقهای فکر نظام، بزرگترین تهدید را در آمادگی جامعه برای سرنگونی تام و تمام نظام میبینند.
به عبارت دیگر نظام قصد دارد همان «انسداد اطلاعاتی» که در دهه ۶۰ با توقیف روزنامهها و کنترل رادیو-تلویزیون انجام داد، اکنون با «اینترنت ملی» و سرکوب سایبری تکرار کند.
این اصطلاح، رمز عملیاتی برای انسداد کامل شبکه جهانی و جایگزینی آن با شبکههای تحت کنترل است تا در بزنگاه قیام ۱۴۰۴، ارتباط میان هستههای اعتراضی قطع و روایت یکجانبه حاکمیت حاکم شود و بتوان خط سرکوب را پیش برد.
پارانویا و بازگشت به دهه ۶۰
استناد به اینکه «این دوره مانند دوران سال ۶۰ است»، پیام صریحی به بدنه سرکوبگر دارد: بازگشت به خشونت بیحدومرز. حاکمیت در پی ایجاد آمادگی ذهنی در نیروهای امنیتی برای تقابل خونین با مردمی است که بهگفته خود خادمی، قرار است از «دستاویز اسنپبک» و «چالشهای اقتصادی» برای سرنگونی استفاده کنند.
در سال ۶۰، با ایجاد جو امنیتی شدید و درگیر کردن بدنه وفادار(بسیج و سپاه) در کوچه و خیابان و شکنجه و اعدام توانستند خود را بهطور موقت از خطر سرنگونی برهانند. اکنون نیز با شبیهسازی آن دوران، قصد دارند نیروهای سرکوبگر خود را که ممکن است دچار ریزش یا تردید شده باشند، با ایجاد حس «خطر موجودیتی»، دوباره منسجم و به خشونت بیمحابا ترغیب کنند.
در سال ۶۰، مفهوم «منافق»، «محارب»، «باغی» و «یاغی» برای حذف اعضا و هواداران سازمان مجاهدین و دیگر نیروهای مبارز بهکار رفت. امروز نیز حاکمیت، خود را در همان وضعیت میبیند؛ با این تفاوت که اکنون با یک جامعهٔ انفجاری چنگ در چنگ است.
استفاده از «بحران» بهمثابه «فرصت»
همانطور که جنگ ایران و عراق پوششی برای تثبیت قدرت مطلق شد، اکنون نیز حاکمیت بهدنبال استفاده از «چالشهای اقتصادی» و «تهدیدهای خارجی» (مانند بحث اسنپبک و حمله نظامی آمریکا) است تا هر گونه قیام داخلی را به «خیانت ملی» گره بزند.
کاربرد جملهٔ «دشمن درصدد است با استفاده از چالشهای اقتصادی... آشوب بهپا کند.» به این معناست که نظام میخواهد ریشه معیشتی اعتراضات را انکار کرده و آن را یک «پروژه امنیتی خارجی» بنامد تا دستش برای برخورد «سخت» باز باشد.
در مدل سال ۶۰، هر گونه صدای متفاوت، «ستون پنجم» تلقی میشد؛ امروز نیز حاکمیت بهدنبال آن است که هر معترض اقتصادی یا منتقد سیاسی را بهعنوان «عامل نفوذی» معرفی کند تا هزینه سرکوب او را در افکار عمومی کاهش دهد.
جنگ خیابانی و «رینگ امنیتی»
سال ۶۰ سال درگیریهای خیابانی هستههای مقاومت و واحدهای عملیاتی مجاهد خلق با پاسداران بود. پاسدار خادمی با اشاره به «حمله به اماکن و مقرها» و «تخریب رینگ امنیتی»، بهطور ضمنی اعتراف میکند که حاکمیت دوباره خود را در چنین وضعیتی میبیند.
ماحصل اینکه سخنان رئیس سازمان اطلاعات سپاه، تصویری از یک حاکمیت محاصره شده است که میان «بحران مشروعیت» و «هراس از فروپاشی» دستوپا میزند. اعتراف به اینکه «دشمن به این نتیجه رسیده که باید اول در کشور بحران و شورش بهپا کند»، در واقع پیشبینی دستگاه امنیتی از آمادگی اجتماعی برای انفجار است. حاکمیت در حال آمادهسازی برای جنگی تمامعیار با مردم ایران در سال ۱۴۰۴ است؛ جنگی که بیگمان نخستین بازندهٔ آن حاکمیت است. زیرا جامعهیی که با هزاران شهید، مجروح و بازداشتشده دست از طلب سرنگونی برنداشته، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
پانوشت:
[۱] سایت انتخاب، «رئیس سازمان اطلاعات سپاه: اهتمام برای کمک به تکمیل پروژه شبکه ملّی اطلاعات با هدف مصونیتسازی در برابر نقشه دشمن، در دستور کار ما قرار گرفته»، ۳۰بهمن ۱۴۰۴