در سایه فضای جنگی و تبلیغات گستردهای که حاکمیت برای نمایش اقتدار و کنترل خیابانها بهراه انداخته، شاید تصور شکلگیری اعتراضات اجتماعی در ایران، دور از انتظار بهنظر برسد. حکومت میکوشد با اشغال میادین، گسترش فضای امنیتی و بهرخ کشیدن نیروهای سرکوب، این تصویر را القا کند که جامعه در وضعیت سکوت و انفعال قرار گرفته است. اما واقعیتهای جاری در متن جامعه، بار دیگر نشان میدهند که اعتراض، قیام و شورش، پدیدههایی حذفشدنی در نظامهای دیکتاتوری نیستند؛ بلکه همچون آتشی زیر خاکستر، همواره آمادگی بروز و شعلهور شدن دارند.
در روزهای اخیر، دو نمونه از این اعتراضات، در میان اقشار متفاوت جامعه، بار دیگر این حقیقت را آشکار کرد. صاحبان نانواییها در استان کرمانشاه، روز شنبه دوم خرداد ۱۴۰۵، در اعتراض به پایین بودن نرخ نان، گرانی آرد و هزینههای سنگین این شغل، مقابل استانداری تجمع کردند. این اعتراض، صرفاً واکنشی صنفی به مشکلات اقتصادی نبود؛ بلکه نشانهیی از فشار فزایندهای است که سیاستهای چپاولگرانه حکومت بر زندگی روزمرهٔ مردم تحمیل کرده است. نان، که ابتداییترین نیاز معیشتی جامعه محسوب میشود، اکنون خود به موضوعی برای بحران و اعتراض تبدیل شده است.
در سوی دیگر، دانشآموزان خرمآباد نیز در اعتراض به برگزاری حضوری امتحانات، مقابل ادارهکل آموزش و پرورش لرستان دست به تجمع زدند. آنان با سردادن شعارهایی علیه مدیران آموزشی، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. دانشآموزان معترض اعلام کردند که ماهها با مشکلاتی چون اختلال در روند آموزش، ضعف اینترنت، قطع مداوم برق و نابرابری آموزشی روبهرو بودهاند، اما مسؤلان نهتنها پاسخی به خواستههای آنان ندادهاند، بلکه تلاش کردهاند اعتراضات را سرکوب کنند.
گسترش این اعتراضات به شهرهایی چون شهرکرد، بیرجند و لامرد نیز نشان داد که بحران آموزشی، تنها محدود به یک منطقه نیست، بلکه بخشی از یک نارضایتی عمومی و فراگیر است.
آنچه در این میان اهمیت ویژه دارد، نتیجهٔ این پایداری و اتحاد بود. مقاومت دانشآموزان و کوتاه نیامدن آنان از مطالباتشان، سرانجام مسؤلان مربوطه را وادار به عقبنشینی کرد.
این رخداد، اگر چه در ظاهر موضوعی محدود و صنفی بهنظر میرسد، اما حامل یک پیام سیاسی و اجتماعی مهم است: حاکمیت، برخلاف قدرتنماییِ که ارائه میدهد، در برابر اتحاد و پایداری مردم بسیار ضعیف و تابع تعادل قواست.
اعتراضات نانوایان و دانشآموزان، هر چند پراکنده و کوتاه بودند، اما از واقعیتی عمیقتر خبر میدهند؛ واقعیتی که نشان میدهد که هیچ دیکتاتوری، حتی با گستردهترین ابزارهای سرکوب و تبلیغات هم ــ حتی در سایه جنگ ــ نمیتواند با جامعه انفجاری مقابله کند و برای همیشه آن را در سکوت نگهدارد.