نوروز در بنمایه فلسفی خود، جشن پایداری و پیروزی شدن بر بودن است. در چهلوپنجمین بهار از یک ایستادگی سرخفام، ما با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «بهار سیاسی-اجتماعی» نامید؛ فصلی که در آن یخهای قطبی دیکتاتوری، زیر آفتاب اراده و آگاهی جمعی ذوب میشوند.
در سالی که گذشت، شاهد بودیم که چگونه میراثخواران استبداد موروثی و پاسداران ارتجاع مذهبی، در ائتلافی نانوشته کوشیدند تا خونهای ریختهشده در مسیر آزادی را مصادره کنند. اما حقیقت خون، همانطور که رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت در پیام نوروزی خود تأکید کرد، قابل سرقت نیست. خون بهناحق ریخته، دارای جانی است که در رگهای تاریخ جاری میشود و عدالت را بهمثابهٔ یک «جبر تاریخی» احضار میکند. غاصبان حق حاکمیت ملت، که گمان میبردند با ترفندهای گوناگون میتوانند بر موج فداکاریهای دیگران سوار شوند، اکنون در برابر منطق خدشهناپذیر حقیقت درماندهاند.
امسال در حالی به استقبال بهار ۱۴۰۵ میرویم که جامعهٔ ایران، تلخکامیهای ناشی از جنگافروزی، فقر و سرکوب را با تمام وجود حس میکند. اما در پس این تلخکامی، نوری از امید میتابد که ریشه در پایداری و ایستادگی «یگانهای شورشی» و زندانیان مقاوم دارد. آنها که در سلولهای انفرادی یا در لحظهٔ اصابت گلوله، واژه «آزادی» را هجی کردند. آنها نه برای کسب قدرت، بلکه برای «انتقال قدرت به صاحبان اصلیاش» یعنی تودههای مردم، از جان گذشتند.
مرگ خامنهای ضحاک، در پایان سال، فراتر از یک رخداد بیولوژیک، نمادی از حیات خلق و سقوط دیکتاتور است اما بهقول رهبر مقاومت؛ «به شرط اینکه نگذاریم محصول رنج و خون و مقاومت ۴۷ساله در برابر شیخ خونریز و رژیم ولایت فقیه را دنبالچهٔ شاه ستمگر و فاشیسم سلطنتی سرکوبگر به سرقت ببرد».
ترس بزرگ مستبدان و بقایای آنها، همواره از بیداری پس از سقوط است. آنها تلاش میکنند چرخه صدساله استبداد را با بازتولید مدلهای منسوخ ادامه دهند، اما آگاهی ملی ایران اکنون به مرحلهیی رسیده است که هیچ «سارق حاکمیتی» را برنمیتابد.
امسال، سال آزمایش بزرگ است؛ سال پیشروی در مسیر ساختن ایرانی که در آن اثری از حاکمیت ارتجاعی و استبدادی نباشد هیچکس بهخاطر اندیشهاش به بند کشیده نشود، هیچ زنی بهخاطر هویتش سرکوب نگردد و هیچ ملیتی تحت ستم باقی نماند.
نوروز واقعی ما، روزی است که حاکمیت نه در آسمانها و نه در کاخهای موروثی، بلکه در صندوقهای رأی ملتی آزاد تجلی یابد. این است بهار سرخفامی که از دل زمستان استبداد جوانه زده و اکنون در آستانه میوه دادن است.