همزمان با سالگرد قیام سراسری ۱۴۰۱، پایتخت سوئد در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ شاهد خروش جمع کثیری از ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت ایران بود. این گردهمایی با شعار محوری «نه به اعدام»، علاوه بر بزرگداشت یاد جانباختگان راه آزادی و ادای احترام به خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی، صحنهای پرصلابت برای تبیین اصول دموکراتیک و مرزبندی تاریخی با هر نوع استبداد شد. این تظاهرات صدای اعتراض مردم ایران را حتی فرسنگها دورتر از زادگاهشان، با انسجام، پایداری و مطالبات روشن حقوقبشری و سیاسی طنینانداز کرد.
دادخواهی تاریخی و بازخوانی استواری شهیدان
یکی از سخنرانان بینالمللی این مراسم، «اولا الوستوئن» (وزیر پیشین محیطزیست نروژ طی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ و نماینده پارلمان این کشور) بود که به اهمیت بنیادین این حرکت در تداوم مبارزات دهههای اخیر پرداخت. او در سخنان خود با یادآوری قربانیان فاشیسم مذهبی در مقاطع گوناگون تاریخی اظهار داشت:
«افتخار بزرگی است که به شما در این روز یادبود خوشآمد بگویم؛ روزی برای بزرگداشت کسانی که جان خود را در خیزش سال ۲۰۲۲ از دست دادند. اما همانطور که به همه حاضران در این نمایشگاه نگاه میکنم، این روز همچنین یادبودی است برای تمام کسانی که جانشان را از دست دادهاند؛ از اعدامهای دستهجمعی سال ۱۹۸۸ گرفته تا تظاهرات سال ۲۰۱۱، تظاهرات ۲۰۱۷، سال ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و آخرین موارد در ژانویه امسال. در طول این سالها، دهها هزار نفر توسط رژیم ملاها در ایران بهقتل رسیدهاند. با این حال، خیزش و قیام ادامه دارد؛ قیامی برای آزادی و دموکراسی».
الوستوئن با اشاره به تصاویر شهیدان و ایستادگی تحسینبرانگیز آنان بر سر آرمانهایشان، ضرورت همبستگی جامعه جهانی با این مقاومت را مطرح کرد و افزود:
«ما نباید یک دیکتاتوری را با دیکتاتوری دیگری عوض کنیم. تنها چیزی که باید برای ایران بجنگیم آزادی و دموکراسیست باید خواستار توقف اعدامها شویم. همه شما شجاعتی را که افراد نشان دادهاند دیدهاید؛ مانند کسانی که تصاویرشان اینجاست، حتی زمانی که میدانستند قرار است اعدام شوند، باز هم قاطعانه در برابر رژیم ایستادند. این همان حمایتی است که ما باید ارائه دهیم».
وی در ادامه با تأکید بر اینکه تنها یک مسیر روشن برای تحقق آزادی و دموکراسی وجود دارد، تصریح کرد:
«و تنها یک راه به جلو وجود دارد: و آن طرح ۱۰ مادهای برای آزادی و دموکراسی است. و برای بقیه جهان، تنها یک خواست داریم مسلماً ایران باید کشوری آزاد و دموکراتیک شود. ما یک دیکتاتوری را با یک دیکتاتوری جدید تعویض نخواهیم کرد. این یک مسیر اشتباه است».
نفی هر شکلی از استبداد و توتالیتاریسم
یکی از محورهای برجسته و کلیدی سخنرانیها، مرزبندی روشن و قاطع با هر نوع نظام توتالیتر و فردمحور بود. شرکتکنندگان با تأکید بر ضرورت دستیابی به حاکمیت ملی، شعار استراتژیک «نه شاه، نه شیخ» را بازتاب دادند. سخنرانان، از جمله فلور مسعودی و سارا ستوده مرام، در تحلیل وضعیت سیاسی کنونی تأکید کردند که بنبست کنونی نظام مذهبی و بحران بقای ولایت فقیه، در کنار ناکارآمدی و رسوایی آلترناتیوهای کاذب و بازماندههای سلطنت گذشته، حاکی است که جامعه ایران به گذشته بازنخواهد گشت. فلور مسعودی با تشریح پایان توهمات دیکتاتوریهای پیشین و حمایت از برنامه ۱۰ مادهای و دولت موقت شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال، پایداری کانونهای شورشی در داخل کشور را موتور محرک جنبش دانست. سارا ستوده مرام نیز تأکید کرد که مردم ایران شایسته حکومتی برآمده از صندوق رأی هستند و جامعه جهانی باید انتخاب دموکراتیک و صلحآمیز ملت ایران را بهرسمیت بشناسد؛ انتخابی که بر استقلال، نفی هر گونه وابستگی و رد تمام اشکال سرکوب متکی است.
ابعاد حقوقی سرکوب، حق مقاومت و ماشین اعدام
در بخش حقوقی و حقوقبشری این گردهمایی، سخنرانان بر ضرورت توجه جامعه بینالملل به بحران انسانی در ایران تمرکز کردند. پرستو قادری، حقوقدان، با ارائه تحلیلی درباره رویکرد قهری حکومت اعلام کرد که دستگاه سرکوب از مجازات اعدام نه بهعنوان یک ابزار کیفری، بلکه بهعنوان یک سلاح جنگی و سیاسی علیه معترضان استفاده میکند. بهگفته او، ثبت بیش از ۹۰۰ مورد اعدام در سال ۲۰۲۶ نشاندهنده هراس ساختاری نظامی است که تمام مسیرهای مسالمتآمیز مدنی را مسدود کرده است. قادری استدلال کرد که بر اساس موازین حقوق بینالملل و حقوق بنیادین بشر، هنگامی که حکومتی تمامی ابزارهای دموکراتیک را منهدم کرده و پاسخ هر اعتراضی را با گلوله، شکنجه و طناب دار میدهد، حق ذاتی مردم برای دفاع مشروع و مقاومت سازمانیافته به یک اصل قانونی و انکارناپذیر تبدیل میشود. او فداکاریهای معترضان و جانباختگان را شالوده غیرقابل تخریب امید برای رهایی از بند خودکامگی دانست.
پیوند تاریخی دادخواهی ۶۷ و قیام سراسری
همراستایی نسلهای مختلف مقاومت و پیوستگی دادخواهی از دیگر مضامین محوری تظاهرات استکهلم بود. بهروز مقصودی، بهعنوان نمایندهای از خانوادههای شهیدان قتلعام تابستان ۱۳۶۷، به یادآوری بیدادگاههای چند دقیقهای و اعدام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی -که اکثریت آنان را اعضای مجاهدین خلق تشکیل میدادند- پرداخت.
او تصریح کرد که زخم کشتار ۶۷ پس از دههها همچنان باز است، چرا که بسیاری از خانوادهها حتی از مزار بستگان خود بیخبرند. وی دادخواهی این فاجعه را یک وظیفه تاریخی برای نسل جوان امروز نامید و تأکید کرد که سکوت در برابر جنایت علیه بشریت بهمعنای پذیرش بازتولید آن است.
گلآذین یارندپور نیز در کلامی پرشور، این خط ممتد پایداری را روایت کرد و از فداکاریهای نسلهای گذشته تا مقاومت معترضان کنونی همچون مهدی رضایی تا مهدی خانکی سخن گفت. او مفهوم «نه گفتن» به استبداد را یک ارزش اخلاقی و سیاسی بنیادین خواند که از زندانها عبور کرده و در کانونهای شورشی به شکلی نوین احیا شده است.
پیشتازی زنان و نسل جوان در کانون انقلاب دموکراتیک
دکتر سینا دشتی و عارف نوری نیز در سخنان خود بر پویایی اجتماعی قیام و دگرگونی گفتمان سیاسی در ایران تمرکز کردند. دکتر دشتی با یادآوری جرقههای آغازین قیام ۱۴۰۱ و جانباختن مهسا امینی، این خیزش را نقطه عطفی تاریخی خواند که سرنگونی تام و تمام ساختار ولایت فقیه را به گفتمان بلامنازع جامعه تبدیل کرده است. او بر لزوم تقویت همبستگی ملی و حمایت از رزمآوران آزادی در شرایط سرنوشتساز کنونی تأکید کرد. عارف نوری نیز با اشاره به شعار بنیادین آزادیخواهی، زنان را رهبران و پیشگامان تغییر اجتماعی توصیف کرد. او خاطرنشان ساخت که آینده دموکراتیک ایران بدون برابری بنیادین و بدون حضور میدانی زنان و نسل جوان غیرممکن است؛ نسلی که سرنوشت خویش را از حاکمان باز پس میگیرد و ستوهای تحجر را فرومیریزد.
اهمیت تظاهرات استکهلم
تظاهرات ۲۱ شهریور در استکهلم در سالگرد قیام سراسری ۱۴۰۱ این واقعیت را به اثبات رساند که صدای عدالتخواهی مردم ایران حتی در فراسوی مرزها طنینانداز است. پیام این تظاهرات رسا و بیابهام بود: مسیر آینده ایران نه بازگشت به گذشته سلطنتی است و نه سازش با استبداد دینی حاکم؛ بلکه گذار به یک جمهوری دموکراتیک بر پایه آزادی، برابری و لغو کامل حکم اعدام است.