آن که کلنگ سیاست طبقاتی را در بیخ بنای یک جامعه میاندازد، عمارت سیاسیاش را آماج خشمناکترین توفانٍ در تقدیر کرده است.
ماشین سیاست طبقاتیساز نظام ملایان، هر ساله شتاب بیشتری میگیرد و به جایی و مرحلهیی رسیده است که دیگر بههیچوجه قابل برگشت نیست؛ یعنی که تنها با پایان عمر حاکمیت، قابل بازگشت است.
حاکمیت طبقاتیساز آخوندی با طبقهبندی کردن فقیر و دارا در دانشگاههای ایران، امید اکثریت خانوادهها به آیندهی فرزندانشان را بهآتش کشیده است.
وقتی در دانشگاههای دولتی «سهم سه دهک پایین درآمدی از میان بیش از ۵۰۰ هزار دانشجوی دانشگاههای دولتی، تنها حدود ۵.۶[پنجوشش دهم] درصد اعلام شده، در حالی که دهکهای هشتم تا دهم سهمی حدود ۶۲ درصد دارند»، چشمانداز اعتبار اجتماعیِ اکثریت دانشجویان از بین رفته است.
این ارقام، تصویری از شکافی عمیق است که هر ساله با شتابی بیشتر در ساختار آموزشی و اجتماعی ایران ایجاد میشود. دانشگاه همواره مکان حضور مشترک دانشجویان متوسط و فرودست برای پیشرفت بوده است، اما اکنون دیگر نردبان ترقی اجتماعی و راهی برای تغییر موقعیت اقتصادی و اجتماعی نیست. اکنون دانشگاه به عرصهی آشکار شدن نابرابریهای انباشتهشدهی طبقاتی تبدیل شده است.
بهیمن سلطهی مطلق رانت و دزدیهای حکومتی، کنکور دیگر صرفاً یک آزمون سنجش دانش نیست؛ بلکه در بسیاری موارد «محل آشکار شدن امکانات و محرومیتهایی است که دانشآموز از سالها پیش با خود حمل کرده است»[۲].
طبقهی متوسط در این میان به «بازنده پنهان رقابت آموزشی»[۳] تبدیل شده است. افزایش «هزینههای آموزش، مسکن و زندگی، بخش بزرگی از این طبقه را از بازار آموزش باکیفیت عقب رانده است»[۴]. درنتیجه، هزینهی آموزش از یک سرمایهگذاری برای آینده به هزینهیی تبدیل میشود که بسیاری ناچارند آن را حذف یا محدود کنند؛ نتیجهاش میشود گذشتن از آیندهی اجتماعیِ فرزندان! بنابراین، هنگامی که نتیجهی کنکور اعلام میشود، «بخشی مهم از رقابت، درواقع سالها پیش تعیین شده است»[۵].
رشد فاصلهی طبقاتی در ایران باعث شده است که «اعتماد اجتماعی به پیشرفت و آینده از بین برود»[۶]. به این معنی که تلاش تحصیلی، الزاماً به تحرک و اعتبار اجتماعی و اعتماد به آینده منجر نمیشود. طبقاتی شدن دانشگاههای ایران باعث شده است که این طیف از دانشجویان «بخشی از شبکههای اجتماعی و حرفهای آینده را نیز از دست بدهند؛ شبکههایی که میتوانند در یافتن شغل، ارتقای موقعیت اقتصادی و شکلگیری آینده زندگی، نقش تعیینکننده داشته باشند».[۷]
مشاهده میشود که نظام آموزشی در حاکمیت تمامیتخواه ملایان، برخلاف هویت تعریفشدهاش، به نابرابری طبقاتی دامن میزند و از قبل این سیاست، دانشگاههای دولتی را بیارزش نموده و از طرفی خانوادهها را با سوق دادن بچههایشان به بخش خصوصی، سرکیسه میکند و میچاپد.
در چنین نظمی، دانشگاه بهجای آنکه پل عبور از فقر و نابرابری باشد، به ابزاری برای تثبیت مرزهای طبقاتی تبدیل شده است. آیا از چنین دانشگاهی، جز آیندهیی سترون برای کشور حاصل میشود؟ چنین است که سیاست طبقاتیساز نظام ملایان، از عرصهی اقتصاد و معیشت فراتر رفته و آیندهی یک جامعه و بنیاد علمیِ آن را نشانه رفته است.
پینوشت:
[۱ تا ۷] روزنامه آرمان امروز، ۴ شهریور ۱۴۰۵